انجمن جنرال , General

نسخه کامل: آدولف هیتلر(رهبرآلمان نازی)
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
122 سال پیش در روز 20 آوریل سال 1889 میلادی آدولف هیتلر در منطقه اتریش علیا در امپراتوری اتریش - مجارستان متولد شد.
[تصویر:  hmm069a8yi4m1ytscqh0_thumb.jpg]

پدرش آلویس هیتلر یک کارمند مرفه گمرک بود.وی در سومین ازدواجش با دختر عمویش که 22 سال از او جوانتر بود ازدواج کرد که حاصل این ازدواج آدولف بود.

صدراعظم و رهبر آلمان نازی آینده دوران کودکی خوشی را سپری کرد.پدرش مایل بود او یک کارمند دولت شود اما آدولف به نقاشی و معماری علاقه داشت.

آدولف در تحصیلات بدترین نمرات را می گرفت و سرانجام تحصیل را رها کرد ودر سن 16 سالگی از خانه پدری فرار کرد و به شهر وین رفت اما در سال 1909 میلادی پس از دومین ناکامی اش در امتحان ورودی مدرسه هنرهای زیبای وین ضربه سختی خورد.

این هنرمند ناکام به زودی میراث پدری را به تاراج می دهد به طوری که ناگزیر می شود به اماکن مخصوص بی خانمان ها مراجعه کند.

آدولف خانه بدوش کینه طبقه بورژوا شهر جهان وطن وین را به دل می گیرد و آن را در اعماق قلبش حفظ می کند.

در اوت سال 1914 میلادی پس از آغاز جنگ جهانی اول به طور داوطلبانه به ارتش باویر می پیوندد.

در جبهه جنگ تفاوت طبقاتی و تحقیرهای زندگی غیرنظامی را فراموش می کند و به دلیل شجاعتش در خط اول جبهه توجه افسران را به خود جلب می نماید.

در اوت سال 1918 میلادی در حالیکه سرجوخه بود مدال شجاعت صلیب آهنی درجه یک را دریافت می کند.

سپس در جبهه فلاندر در روز 16 اکتبر سال 1918 میلادی بر اثر گاز سمی مجروح می شود و هنگامی که در بیمارستان بستری بود جنگ خاتمه می یابد.

پس از خاتمه جنگ زندگی پرماجرای آدولف هیتلر آغاز می گردد.

در 24 فوریه سال 1920 میلادی حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان که مخفف حروف اول آن به زبان آلمانی « نازی » است را تاسیس می کند و از سوی پیروان حزبش لقب فوهرر (رهبر) را می گیرد.

از آن پس هیتلر با سخنرانی ها و اعمال خشونت اعضای حزبش مخالفان را مرعوب کرده و سرانجام در سال 1933 میلادی صداعظم آلمان می شود.

این سرآغاز یک دوران سیاه برای تاریخ جهان است که حتی با خاتمه جنگ جهانی دوم که بانی آن هیتلر بود نیز عواقب آن تا سال های سال گریبان بشریت را رها نکرد.

به این ترتیب در روز 20 آوریل سال 1889 میلادی آدولف هیتلر متولد می شود.

در این روز مردی متولد می شود که برای مردم و کشورش از هیچ چیز حتی ریختن خون ملت های دیگر دریغ نکرد.
زنده باد هیتلر
ممنون بابت مطلب خوبت دوستم:a (35):
[تصویر:  e4ibv92j4z54ojfqtfx_thumb.jpg]
آدولف هیتلر شخصیت مظلوم تاریخ!!

بسا اوقات شخصیت ها بدون حق مورد ظلم وحق تلفی قرار می گیرند برای اینکه تاریخ در طول وعرض خود برای افکار وآراء مخالف اجازه عرض اندام نداده تا تاریخ نویسانی را که حق تلفی نمودند ویا تاریخ را مشوه ساختند ، انتقاد نمایند .صدای حقیقت گویی ، اگر چه عملا از طرف نویسندگان مغرض خفه کرده شود باوجود ان در آن رمقی باقی خواهد ماند تا بعد از سالها اختناق وحقیقت پوشی دوباره عرض وجود نماید وبسان آفتاب بتابد .نمونه هایی ازظلم تاریخ را در دو شخصیت مشهور دنیا، دنبال می کنیم .نخست هارون الرشید که تاریخ از ایشان نوشته است که شخص می خوار بود وهمواره درمجالس فسق وفجور در پی اشباع غرایزخویش بود. ولی بعد از تحقیق وبررسی مورخین مخلص، ثابت شد که کمتر می توان انسانی همطراز هارون الرشید یافت، که روزها را روزه میگرفت وشب ها را زنده نگه می داشت، یک سال به جهاد می رفت وسال دیگر به حج خانه خدا.

چنانچه در عهد وزمان ایشان تمدن اسلامی در منتهای ازشکوه وعظمتش قرار داشت ودرعصرایشان بود که آفتاب عالم تاب اسلام در حوزه های فکری، فرهنگی وسیاسی پرتوافگنی میکرد .

شخصیت دومی که تاکنون تاریخ پیرامونش دروغ پراکنی می کند وحکومت او را از بدترین حکومت های جهان معاصر معرفی می کند ادولف هیتلرمی باشد. این را باید دانست که هتلر از طریق انتخابات آزاد ودمکراتیک به حکومت المان دست یافت نه همچوحکومت های عربی که تاکنون از عملیه مردمی ساختن نظام به فاصله اسمان وزمین بدور اند .

