سال حكومت
اردشير اول
224
-
241
شاپور اول
241
-
272
هرمز اول
272
-
273
بهرام اول
273
-
276
بهرام دوم
276
-
293
بهرام سوم
293
نرسه
293
-
303
هرمز دوم
303
-
309
شاپور دوم
309
-
379
اردشير دوم
379
-
383
شاپور سوم
383
-
388
بهرام چهارم
388
-
399
يزدگرد اول
399
-
420
بهرام پنجم
420
-
438
يزدگرد دوم
438
-
457
هرمز سوم
457
-
459
پيروز
457
-
484
بلاش
484
-
488
قباد اول - دوره اول حكومت
488
-
496
جاماسپ
496
-
498/499
قباد اول - دوره دوم حكومت
498
-
530
خسرو اول - خسرو انوشيروان
531
-
579
هرمز چهارم
579
-
590
خسرو دوم
590
-
بهار 628
بهرام ششم
590
-
591
بستام
591/592
-
597
شيرويه
بهار 628
-
اواخر 628
اردشير سوم
اواخر 628
-
630
شهروراز
629
-
629
پوراندخت
629
-
631
آذرميدخت
631
-
631
هرمز پنجم
631
-
632
پيروز دوم
631
-
632
هرمز پنجم - خسرو چهارم
631
-
637
يزدگرد سوم
درسال 205 ميلادي بابك پدر اردشير كه موبد آتشكده آناهيد در شهر استخر بودگوزهر حاكم استخر را از تخت به زير كشيد.پسر بزرگ بابك شاپور نام داشت و وليعهد او بود ولي به طرز اسرارآميزي درگذشت .اردشير كار پدر را ادامه داد و بر پارس و فراسوي آن سلطه يافت.اردوان پنجم به او حمله كرد ولي كشته شد و حكومت اشكاني منقرض گشت.به اين ترتيب آخرين شاه اشكاني از اردشير شكست خورد و سلسله ساساني جايگزين سلسله اشكاني شد .اردشير در شروع شاهنشاهي خود هم به كشورگشايي پرداخت وهم با روميان درگير شد. او توانست سرزمين وسيعي را به زير فرمان خود درآورد
اتفاقات مهم در دوره شاهنشاهي
تاريخ
شكست دادن اردوان و شروع شاهنشاهي
سال 224 ميلادي
فلات ايران و سواحل عربي خليج فارس را تصرف ميكند
تا 229 م
اردشيردر زمان امپراتور روم سوروس نتوانست بر روميان غلبه كند
قبل از 240 م
مرگ امپراتور روم سوروس
سال 235 م
مناطق بين النهرين ،دورا،كاره،نصبين و هتره به تصرف ساسانيان افتاد
سال 240 م
ساخت شهر فيروز آباد
پس از شكست دادن اردوان
انتقال شاهنشاهي به پسرش شاپور و درگذشت اردشير
سال 242 م
كتب منسوب به تفكرات دوره ساساني
دينكرت
در قرن سوم قمري توسط يكي از پيشوايان زرتشتي نوشته شده و در مورد تاريخ آداب رسوم و ادبيات و مسايل ديني زرتشتي است كه خود از يك دايره المعارف بزرگ باقي مانده است كه تا قرن سوم باقي بوده است. ظاهرا آنرا در اواخر دوره ساساني تاليف كرده بودند
بندهش
اين كتاب كه خلاصه اي از اوستاست در قرن پنجم نوشته شده است و در مورد قواعد ديني و تكوين جهان و تاريخ است
داستان دينك
در اواخر قرن نهم قمري در مورد عقايد ديني تاليف شده است
شكند گمانيك ويژار
كتابي است در دفاع آيين زرتشتي در مقابل ديگر دينها كه در قرن نهم قمري تاليف شده است
خداي نامك
در زمان يزدگرد سوم در مورد داستان شاهان تاليف شده و از مراجع شاهنامه فردوسي بوده است
آيين نامك
كتابي است در مورد تشكيلات اداري پيش از ساسانيان و ساسانيان
گاه نامك
كتابي است در مورد مشاغل و اسامي بزرگان فارس
تاج نامك
در مورد پند و اندرز است
ماتيكان هزار دستان
كتابي در مورد حقوق قضايي و جزايي
نامه تنسر
نوشته اي است كه تنسر موبد موبدان زمان اردشير به پادشاه طبرستان نوشته و او را به اطاعت از اردشير دعوت كرده است. اين كتاب شامل مطالب تاريخي اخلاقي و سياسي دوره ساسانيان است
مينو خرد
كتابي است در مورد 62 مسيله ديني زردشتيان كه در اواخر دوره ساساني تاليف شده و در الفهرست ابن نديم از آن به نام 70 كتاب اشاره شده است.
