انجمن جنرال , General

نسخه کامل: مصاديق غيبت
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2
راه ديگر براى شناخت بزرگ بودن گناه، بيم و وعيد الهي به عذاب دردناك است. آن جا كه خداوند، جزاى رفتار زشتى را عذاب دردناك معرفى كند، آن رفتار از گناهان بزرگ خواهد بود.
خداوند متعالى در قرآن كريم مى‏فرمايد:
ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشه فى الذين امنوا لهم عذاب اليم.
همانا براى كسانى كه دوست دارند زشتى در بين كسانى كه ايمان آورده اند شايع شود، عذاب دردناكى است.
كه مفسران، عبارت «ان تشيع الفاحشه» در آيه كريمه را به غيبت تفسير كرده‏اند.
حضرت رضا (ع) از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر (ع) نقل مى‏كند كه امام صادق (ع) فرمود: ان الله يبغض البيت اللحم.
خداوند خانه‏اى را كه در آن گوشت وجود دارد، دشمن مى‏دارد.
به امام عرض كردند كه ما گوشت را دوست داريم و خانه هايمان از آن خالى نيست. حضرت فرمود: انما البيت اللحم البيت الذى تؤكل فيه لحوم الناس بالغيبه.
خانه گوشت، خانه‏اى است كه در آن گوشت مردم با غيبت، خورده مى‏شود.
در روايتى ديگر از حضرت آمده است كه پيامبر اكرم (ص) در شب معراج به آتش جهنم نظر افكند و ديد گروهى مشغول خوردن مردار هستند. به جبرئيل فرمود: اين‏ها چه كسانى هستند؟
جبرئيل پاسخ داد: اين‏ها كسانى هستند كه گوشت مردم را مى‏خورند.
از آن جا كه در قيامت، اعمال انسان تجسم مى‏يابد؛ اگر عمل، گناه و سيئه باشد، شكل حيوانات را به خود مى‏گيرد و اگر حسنه باشد، مفرح است و به شكل حوريه و غلمان درمى‏آيد و صالحان در قيامت عمل خود را به شكل حورالعين در آغوش مى‏گيرند و اهل غيبت، در دوزخ مردارخوارند.
اميرمؤمنان على (ع) مى‏فرمايد: الغيبه قوت كلاب النار.
غيبت، خوراك سگ‏هاى آتش است.
در روايت ديگرى با همين مضمون از پيامبراكرم (ص) آمده است:
اجتنبوا الغيبه فانها ادام كلاب النار.
از غيبت بپرهيزيد، چرا كه خورش سگ‏هاى جهنم است.
بدترين نوع غيبت
غيبت از هر مسلمانى زشت و ناروا است؛ اما غيبت از خوبان و صالحان، بسى زشت تر و ناپسندتر است. در روايات آمده است: انسانى كه عيوب و نقايص نيكان را مطرح، و پشت سرشان غيبت كند، دچار يكى از زشت ترين پستى‏ها شده است: من اقبح اللؤم غيبه الاخيار.
از زشت‏ترين پستى‏ها غيبت كردن از نيكان است.
غيبت كردن از اخيار، برگزيدگان و نيكان از نظر دنيايى، پيامدهاى منفى در زندگى انسان به بار مى‏آورد. عمر را كوتاه مى‏كند و گرفتارى‏هاى بسيارى پيش مى‏آورد و انسان را از خوبى‏هاى دنيا و آخرت محروم مى‏سازد.
حكم غيبت از نظر فقهى
پشتوانه احكام در فقه شيعي، ادله اربعه (كتاب، سنت، اجماع و عقل) است و بسيارى از فقيهان شيعى در بحث غيبت مى‏فرمايند:
الغيبه حرام بالادله الاربعه.
غيبت به ادله اربعه حرام است؛
يعنى فتواى ايشان به هر چهار مرجع، مستند شده است كه بر قوت و استحكام فتواى مورد نظر مى‏افزايد. از آن جا كه اين بحث فقهى به طور گسترده در اين مجال نمى‏گنجد، فقط به ذكر روايتى از امام صادق (ع) در اين مورد بسنده مى‏شود كه مى‏فرمايد:
الغيبه حرام على كل مسلم أ و الغيبه تأكل الحسنات كما تأكل النار الحطب.
غيبت بر هر مسلمانى حرام است و غيبت نيكويى‏ها را مى‏خورد، همان گونه كه آتش هيزم را نابود مى‏كند.