این که دیگران رهبرالمان را به دکتاتوری وخودخواهی وهزارویک عیب دیگر متهم می سازند به خاطراین بوده که او درجنگ شکست خورد، شاید اگر پیروز می شد حتما وضعیت طوردیگری می بود .

بادرک این که انگلیس ها وهمچنان جاپانی ها در زمان حکومت امپراتور، اعمال وجنایاتی بالاتر از هتلر انجام دادند، پس چراجهانیان هتلرونازیست ها را تا به امروز به بهانه اینکه درحق جهانیان وبه خصوص یهودی ها مرتکب جنایت شده اند مورد سرزنش وتمسخر واستهزاء قرارمی دهند واز جنایات جاپانی ها وجرایم جنگی انگلیس ها در برابر اسکاتلاندیها وحکومت افریقای جنوبی در برابر سیاه پوست ها وجرایم فرانسه ورهبرانش در برابر مردم الجزایر وجرایم امریکا درویتنام چشم پوشی واغماض می نمایند .

واقعیت این است چنانچه بررسی ها نشان داده اگر هتلر زنده می بود حتما قضیه فلسطین حل شده به حساب می آمد ومساله به عنوان مشکل فلسطین هرگز وجود خارجی نمی داشت ؛ برای این که نبرد هتلر در برابر یهود از این اندیشه نشات می گرفت که امت یهود امتی فاسد است ودربایست ازصحنه وجود به طورابد نابود گردند .همچنان جبهه گیری هیتلر دربرابر یهود مشخص ومعین بود طوری که فرمان نابودی انها را صادر کرد تاجلوخطری که جهانیان را تهدید می کند گرفته شود . وجالب این که هتلر در کتاب خود به نام "نبردمن " که ان را درزندان شهر لاندسبرگ نوشته بود از اصطلاحات وعبارات قران برای اثبات اصلاح نپذیری قوم یهود استفاده نموده واین ایه قران کریم را که می فرماید {حتی یلج الجمل فی سم الخیاط }را درکتابش ذکر کرد .

هیتلر در برابراسلام موقف دیگری داشت، ایشان پس از بررسی هایی پیرامون امتهای گذشته در جهان، اهتمام قابل ملاحظه برنقش مسلمانان داشته طوری که میگوید:"سه قدرت متمدن، جهان را اشغال نمود که عبارت اند از: فارسی ها ورومی ها ومسلمان ها می باشند ، فارسی ها ورومی ها نخست تمدن ایجاد کردند سپس قدرت خود را در کشورگشایی به مصرف رساندند اما مسلمانها عکس این عمل را انجام داده طوری که مسلمانان – به تعبیراو- گروه های غیرمنظمی بودند که جهان را تسخیر نمودند سپس تمدن خلق کردند. وخوبی های تمدن مسلمانان این بود که تمدن خود را بردیگران تحمیل ننمودند ودیگران را مجبوربه ترک تمدن شان نکردند بلکه به شمار تمدن ها افزودند واین خود دلیل متمدن بودن انها می باشد .

ازهمین جاست که هیتلر شیفته تمدن اسلامی شده وباوجود شرایط بحرانی وجنگی، درزمینه اسلام رساله هایی برای معرفی مسلمانان به دیگران به چاپ رسانید وانها را میان لشکریان خود توزیع نمود تا ازاین طریق اسلام ومسلمانان را بشناسند .

می گویند روزی که رهبرالمان تصمیم حمله به مسکو را گرفت خواست سخنرانی ای نماید وازمشاوران خود طلب کرد تا قویترین وزیباترین کلماتی را برایش اختیار کنند تالرزه به اندام جهانیان اندازد دران وقت یک ادیب عراقی ساکن درالمان برای شان گفت این گفتارخداوند را انتخاب نمایید که می فرماید {اقتربت الساعه وانشق القمر } این ایت هیتلر را خوشش امد وسخنرانی خود را باان شروع کرد .

این قصه دال بران است که هیتلرمعتقد به این بوده که اسلام دین حق، توحید، قوت وعدالت است وبااعتماد به این باورهمیشه با جنگجویان مسلمان المانی در هرجا وهروقت فرصت می داد تانمازهای خود را اداء نمایند وجنگجویان مسلمان المانی درساحه برلین گردهم امده ونماز خود را به جماعت اداء می کردند واومنتظرمی بود تانماز انها تمام شود سپس به ایراد خطابه می پرداخت .

وهمچنان بادانشمندان اسلامی نشست وبرخاست هایی داشت وازانها در ارتباط به دین مقدس اسلام وسیرت صحابه کرام ومعامله مسلمانان باغیرمسلمانان درجامعه اسلامی طالب معلومات بیشتر می شد.

واقعیت راباید گفت که رهبر المان مانند دیگرمبارزان تسلیم ناپذیر مورد ظلم تاریخ قرارگرفته وکسانیکه درجنگ علیه او به پیروزی دست یافتند ناجوانمردانه برعلیه او تبلیغات براه انداختند تاشخصیت اسطوره ای او را درچشم جهانیان واژگون نشان دهند ومن به این باورم که اگر هیتلر درجنگ جهانی دوم پیروزمی شد وضعیت طوردیگری می بود وهرگزتاریخ نویسان نامرد جرات دگرگون نشان دادن واقعیت ها زندگی او را نداشته وسخت معتقدم که اگراوبه این بدگویان نیمه نگاهی می انداخت از ترس، یا می مردند ویااینکه ازارشان ازترس خیس می شد.
لینک مرجع