ارداويراف نامك
در مورد معاد و بهشت و دوزخ كه در قرن سوم توسط يكي از موبدان تاليف شده است
ماتيكان گجستك آباليش
كتابي در اثبات كيش و آيين زرتشتي از قرن سوم قمري
اندرز خسرو گواتان
كتابي است در مورد پند و اندرز خسرو انوشيروان به درباريان
شايست و نا شايست
درباره اعتقاد و وظايف ديني
يادگار زريران
شرح حال پادشاهان باستاني ايران و جنگ با تورانيان
داستان خسرو گواتان وريدگي
كتابي در خورد خسرو پسر قباد و غلامش
كارنامه اردشير بابكان
درشرح حال اردشير بابكان
شهرهاي ايران
كتابي است در مورد شهرهاي ايران در دوره ساساني
آتشكده پرستشگاه زرتشتيان است كه آتش در جايي خاص از آن قرار ميگيرد و آيينهاي ديني در برابر آن انجام ميشود. ايرانيان باستان تا قرن 4 پ م در فضاي باز نيايش ميكردند و اردشير دوم هخامنشي اولين بار نيايشگاه مسقف ساخت.اطلاعات ما در مورد آتشكده ها به زمان ساسانيان باز ميگردد.اين آتشكده ها چهار تاقيهايي گنبد دار هستند كه درون آنها آتشداني قرار دارد و در آن آتش روشن نگه داشته ميشود.آتشكده ها بر اساس نوع آتشي كه در آنها قرار دارد به سه گروه آتش بهرام، آدران و دادگاه تقسيم ميشوند.آتشكده هاي بسياري در ايران باستان ساخته شده است كه پس از ورود تازيان به مرور تخريب شدند.برخي از آنها نيز به مسجد تبديل شدند مانند مسجد جامع اصفهان و اردستان. در جدول زير تعدادي از آتشكده هاي ايران باستان شناسايي شده است. اسامی آن ها:1غرب: آتشكده فيروز آباد
آتشكده آذر گشنسب
آتشكده فرنبغ
آتشكده شهر بيشاپور
معبد كنگاور
معبد آناهيتاي شهر استخر
چهار تاقي آغميون
آتشكده چهارقاپي قصر شيرين
آتشكده آذرجو داراب
آتشكده آذرخش داراب -مسجد سنگي
آتشكده قمپ فسا
آتشكده شوفات تبريز
آتشكده كازرون
آتشكده گره كازرون
آتشكده ميمه دهلران
آتشكده موشكان
آتشكده سياهگل ايوان
آتشكده صميكان شيراز
آتشكده فراش بند
آتشكده كنار سياه فيروز آباد
آتشكده فراز مرا اورخذايا فيروز آباد
آتشگاههاي ساساني لامرد
آتشكده دره شهر
آتشكده قجر دره شهر
آتشكده قينقر مهران
آتشكده شيان كرمانشاه
آتشكده تمر
آتشكده قلعه سام چرداول
آتشكده ميانه
آتشكده اي در ارمنستان
آتشكده خير آباد كهگيلويه
آتشكده كلم
آتشكده نير اعظم
سپاه در دوره ساساني
ظاهرا خيلي سريع پس از روي كار آمدن ساسانيان ارتش نا منظم اشكاني تبديل به ارتش منظم ساساني ميشود. در زمان خسرو انوشيروان ارتش ساساني نظامي كاملا نو پيدا كرد.در دوره هاي اوليه ساساني تشخيص مقامهاي مختلف نظامي از يكديگر مشكل است ولي در دوره هاي متاخر درجه بندي منظمي پيدا كرد.ايران سپاهبذ بالاترين مقام ارتشي بود.او وزير جنگ و فرمانده كل سپاه محسوب ميشد. انوشيروان اين مقام را بين چهار نفر تقسيم كرد و هر كدام گوشه اي از مملكت را اداره ميكردند. سپاهبذ شرق، نيروهاي خراسان ،سكستان و كرمان را زير نظر داشت.سپاهبذ جنوب ، نيروهاي پارس وخوزستان ، سپاهبذ غرب، نيروهاي عراق تا مرز روم شرقي و سپاهبذ شمال نيروهاي ماد بزرگ و ارمنستان
