انجمن جنرال , General

نسخه کامل: ادعیه و مناجات
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2 3 4
(خواص سوره های قرآن)



1) فاتحه: مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کليد بهبودي-برآورده شدن حاجات- درمان بيماري ها – رهايي از عزاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسيدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشايش گناهان پدر ومادر


2) آل عمران: درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زايمان رفع ديون آسان شدن مشکلات – ازدياد روزي


3) نساء : پاداش الهي – حکم صدقه – رهايي از فشار قبر


4) مائده : استقامت در توحيداعطاي حسنات – بخشش گناهان


5) انعام : رفع بيماري – ستايش فرشتگان تا روز قيامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما ليخوليا – دفع بلايا



6) اعراف : رفع بازخواست روز قيامت – همنشيني با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان


7) انفال : محافظت از نفاق – افتخار شيعه – شرمندگي دشمنان – شفاعت پيامبر در روز قيامت – محافظت در برابر تعدي – پيروزي در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگي گناهان – ارتقاي مقام


8) توبه : جلوگيري از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطاي حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پيري –آشکار شدن عيوب - اعطراف دزد


9) هود: اعطاي حسنات – رستگاري روز قيامت – بر انگيخته شدن در گروه پيامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پيروزي بر دشمنان – بيمناک شدن دشمنان از او – مقام شهيد يافتن در روز قيامت


10) يوسف : چهره زيبا يافتن – رفع هراس – صالح شدن – دوري از زنا – آسان شدن سختي مرگ مقاوم شدن در برابر چشم زخم – يافتن قدرت و مکنت –برآورده شدن حاجات


11)رعد: رهايي ازصاعقه –ورود به بهشت شفيع شدن براي خانواده – کمک به انقلاب عليه ظالمان اعطاي حسنات استقامت در روز قيامت


12)ابراهيم : رفع فقر وجنون ومصيبت – جلوگيري از گريه و وحشت کودک –گرفته شدن ازشير مادر –اعطاي حسنات – رفع ناراحتي کودکا ن


13)حجر: اعطاي حسنات- رفع فقر و جنون ومصيبت –ازدياد شير زنان –ازدياد رزق حسن خريد و فروش


14)نحل:عدم پرداخت تاوان –رفع هفتاد نوع بلا-استقرار در بهشت –ثمره دادن درختان –منغرض نمودن دشمنان –عدم بازخواست در روز قيامت


15)اسراء:شاهد ظهور حضرت قاِِِئم شدن –خطا نرفتن تير –به سخن امدن کودک –قابل فهم شدن سختيها


16)کهف:بيدار شدن به موقع از خواب شهيد از دنيا رفتن –بخشوده شدن گناهان –نوراني شدن –رفع تنگ دستي –امان يافتن از آزار-دور شدن آفات –در امان ماندن از فتنه دجا ل-قرار گرفتن در بهشت –کفاره شدن بر گناهان


17)مريم:به دست آوردن ثروت و فرزند –اصحاب عيسي شدن در قيامت –شوکت سليمان يافتن درقيامت –اعطا حسنات-خواب هاي خوش ديدن –جلوگيري از دستبرد دزدان-رفع ترس-خير و برکت درخانه –دور شدن حوادث ناگوار از خانه


18)طه: پاداش در آن دنيا ثواب مهاجرين وانصار را يافتن –شنيدن پاسخ مثبت در خواستگاري-ايجاد صلح –حفاظت در مقابل زورمداران –اجابت خاسته ها-خواستگار يافتن دختر –آسان شدن ازدواج


19)انبيا:ديدن عجايب در خواب –رفع بي خوابي


20)حج:تشرف به مکه –اهداي حسنات –سقوط حاکم ستمگر


21)مومنون:عاقبت به خير شدن –به بهشت رفتن –تنفر از شراب


22)نور:بيمه شدن جان و دارايي و زنان –آمريزيده شدن-اعطاي حسنات-محتلم نشدن عدم تمايل به نزديکي-


23)فرقان: رهايي ازعذاب دوزخ –محاسبه نشدن –رفتن به بهشت –مردن حيوان مورد نظر –عدم اتمام معاملات


24)شعرا:اولياي خداوند شدن –دچار مشکل نشدن –رفتن به بهشت –اعطاي حسنات –خواننده ي کتب الهي شدن –شفا از بيماريها –دستيابي به گنج –در امان ماندن از درد آتش و سيل سخت آمدن طلاق بر زن