رفيقى كه غايب شد اى نيك نام دو چيز است از او بر رفيقان حرام
يكى آن كه مالش به باطل خورند دوم آن كه نامش به غيبت برند

شرايط حرمت غيبت حرمت غيبت از نظر فقهي، شرايطى دارد كه عبارتند از:
1. شخصى كه انسان در غياب او، عيبش را بازگو مى‏كند، مؤمن باشد؛ يعنى بينشان اخوت ايمانى وجود داشته باشد؛ همان گونه كه خداوند متعالى در آيه شريفه سوره حجرات، غيبت را به خوردن گوشت برادر مؤمن تشبيه فرمود.
در همين زمينه، روايتى از امام صادق (ع) به نقل از عبدالرحمن سياب آمده است: ان من الغيبه ان تقول فى اخيك ما ستره الله عليه
غيبت اين است كه درباره برادر مؤمنت عيبى را كه خدا براى او پوشانده است، بگويى؛
بنابراين، اگر عيب كافر پشت سرش گفته شود، غيبت به شمار نمى‏آيد.
مؤمن كسى است كه به همه اصول دين (توحيد، عدل، نبوت، امامت و معاد) اعتقاد داشته باشد.
2. از نظر شرعي، غيبت هنگامى‏پيش مى‏آيد كه پشت سر فرد، «عيب و نقص» او را بازگو كنند؛ ولى اگر كمالش را بگويند (راضى باشد يا نباشد) غيبت شمرده نمى‏شود.
3. عيب و نقصى كه شخص در غياب برادر يا خواهر مؤمنش مى‏گويد، نزد عموم ناخوشايند و ناپسند باشد؛ از اين رو اگر عامه مردم آن عيب را زشت بشمارند؛ ولى خود فرد غايب به بازگفتن آن راضى باشد، غيبت به شمار مى‏رود.
پيش تر از رسول اكرم (ص) در بحث «تفاوت بهتان و غيبت» روايتى آورده شد كه حضرت در تعريف غيبت فرمود: «ذكرك اخاك بما يكره». مقصود ار «يكره» در اين حديث، اين نيست كه آن چه را فقط برادرت خوش ندارد، ذكر كني؛ بلكه منظور، امرى است كه به طور طبيعى و نزد عامه ناخوشايند باشد، زيرا خداوند متعالى راضى نيست آبروى مؤمن در اجتماع بريزد. در روايات هم آمده است:
قوا اعراضكم.
آبروهايتان را حفظ كنيد.
اميرمؤمنان (ع): ليس للمؤمن ان يذل نفسه.
مؤمن حق ندارد خودش را خوار كند.
پيامبر اكرم (ص): ان الله تبارك و تعالى فوض الى المؤمن كل شيء الا اذلال نفسه.
خداوند بلندمرتبه همه چيز، جز ذليل كردن نفس را به مؤمن تفويض كرده است.
امام صادق (ع): پس اگر مؤمن، عيب برادر مؤمن خود را كه ناپسند تلقى مى‏شود، پشت سرش بگويد و آن فرد هم راضى باشد، رضايتش موجب برداشته شدن حرمت اين عمل نمى‏شود.
4. عيب و نقصى در غياب فرد بازگو شود كه از مردم پوشيده بوده است؛ بنابراين اگر فردى به داشتن عيبى نزد مردم معروف باشد، بازگفتن آن نزد كسى كه از آن آگاهى دارد، حرام نيست.
حضرت موسى بن جعفر (ع) فرمود: من ذكر رجلا من خلفه بما هو فيه مما عرفه الناس لم يغتبه و من ذكره من خلفه بما هو فيه مما لايعرفه الناس اغتابه.
كسى كه پشت سر شخصى چيزى را يادآور شود كه همه مردم مى‏دانند، غيبت نيست و اگر كسى پشت سر شخصى نقص يا عيبى را بگويد كه مردم نمى‏دانند، غيبت است.
5. قصد انتقاص وجود داشته باشد؛ يعنى شخص با بازگفتن عيب ديگرى، قصد كاستن از وجهه و شخصيت او را داشته باشد؛ پس اگر بازگفتن عيب، براى درمان و برطرف كردن آن باشد، مثل آن كه انسان، حالات مريضى را به پزشك بگويد، چون قصد انتقاص ندارد، رفتار او غيبت به شمار نمى‏آيد.
6. شنونده داشته باشد؛ پس اگر انسانى تنها نشسته باشد و از روى ناراحتى يادآور عيوب ديگرى شود، چون شنونده ندارد، رفتار او حرام نيست و غيبت به شمار نمى‏رود.
صفحه‌ها: 1 2
لینک مرجع