كشاورزان فقير تنهابه اين قصد به جنگ ميرفتند كه ديوارها را بشكنند و كشتگان را لخت كنند. ارتش ايران هنگامي كه دشمن را در حال فرار ميديدند كه به رودخانه يا مانعي ميرسد به او فرصت فرار ميدادند-به نوشته اشپيگل- و به گزارش تئو فيلاكت در جنگ بهرام چوبين با سردار رومي چنين پيغامي رد و بدل شده است.به گمان اين سنت ناشي از تقدس آب بوده است
ساسانيان بي نياز از سرباز مزدور نبودند. براي اين مورد بيشتر از قبايل هون استفاده ميكردند.جنگ هاي ساسانيان متاخر بيشتر براي رسيدن به زر و سيم بود.در زمان انوشيروان سلاح سواران عبارت بود از :برگستوان اسب ،جوشن بلند،زرهي سينه پوش،ران بند،شمشير،نيزه،سپر، گرزي كه به گمر ميبستند، تبرزين، تركشي با دو كمان به زه كشيده و سي تير و بالاخره دو زه تابيده كه سواركار آنرا از پشت كلاه خود مي آويخت.با اين حال سلاح اصلي نيزه و كمان بود.آنها وسايل ساخت سريع پل بر رودخانه نيز هميشه همراه داشتند.
اسواران يا شواليه ها محافظ پسران شاه و خانواده اشراف بودند.روي هم رفته سواره نظام سنگين وزن زره پوش هسته اصلي سپاه بودند.آنها لباسي فلزي داشتند كه مانند لباس استرچ بر بدن ميچسبيد و صورتشان نيز نقابي داشت و تير بر آنها اثر نمي كرد.پشت سواره نظام فيلها قرار داشتند. در آخر پياده ها بودند كه روستاييان فقير بدون حقوق بودند.ساسانيان فن دژستاني را آموخته بودند و منجنيق و برج متحرك و سرب گداخته و وسايل آتش زا داشتند. اسيران جنگي را مي فروختند يا براي آباداني كشور مورد استفاده ميگرفتند.ساسانيان مانند هخامنشيان سپاه .جاويدان ده هزار نفره داشتند
سربازان چپ دست به گزارش دينوري سمت چپ سپاه قرار ميگرفتند. براي قلب سپاه مكان مرتفعي انتخاب ميشد.سپاه رو به نور آفتاب و باد قرار نمي گرفت.وقتي به دشمن حمله ميكردند كه نيروهاي خودي يك ونيم برابر دشمن باشند وگر نه صبر ميكردند تا دشمن حمله كند.كمينگاهها نزديك آب انتخاب ميشدند.معمولا در شب حمله ميكردند. قبل از حمله جاسوساني به قلب دشمن ميفرستادند تا هم خبر بگيرند و هم روحيه آنها را ضعيف كنند.براي گشودن قلعه از گلوله هاي نفتي استفاده ميكردند. دعوت از دشمن براي رويارويي تن به تن. .حريفان در جنگ راهي براي ترساندن دشمن و تضعيف روحيه بود
وقتي فرمانده كشته ميشد سپاه از هم ميپاشيد.زيرا اغلب افراد بي تجربه سپاه را پر ميكردند. در زمان جنگ سر شماري ميشد.اين كار را بعد از جنگ نيز انجام ميدادند تا تعداد كشتگان را حساب كنند
در زمان حمله مكي ها به مدينه،سلمان فارسي پيشنهاد حفر خندق دور شهر مدينه را دادو به تصويب حضرت محمد رسيد
كتابهايي كه از زمان ساسانيان رديابي شده اند عبارتند از اصول تير اندازي از بهرام گور،كتابهايي در مورد دفاع شاهان ساساني از مرزهاي خود،فنون جنگي در تصرف دژها،كمين كردن و گماشتن جاسوس كه براي اردشير بابكان تاليف شده بود. اين كتابها را ابن نديم ترجمه و ليست كرده است
نقش رجب
سنگ نگاره هايي از اردشير اول و شاپور اول ساساني وكرتير روحاني قدرتمند ساساني