25)نمل:اعطاي حسنات –در امان ماندن خانه از مار و حيوانات موذي


26)قصص:اعطاي حسنات-شهادت به راستگويي- رفع درد ها وبيماري ها –رفع شکم درد ودرد طهال وکبد


27)عنکبوت :رفع گناهان –اعطاي حسنات-رفع بيماري ها ودردها –شادابي قلب – خوش خوابيدن


28)روم:اعطاي حسنات –يافتن گمشده –بيمار کردن دشمن


29)لقمان :حفاظت از شيطان – همنشيني با لقمان در قيامت –اعطاي حسنات – رفع بيماري ها ودردها قطع خونريزي بدن – رفع بيماري درد ورنج


30)سجده:داده شدن ناممه عمل به دست راست –عدم بازخواست در روز قيامت – همنشيني با پيامبر و خاندانش در روز قيامت – ثواب راز ونياز شب قدر –رفع بيماري تب –درمان سر درد ودرد مفاصل – درمان تب سه روزه


31)احزاب:قرار گرفتن کنار پيامبر وهمسرانش در روز قيامت –درامان بودن قبر –افزايش خواستگاران


32)سباء:حفاظت شب تا صبح توسط خداوند –کسب خيرات در دنيا وآخرت –داشتن همنشين سالم در روز قيامت –دور شدن حيوانات و حشرات –بري شدن از ترس


33)فاطر:ورود به بهشت –منکوب کردن مخالفين –رفع بيماري سردرد – جلوگيري از تخريب هنگام زلزله


34)ياسين:افزايش رزق وروزي حفاظت شدن در برابر خطرات وشيطان وافت ها - ورود به بهشت – غسل به دستان فرشتگان –مصونيت از فشار قبر-نورانيت- همراهي فرشتگان در پل صراط – مقام بالا نزد خداوند –ايستادن درکنار پيامبران –شفاعت شدن –بازخواست نشد ن- همنشيني با پيامبر(ص)-اعطاي حسنات – مصون بودن در برابر فقر وبدهي و ويراني و بلا وجنون وجزام و وسواس و...-تخفيف وحشت قبر –آمرزش وخشنودي خداوند –ثواب دوازده بار تلاوت قرآن – تقويت حافظه-پيروزي در مناظرات – مصونيت در برابر چشم زخم وحسادت وجن وانس وجنون وحشرات –ازدياد شير در زنان


35)صافات : تسهيل مرگ –مصون بودن در برابر آفات و بلايا – ازدياد رزق – حفاظت از گزند شيطان – مبعوث شدن با شهيدان – اعطاي حسنات – ديدن جنيان و عدم آسيب آنان – آرامش از اضطراب


36)ص: اعطاي خيرات در دنيا و آخرت – ورود به بهشت – جلوگيري از گناهان صغيره و کبيره – آشکار کردن معايب حاکم يا قاضي-


37)زمر: شرف و بزرگي در دنيا و آخرت – مورد احترام واقع شدن – حرمت آتش دوزخ بر او- ورودبه بهشت – کسب سلام پيامبران و صديقان – آمرزيده شدن –مورد ثنا و تشکر واقع شدن


38)مومنون: بخشايش گناهان –کسب تقوا –خيردر اخرت –خرم شدن باغ- خير وبرکت مغازه – شفاي ماليخوليا – درمان دمل – رفع بيماري وحشت زدگي – التيام دل درد – درمان بي هوشي وغش –درمان دردطحال-


39) فصلت: نورا نيت در روز قيامت قيامت – سعا دت در زندگي دنيوي – اعطاي حسنات درمان درد قلب- درمان چشم درد


40)شوري : نورانيت در روز قيامت – ورود به بهشت – رفع چشم درد – درود فرشتگا ن بر او –در امان بودن از گزند مردم –رفع خطرات سفر

41)زحزف: مصون بودن از گزند حيوانات زمين وفشار قبر – ورود به بهشت – عدم احتياج به دارو –رفع مرض صرع



42)دخان: سهولت محاسبه در روز قيامت –پاداش ازاد کردن صد هزار فرد گرفتار- بخشيدن گناهان –رهايي از نيرنگ شيطان – خوابهاي نيکو ديد ن –رفع بيماري سر درد – ازدياد ثروت – رونق تجارت –رهايي ازگزند حاکم –محبوبيت نزد مردم – رفع بيماري يبوست



43)جاثيه: نديدن آتش جهنم ونشنيد ن صدا وصيحه ي ان- همراهي حضرت محمد –ازبين رفتن ترس و وحشت در روز قيامت – پوشيده شدن زشتيها – در امان ماندن از قدرت زورمندان – محترم شدن نزد مردم – در امان ماندن از فتنه گران – نگهدار کودک خواهد بود



44)احقاف : در دنيا دچار وحشت نشدن -در امان ماندن روز قيامت – به تعداد انسانهاي زمين ده حسنه نوشته وده گناه بخشوده وده مرتبه بر مقام او افزوده ميشود –جسمي قوي يافتن –سالم ماندن در برابر بيماري هاي کودکانه – ارامش يافتن از زمان کودکي محبوب شدن نزد مردم – شنيده ها را درک کردن – تسکين و درمان بيماري ها



45)محّمد(ص) : هرگز مشرک نگردد – شک به دين راه نيابد – فقير نشدن – نترسيدن از حاکم – مصون ماندن از شک در دين تا هنگام مرگ – هزار فرشته در قبرش نماز مي خوانند – همراهي فرشتگان – در پناه خداوند و پيامبر قرار گرفتن – پس از برانگيخته شدن صورت پيامبر را ديدن – سيراب شدن از نهرهاي بهشتي – مصون ماندن از امور ناپسند و بيماري ها – دوري جنيان از وي



46)فتح: بيمه شدن مال و ثروت و همسران و املاک- ورود به بهشت – مصون ماندن ازدزدان – پذيرفته شدن سخن وي نزد مردم – تويت حافظه – کسب خيرو برکت – رفع بيماري هراس – در امان ماندن از غرق شدن



47) حجرات: در شمار زايران پيامبر اکرم قرار گرفتن – اعطاي حسنات – در امان بودن از وحشت جنگ – باز شدن درهاي خير و برکت – پيروزي در جنگها خروج شيطان از بدن - مصون ماندن از ترس – فزوني يافتن شير مادر



48)ق: ازدياد روزي – مثبت شدن نامه ي اعمال –سهولت مرگ –درمان صرع – ازدياد شير مادر


49)ذاريات : سا مان يافتن زندگي – ازدياد روزي – روشن شدن قبر – اعطاي حسنات – رفع درد درون – سهولت زايمان – اسان شدن مرگ


50)طور : اعطاي خير و برکت – دور شدن از عذاب الهي – رسيدن به بهشت – ازادي اسير و زنداني – خوشايندي سفر – بهبودي عقرب گزيدگي


51)نجم: زنگي با اوصاف نيک – بخشايش گناهان – اعطاي حسنات – شجاعت در برابر زورمندان جلب احترام حاکم – شجاعت در برابر شياطين


52)قمر (اقتربت): رسيدن به بهشت – روسفيدي در قيامت – مورد احترام بودن در سفره ها – محبوبيت ميان مردم – سهل شدن امور مشکل


53)الرحمن : شفاعت کردن در روز قيامت – شهيد محسوب شدن –آسان شدن مشکلات- شفاي چشم درد امنيت يافتن - سهل شدن امور مشکل – رفع بيماري آفات از خانه


54) واقعه : عزت در ميان مردم – رفع بيماري بدبختي و فقر – همنشيني با حضرت علي عليه السلام - نورانيت وجه در هنگام ملاقات خداوند – خير و برکت خانه – پيروزي و ثروت و موفقيت- بخشش گناهان – سهولت احتضار


55)حديد : عدم عذاب در دنيا – رفع بلايا – درکظهور حضرت قا ئم عليه السلام – نعمت بهشت – آزادي زنداني – مصونيت در جنگ – التيام درد


56)مجادله: تسکين درد –حفظ د فينه – آرامش بيمار – مصونيت از حوادث ناگوار- رفع آفات از حبوبات


57)حشر: درود فرستادن کا ينات به او- در حکم شهيد قرار گرفتن – مصون شدن از بلايا- اجابت خواسته ها- آسان شدن مشکلات تقويت حا فظه

58)ممتحنه: دفع فقر – نورانيت ديدگان – رفع جنون –درود فرشتگان – در حکم شهيد قرار گرفتن – شفاعت شدن – درمان بيماري طحال – آسودگي در زندگي