نقش رجب در سه کیلومتری شمال تخت جمشید قرار دارد و در کنار آن جاده اصفهان شیراز می گذرد.سمت دیگر جاده نیز شهر استخر قرار دارد. در این محل چند سنگ نگاره ساسانی قرار دارد. حالت طبیعی صخره مانند سایه بان است و در این محل فردی به نام رجب قهوه خانه ای .داشته و بدین سان سنگ نگاره های ساسانی به نام نقش رجب شناخته می شوند
اردشير اول
چهار سنگ نگاره کنار هم قرار دارند و قدیمی ترین آنها متعلق به اردشیر اول است که موسس سلسله ساسانی است.پدر او اردوان پنجم را شکست می دهد ولی خود خیلی زود می میرد و اردشیر اول اولین شاه ساسانی شناخته می شود.او تیسفون پایتخت اشکانیان را تصرف می کند وآنها را به کلی منقرض می کند. در این سنگ نگاره اردشیر اول در حال گرفتن نشان شاهی از اهورامزدا نشان داده شده است .اهورامزدا در سمت راست شاه حلقه شاهی را به او می دهد و در دستانش شاخه برسم قرار دارد. آندو لباسی شبیه هم دارند.در کنار شاه بزرگان دیگر نقش .بسته اند
دو خادم درباری شاه در سمت چپ او هستند و یکی از آنها مگس پرانی را تکان می دهد .مرد سمت چپی در همه سنگ نگاره های اردشیر اول دیده می شود و حتما مرد مهمی بوده است. دو زن در سمت راست اهورامزدا قرار دارند که حتما یکی ملکه و دیگری نجیب زاده دیگری می باشد و در کنار آنها نوشته شده دین زرتشت در حال انقراض بودکه من اردشیر شاه آن را زنده کردم
دو نگاره کوچک بین شاه و اهورامزدا قرار دارندو سمت چپی که کنار پای شاه است پسرش شاپور است که از روی کلاهش شناسایی میشود و دیگری که شاخه برسمی در دست دارد .شناسایی نشده است
در نقش رستم نیز همچین نگاره ای با همین موضوع قرار دارد ولی در آنجا شاه و اهورامزدا بر اسب سوار .هستند
شاپوراول
نقش برجسته دوم از آن پسر و جانشین اردشیر اول یعنی شاپور اول می باشد .این نگاره الهام گرفته از نقش برجسته اردشیر در نقش رستم می باشد.در این نگاره شاه سوار بر اسب از اهورامزدا که او هم بر اسب نشسته حلقه پادشاهی را می گیرد . صورت شاه و خدا هر دو بسیار صدمه دیده اند
شاپوراول
در نگاره سوم نیز شاپور اول را می بینیم که بر پشت اسب نشسته است.پشت سر او نه نفر از درباریان ایستاده اند از این نه نفر فقط فرد اول پشت سر شاه شناسایی شده است که هرمز ولیعهد او است. در جلوی اسب شاه هیچ دشمن شکست خورده ای زانو نزده و این نشان می دهد که این نگاره قبل از سال 244 میلادی حک شده است او در این سال گاردین سوم امپراتور روم را شکست داده است و شرح این شکست در سنگ نگاره ای در بیشاپور آمده است. سنگ نبشته جلوی اسب شاه می گوید
ترجمه كتيبه بر سينه اسب: اين پيكري است از بغ مزدا پرست، خدايگان شاپور
شاهان شاه ايران و انيران كه چهره از يزدان دارد
پسر بغ مزدا پرست، خدايگان، اردشير شاهان شاه كه چهرا از يزدان دارد
نواده خدايگان بابك شاه
كرتير
در زمان پادشاهی بهرام دوم سنگ نگاره کوچکی نیز به طرحهای نقش رجب اضافه شده است که در سمت چپ سنگ ناره اول قرار دارد. این نگاره متعلق به کرتیر روحانی با نفوذ و قدرتمند زرتشتی می باشد و تنها نگاره ای است که متعلق به شاهان نیست. در این نگاره او خدمات خود را به سلسله ساسانی برشمرده است