59)صف : قرار گرفتن در صف فرشتگان و پيامبران – همنشيني حضرت عيسي عليه السلام - امنيت در سفرها


60)جمعه : پا داش بهشت - اعطاي حسنات –رفع هراس – بخشودگي گناهان – رهايي از وسوسه هاي شيطان


61)منافقون : رفتن به بهشت – رفع بيماري نفاق و شک – درمان دمل – رفع دردهاي دروني – شفاي بيمار – درمان چشم درد

62)تغابن: شفاعت شدن – به بهشت رفتن – همجواري پيامبر – درک ظهور حضرت قا ِِيم عليه السلام رفع مرگ ناگهاني – رفع شر حاکم


63)طلاق: رفع آ تش دوزخ –رسيدن به تو به ي نصوح – ايجاد فتنه در محل دشمن


64تحريم : نصيب شدن توبه نصوح – شفاي گزيده شده – درمان صرع – دفع لرزش- درمان بي خوابي –رفع بي پولي و قرض


65)ملک (تبارک ) : مصون بودن در روز قيامت – رفع عذاب قبر – پاداشي همچون پاداش شب قدر – مونس قبر – شفاعت شدن – رفع گرفتاري روح مردگان


66)قلم : رفع فقر – دفع عذاب قبر – رسيدن به ثواب اصحا ب کهف – رفع دندان درد – آساني محاسبه درروز قيامت – حفظ جنين هوش و حافظه ي کودک


67)معراج: رفع بازخواست در روز قيامت – هم منزلي با حضرت محمدصل الله عليه و اله وسلم گشايش در کار زندا ني – رفع احتلام در خواب


68)نوح عليه السلام : قرار گرفتن در منزل پاکان ازدواج با حو ريه هاي بهشتي – اجابت دعا –مقدر شدن بهشت


69)جن : عدم ابتلا به چشم زخم و سحر و افسون ونيرنگ جنييان - رسيدن به اجر بزرگ – فرار جنييان – مصون شدن از گزند حاکم – رفع گرفتاريهاي انسان – سهولت مشکلات


70)مزمل : زندگي پاک و نيکو در د نيا – مرگ راحت و خوب - رسين به اجرآزاد کردن فرد گرفتار- در خواب ديدن پيامبر عليه السلام –رفع بيماري سختي هاي دنيا وآخرت- اعطاي حسنات


71)مدثر : مقامي نزديک به مقام پيامبر عليه السلام – مصونيت از سختي وستم دنيا – اعطاي حسنات – سعه قلب – افتخار حفظ قرآن


72)قيامت : همراه پيامبر عليه السلام از قبر برانگيخته خواهد شد – همراهي پيامبر عليه السلام تا عبور از پل صراط – شهادت دادن پيامبر عليه السلام و جبرئيل به ايمان او- نورانيت چهره در روز قيامت – فزوني رزق حفظ در برابر حوادث – محبوبيت نزد مردم – فروتن ساختن قلب – پاک دامن کردن انسان – از هيچ زور مداري نمي هراسد


73: انسا ن: همنشيني با پيا مبر – به ازدواج حورالعين در آمدن – پاداش بهشت و حرير گرفتن – قوي شدن نفس ضعيف – تسکين درد قلب – تندرستي – هر چه بخواهد پاداش گيرد – سود بردن بدن – نيرومند گشتن جان – قوت بخشيدن به اعصاب تسکين نگراني و اضطراب


74: مرسلات : ميان او و حضرت محمد آشنايي برقرار گردد – در زمره کساني ست که به خداوند شرک نمي ورزند – قدرتمند گشتن بر د شمن در محاکمه – پيروزي بر دشمن – تسکين دل درد


75: نبا ء : مشرف شدن به خانه ي خدا – محا سبه در روز قيامت به اندا زه ي نوشتن سوره خواهد بود – رفتن به بهشت – دفع شپش – قدرت و هيبت يافتن – به خواب نرفتن – حفظ در برابر حوادث


76: نازعات : سيراب از دنيا رفتن – سيراب برانگيخته شدن – سيراب وارد بهشت شدن – در امان ماندن ا ز عذاب خدا وند – نوشيدن شراب گواراي بهشتي – در امان ماندن از گزند دشمنان