پیشاپور
شهر تاريخي بيشاپوردر كنار يكي از شاهراههاي ارتباطي كشور در زمان شاپور اول بنا شد، ويرانههاي بيشاپور در بيست و سه كيلومتري غرب كازرون در استان فارس واقع است .ساخت بناي بيشاپور به دستور شاپور اول بعد از پيروزي او بر والرين امپراتور روم آغاز شد.طراح و سازنده شهر اپساي دبير،معمار بزرگ عصر خود بود. شهر 2 كيلومتر طول و 1 كيلومتر عرض داشته و چهار ضلعي است .بيشاپور از يك سو به كوه،كه دژي براي حفاظت از شهر بوده، و از سوي ديگر به رودخانه محصور شده و اطراف آنرا بارو و خندق فرا گرفته است
وجه تسميه و تاريخ بناي شهر
بيشاپور يكي از شهرهايي است كه شاپور اول آنرا بنا كرده است. واژه بي بر سر نام شاپور آمده است،اين همان واژه به يا وه در زبان پهلوي است كه به معناي نيك است. محققان آنرا شهر زيباي شاپور دانسته اند.اين شهر در سال 260 م بنا شد
از بافت شهر چنين پيداست كه زندگي محله اي در اين شهر معمول بوده است و هر محله اي حدودي معين داشته است.شهر مانند بيشتر شهرهاي امروزي ايران داراي دو خيابان اصلي بوده كه در مركز شهر همديگررا قطع ميكردند . مصالح بكار رفته در بناهاي شهر قطعه سنگهاي نتراشيده،قلوه سنگ ،آجر و خشت با ملاطي از گچ و ساروج است. كاخها در سمت شرقي شهر بنا شده بودند.تالار بزرگ كاخ ، مربعي به ضلع بيست ودو متر بوده كه گنبدي به ارتفاع بيست و پنج متر بر آن سوار بوده است،كه چهار ايوان سه اتاقه درپيرامون دا شته است. شست و چهار طاقچه گچبري شده ديوارهاي تالار اصلي را با رنگهاي سرخ و زرد و سياه زينت مي دادند .طرح اين گچبريها تا حدودي تحت تاثير هنر يونان بوده است.در حاشيه حياط موزاييكهايي با تركيبي از عناصر رومي و ايراني قرار داشته است. در نقشهاي اين موزاييكها تصويري از چند زن و مرد درباري و زني در حال نواختن چنگ به چشم ميخورد.هنر موزاييك سازي برگرفته از روم بوده كه با طرحهايي دلنشين از هنرمندان ايراني آميخته شده است . دركنار اين كاخ پرستشگاهي قرار دارد كه بايد ، با شناختي كه از بينش ساسانيان داريم ، معبدآناهيتا باشد در كتاب التنبيه و الاشراف مسعودي آمده است كه ماني در شهر بيشاپور توسط كرتير محاكمه و اعدام شد
فيروز آباد
باوقارترين يادگار ساسانيان فيروز آباد نام امروزي شهر اردشير خوره است. درنزديكي شهر فيروز آباد چندين اثر ساساني وجود داردكه از آن جمله ميتوان به شهر گور ،كاخ اردشير بابكان و قلعه دختر و دو سنگ نگاره ساساني نيز ديده ميشود. اين دو سنگ نگاره در فاصله يك كيلومتري هم قرار دارند . در شهر گور تاكنون حفاري علمي انجام نشده است.اين شهر يك برج بلند نيز دارد .در قصر اردشير بابكان ميتوان به عظمت معماري ساساني پي برد. تاقهاي گنبدي بلند همانند سقف مساجد امروزي چشم هر بيننده اي را خيره ميكندوانعكاس صدا در آنها هوش از سر آدمي ميبرد.در كنار اين قصر يك آتشكده نيز ديده ميشود قلعه دختر:
قلعه دختر دركنار جاده شيراز به فيروز آباد قرار دارد و چون بر روي يك تپه غير قابل دسترس است براي بازديد از آن ميتوان از يك دستگاه تله كابين استفاده نمود(البته هميشه تعطيل است) و به همين دليل ميتوان دليل نام گذاري آنرا به قلعه دختر توجيه نمود.گذشتگان ما معمولا بناهايي را كه به راحتي قابل دسترسي نيستند به كنايه از باكرگي دختران ، به اين نام ميخواندند . يك دليل ديگر در نامگذاري برخي بناها به نام قلعه دختر اين است كه احتمالا اين بناها معبد آناهيتا بوده اند و از آنجا كه الهه آناهيتا جنسيت مونث دارد در طول ساليان وقتي پرستش آناهيتا به فراموشي سپرده شد فقط نامي بيان كننده جنسيت مونث بنا بر آن مانده است. بناي قلعه دختر فيروز آباد بر روي تپه سنگي با شيب زياد قرار دارد و در آن ساختمانهايي شبيه كاخ و سربازخانه وجود دارد . دروازه ورودي در سمت راست قرار دارد ،پس از آن يك حياط قرار دارد كه آن را اتاقهايي محصور كرده اند و در سمت چپ كاخ شاهي قرار دارد.كاخ شاهي شامل يك ايوان بزرگ و سقفي گنبدي شكل است
شهر گور در جنوب قلعه دختر شهر اردشير قرار دارد كه اكنون به شهر گور مشهور است. مانند بسياري از شهرهاي باستاني ايران شهر به صورت دايره است و دو ديوار حايل دارد. ساخت شهر به زماني باز ميگردد كه اردشير بر شاه اشكاني پيروز شد و ايران را مطيع خود كرد، يعني آغاز سلسله ساسانيان. در اين شهر برج بلندي قرار دارد كه ارتفاع آن بيش از 30 متر است و دليل ساخت آن براي ما مشخص نيست. اين برج در نقطه اي قرار دارد كه چهار خيابان اصلي شهر به هم ميرسند. ديوار داخلي از مركز شهر 450 متر فاصله دارد و ديوار بيروني كمي بيشتر. نكته قابل توجه اينكه اين شهر تاكنون حفاري نشده است و نميتوان به درجه اهميت باستان شناسي آن پي برد و مورد عجيب آنكه در سطح اين شهر بر خلاف ديگر محوطه هاي باستاني سفال و شكسته هاي كوزه به چشم نميخورد! در كنار برج يك ميدان سنگي مرتفع قرار دارد كه احتمالا مركز شهر بوده است
كاخ اردشير به فاصله كمي از شهر گور در شمال آن قصر زيباي اردشير قرار دارد. درجاده شيراز به فيروز آباد پس از عبور از قلعه دختر نزديك شهر فيروز آباد ميتوان اين كاخ را در سمت شرق مشاهده كرد. در شمال كاخ يك آبگير قرار دارد . كاخ شامل يك سالن مركزي است كه با دو گنبد بلند احاطه شده است و روبروي آبگير يك ايوان بلند قرار دارد. ابعاداين كاخ زيبا 55*104 متر است
ديوارهاي نگه دارنده ايوان مركزي در بعضي جاها بيش از چهار متر پهنا دارند. ايوان به سالن مركزي متصل است كه آنهم در دو طرف دو سالن ديگر دارد و همگي سقفهاي گنبدي بلندي دارند. معماري اين بنا همانند معماري حمام كاراكالا در روم استكه در قرن سوم ميلادي ساخته شده است سالن مركزي يك شاه نشين كوچك است و تزيينات ديوارهاي آن مانند تزيينات تخت جمشيد است. . گنبد بلند اين سالن از آجر ساخته شده است.مانند آنرا ميتوان در كاخ سروستان مشاهده كرد و ميدانيم در تخت سليمان نيز وجود داشته و اين نوع معماري پس از اسلام وارد طرح مساجد شد و در آنجا به كمال رسيد