77: عبس : قرار گرفتن زير سا يه ي کرامت الهي دربهشت – حفظ از رسوايي درقيامت – درمان چشم درد و آب ريزش آن


78: انفطار : ازبين رفتن حجاب ميان او وخدا وند در روز قيامت – مستور ماندن دشتي ها درقيامت – مانع رسوايي در قيامت – آزاد شدن اسير – اصلاح شدن امر انسان در قيامت – بخشوده شدن گناهان – فزوني نور ديدگان – درمان چشم درد و تاري


79: مطففين : در امان ماندن از آتش جهنم – نو شيدن از شراب گواري بهشتي – مصون ماندن انبار از آفت ها – در امان ماندن شي از گزند حشرات


80: انشقاق: از بين رفتن حجاب ميان او و خداوند - درامان ماندن از گرفتن نامه ي عمل از پشت سر – آسان شدن زايمان- درامان ماندن خانه وحيواناتاز گزندحشرات


81: بروج : در محشر همراه پيامبر و صالحان بودن – اعطاي حسنات – نجات يافتن از گرفتاري – پاداش بزرگ – در امان ماندن از ترس - گرفتن از شير آسان شدن بر کودک – در پناه خداوند بودن


82: طارق : مقام والا نزد خدا داشتن – در بهشت همنشين مومنين بودن اعطاي حسنات – محافظت اشياء- چرکي نشدن زخم – شفايافتن


83:اعلي: وارد شدن به بهشت از در دلخواه - فضيلت خواندن مصحف مو سي و ابراهيم عليه السلام را يافتن – دادن پاداش به او – تسکين درد گوش – رفع بواسير – تسکين درد – شفاي شکستگي


84)غاشيه : مشمول رحمت خدا واقع شدن- موصون ماندن از عذاب جهنم – محاسبه اسان –آرام شدن گريه نوزاد –آرام شدن حيوان سرکش –رفع بيماري دندان درد –صحت و سلامت در غذا


85)فجر:در قيامت همراه امام حسين بودن –بخشوده شدن گناهان –اعطاي حسنات فرزند پسر –قرار دادن نور در قيامت –در امان ماندن از گزند هر چيز


86)بلد:مشهور شدن به نيکوکاري در دنيا –يافتن مقام بالا نزد خدا – همنشيني پيامبران و شهيدان در قيامت –در امان ماندن از خشم خدا –در امان ماندن کودک از بيماري –در امان ماندن از گردنه کوود-در امان بودن گريه کودک –دفع درد بيني در کودک –


87)شمس:شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت –به بهشت رفتن به منزله صدقه دادن –موفق گشتن – عزيز شدن نزد مردم – افزايش رزق – آرام گرفتن لرز بدن


88)ليل :شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – اعطاي نعمت از جانب خدا – حل مشکلات – خوش خوابيدن – فضيلت تلاوت ربع قرآن – پذيرفته شدن نماز نزد خدا – اجابت حاجات – خواب خوب ديدن – بهبود يافتن صرع و بيهو شي


89)ضحي : شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – شفاعت حضرت محمد – اعطاي حسنات – بازگشت گمشده – حفاظت شيئ مخفي


90)شرح :شهادت دادن همه چيز به نفع او در قيامت- به بهشت رفتن – اعطاي يقين و سلامتي – درمان سينه درد – درمان بند آمدن ادرار – رفع بيماري قلب درد – شفاي زکام و سرماخوردگي –


91)تين : رسيدن به بهشت – رسيدن به پاداش بسيار – رفع ضرر غذا


92)علق : شهيد از دنيا رفتن – همانند کسي است که در رکاب پيامبر جنگيده – پاداش تلاوت يک جزئ از قرآن – در امان ماندن از غرق شدن – در امان ماندن انبار از آفت دزد – دفع بلاهاي سفر


93)قدر : گوئي در راه خدا جهاد کردن – بخشوده شدن گناهان – پداشي همچو يک ماه روزه گرفتن در رمضان – در امان ماندن انبار از آفت و دزد – همنشيني با بهترين مخلوقات در قيامت – درمان لرزه هاي اعضاي بدن – در پناه خداوند بودن- حفظ اموال – افزايش برکت انبار غقله


94)بينه :بيزاري از مشرکان –پيوستن به دين محمد –در زمره مومنان برانگيخته شدن –اسان شدن محاسبه در روز قيامت قيامت –درمان لقوه –رسوا شدن دزد –درمان يرقان –درمان آب مرواريد و پيسي-رفع هر نوع آماس –سود بخشيدن به زن باردار


95)زلزله:رفع زلزله –نمردن با بلاياي دنيايي –خارج شدن اسان روح از بدن –رسيدن به منزلگه بهشتي –همراهي فرشتگان –رسيدن به پاداش تلاوت ربع قرآن –رسوا کردن دزد –رهايي از ترس –دفع لرزش بدن


96)عاديات :مبعوث و همنشين شدن همراه حضرت علي-رسيدن به پاداش تلاوت کل قرآن –اداي سريع قرض –رفع بيماري ترس و تشنگي


97)قارعه:در امان ماندن از دجال و آتش جهنم –سنگين گشتن ترازوي احسان –گشوده شدن در رحمت –فزوني رزق-اآسان گشتن کار براي انسان محروم –نيکو گشتن تجارت


98)عصر:برانگيخته شدن با چهره خندان و درخشان در قيامت-اعطاي حسنات –عاقبت به خير شدن –از جمله پيروان حق و حقيقت شدن –حافظ اشيائ مدفون


99)تکاثر:رفع عذاب قبر –مقرر داشتن صواب صد شهيد –ايستادن چهل رديف فرشته در نماز با وي –رفع بازخواست –بخشوده شدن گناهان –در پناه خدا بودن


100)همزه:دفع فقر –فزوني رزق-دفع مرگ بد –اعطاي پاداش-درمان درد چشم


101)فيل:شهادت دشت ها بيابان ها و کوهها به نماز گزار بودن او در قيامت –بازخواست نشدن در قيامت –درامان ماندن از عذاب و مسخ نشدن در دنيا- توان اينکه هدفش را خورد سازد –به لرزه افتادن لشکر دشمن –قلب را قوت مي دهد


102)قريش:سوار بر مرکب بهشتي برانگيخته شدن –اغطاي پاداشي چون طواف خانه خدا و اعطکاف در مسجدالحرام –شفا و سلامتي در غذا نهادن –رفع بيماري قلب


103)ماعون :همانند کسي شدن که نماز و روزه اش مورد قبول خدا قرار گرفته-محاسبه نشدن در قيامت –بخشوده شدن گناهان –محافظت


104)کوثر:از حوض کوثر سيراب شدن –هم صحبتي با رسول خدا –اعطاي پاداش –ديدن پيامبر در خواب


105)کافرون:رسيدن به ثواب تلاوت ربع قرآن –از شرک مبّرا شدن –بخشيده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –سعادتمند شدن شهيد مردن و شهيد بر انگيخته شدن دور ماندن از گزند شيطان –در امان ماندن از وحشت قيامت –حفظ در هنگام در خواب –بر اورده شدن حاجات


106)نصر:پيروز شدن بر تمام دشمنان –بر انگيخته شدن با کتاب ناطق –پناه از گرماي دوزخ و آتش جهنم -به بهشت رفتن –گشوده شدن درهاي خير و برکت در دنيا-استجابت حاجات – ثواب کسي که در رکاب پيامبر ودر فتح مکّه بوده – پذيرفته شدن نماز در درگاه الهي


107)لهب(مسد):تنفر از ابو لهب –تسکين درد شکم در پناه خدا بودن


108)اخلاص (توحيد):بخشوده شدن گناهان پنجاه سال –اعطاي خير در دنيا و آخرت - بخشيده شدن گناهان او پدر و مادر و فرزندانش –پس از مرگ فرشتگان و جبرئيل بر بدن او نماز مي خوانند-در امان بودن از بديهاي مردم-رفع بيماري شر و زور –پذيرفته شدن توبه –حفاظت از او –گناه نکردن –همچون تلاوت يک سوم قرآن و تورات وانجيل و زبور بودن –در امان بودن مال و ثروت –دور شدن فقر از خانه –تلاوت آن مانند تلاوت تمام قرآن است –نجات از عذاب دوزخ خدا دوستار او خواهد بود –حافظ در برابر هر آفت و بلا بودن –تسکين درد شکم –اعطاي پاداش –پيروزي بر دشمنان


109)فلق:در امان بودن از درد و بيماري –در امن بودن از بيماري کودکان و بيماري تشنگي و بيماري معده –محفوظ و سالم ماندن تا زمان مرگ –پاداش همچون کسي که حج واجب و عمره نموده و روزه گرفته مقرر داشتن دفع چشم زخم و بدي ها و بلايا- رسيدن به پاداش بزرگ همانند کسي که در مکه روزه گرفته بودن


110)ناس:در امان بودن از درد بيماري - امن بودن از بيماري کودکان و بيماري تشنگي و معده –در امان و حفظ خدا بودن –در امان بودن از گزند جنيان و وسوسه –پذيرفته شدن نماز
دعای ازدواج موفق ، پیدا کردن همسر مناسب



ابو بصیر می گوید:امام صادق (ع) فرمود: هر گاه یکی از شما [بخواهد] ازدواج کند، چه می کند؟ عرض کردم: نمی دانم قربانت گردم، فرمود: هرگاه [کسی] قصد ازدواج داشت پس:

1- دو رکعت نماز به جا آورد.

2- و خداوند عزّوجلّ را سپاس گوید.

3- بگوید: « اللَّهُمَّ إِنِّی أُرِیدُ التَّزْوِیجَ فَقَدِّرْ لِی مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِی فِی نَفْسِهَا وَ مَالِی وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَکَةً وَ قَیِّضْ لِی مِنْهَا وَلَداً طَیِّباً تَجْعَلُهُ لِی خَلَفاً صَالِحاً فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی.»

ترجمه ی دعا این است: ( پروردگارا من می خواهم زنی را به همسری گیرم، پس از میان زنان، پاکدامن ترین آنان و نگهدارنده ترین شان نسبت به جان و مالم و آن که روزیش فراوان تر و برکتش افزون تر باشد برایم مقدّر بفرما و از او فرزندی پاک و برومند نصیبم کن که در زندگی و مرگ من جانشینی صالح برایم باشد.)
حفظ از آفات در شب و روز با اين ذكر



امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه اين ذكر را هنگامى كه شب مى كند (و داخل در شب مى گردد) سه بار بگويد،

وبالى از بالهاى جبرئيل عليه السلام پوشيده شود تا بامداد (و از همه آفات تا صبح نگهدارى شود و آن ذكر اين است ):

استودع الله العلى الاعلى الجليل العظيم نفسى و من يعنينى امره ، استودع الله نفسى المرهوب المخوف المتضعضع لعظمته كل شى ء
دعا براي اجابت خواسته‌ها و رسيدن به مقصود


از ثابت بن دينار( ابوحمزه ثمالي) نقل شده که مي‌گويد: به حضرت زين العابدين عليه السلام عرض کردم: دعايي به من بياموز! فرمود: اي ثابت بگو:


اَللّهُمَّ اِنّي اَسْألُکَ بِاَنَّ لَکَ الْحَمْدَ لا اِلهَ اِلّا اَنْتَ الْمَنّانُ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الاَرْضِ ذُوالْجَلالِ وَ الاِکْرامِ اَنَّ تَفْعَلَ بِي کَذا وَ کَذا.


سپس فرمود: رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: اين دعايي است که هر کس خدا را با آن بخواند اجابت شود و چون با آن از خدا مسئلت نمايد به او عطا خواهد شد.
دعاى توبه



حقيقت توبه، بازگشت از گناه و روى آوردن به خداوند است.
با توجّه به اين كه انسان هميشه در معرض لغزش ها و معصيت قرار دارد; بايد پيوسته از خدا توفيق ترك گناهان و بازگشت به او را طلب كند، و با آب توبه، زنگارهاى دل را شستشو دهد. البتّه توبه واقعى، با پشيمانى حقيقى، عزم بر ترك آن گناه، جبران آنچه را ترك كرده، و اداى حقوق خدا و خلق محقّق مى شود; ولى به يقين دست عنايت الهى و امدادهاى ويژه پروردگار، در اين مسير نقش مؤثّرى دارد، و البتّه امداد و عنايتش شامل حال آنها كه صداقت در توبه دارند، مى شود.
ائمّه اطهار(عليهم السلام) با آن كه پيراسته از هر گناهى بوده اند، ولى با توجّه به عظمت پروردگار و نگاه به جلال و جبروت حق تعالى، خود را در پيشگاه ذات ربوبى، مقصّر مى ديدند و معتقد بودند، نمى توانند آن گونه كه شايسته خداوندى است، اطاعت و بندگى او را بجا آورند، و لذا از درگاه خداى مهربان عذرخواهى مى كردند و استغفار و توبه مى نمودند.
علاوه بر آن كه، اين گونه دعاها و طلب توبه و استغفار از سوى آن بزرگواران براى مردم جنبه سرمشق و آموزشى دارد; و راه بازگشت به خداوند و توبه و انابه به درگاه او را، به ما مى آموزد، و عظمت گناه و سنگينى نافرمانى حق را به درستى براى ما مجسّم مى سازد. باشد كه ما - انسانهاى گناهكار - به خود آييم و هر چه بيشتر در مسير تهذيب نفس و پاكى روح و جان بكوشيم و اگر به گناهى آلوده شده ايم، هر چه سريع تر توبه نموده و آن را جبران نماييم.
در اين قسمت، يكى از دعاهاى امام سجّاد(عليه السلام) را كه درباره توبه و طلب توفيق آن و بازگشت به سوى پروردگار است، ذكر مى كنيم:



اَللّهُمَّ يا مَنْ لايَصِفُهُ نَعْتُ الْواصِفينَ، وَ يا مَنْ لايُجاوِزُهُ رَجآءُ

خدايا اى كه وصفش نكند توصيف وصف كنندگان و اى كه از او نگذرد اميد

الرّاجينَ، وَ يا مَنْ لايَضيعُ لَدَيْهِ اَجْرُ الْمُحْسِنينَ، وَ يا مَنْ هُوَ مُنْتَهى

اميدواران و اى كه تباه نشود در نزدش مزد نيكوكاران و اى كه اوست سرحد نهايى

خَوْفِ الْعابِدينَ، وَ يا مَنْ هُوَ غايَةُ خَشْيَةِ الْمُتَّقينَ، هذا مَقامُ مَنْ تَداوَلَتْهُ

ترس عبادت كنندگان و اى كه اوست غايت بيم پرهيزكاران اين است جايگاه كسى كه دست بدستش داده اند

اَيْدِى الذُّنُوبِ، وَ قادَتْهُ اَزِمَّةُ الْخَطايا، وَاسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطانُ، فَقَصَّرَ

دست هاى گناهان و كشانده اند او را مهارهاى خطاها و چيره شده بر او شيطان و بدين سبب كوتاهى كرده

عَمّا اَمَرْتَ بِهِ تَفْريطاً، وَ تَعاطى ما نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْريراً، كَالْجاهِلِ بِقُدْرَتِكَ

از دستوراتت از روى كاهلى و دست زده بدانچه نهى كردى از غرور چون كسى كه خبر ندارد از قدرتى كه تو

عَلَيْهِ، اَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ اِحْسانِكَ اِلَيْهِ، حَتّى اِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدى،

بر او دارى يا مانند كسى كه منكر فزونى احسان تو بر خود است تا چون چشم بصيرتش گشوده شد

وَتَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحائِبُ الْعَمى،اَحْصى ماظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ،وَفَكَّرَ فيما خالَفَ

و ابرهاى گمراهيش برطرف شد ستم هاى خود را بر خويشتن برشمرد و در آنچه مخالفت پروردگارش را كرده

بِهِ رَبَّهُ، فَرَأى كَبيرَ عِصْيانِهِ كَبيراً، وَ جَليلَ مُخالَفَتِهِ جَليلاً، فَاَقْبَلَ نَحْوَكَ

انديشه كرد و نافرمانى بزرگش را بزرگ ديد و مخالفت عظيم خود را عظيم پس رو آورده بسويت

مُؤَمِّلاً لَكَ، مُسْتَحْيِياً مِنْكَ، وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ اِلَيْكَ ثِقَةً بِكَ، فَاَمَّكَ بِطَمَعِهِ

اميدوار به تو و شرمنده و روى اشتياقش را به تو متوجّه كرد از روى اعتماد به تو و از روى يقين با طمعش

يَقيناً، وَ قَصَدَكَ بَخَوْفِهِ اِخْلاصاً، قَدْ خَلا طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوع فيهِ

آهنگت كرده و از روى اخلاص با ترس قصد تو كرده طمعش از هر مورد طمعى جز تو

غَيْرِكَ، وَاَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُور مِنْهُ سِواكَ، فَمَثَلَ بَيْنَ يَدَيْكَ

بريده و از هر ترسناكى جز تو نمى ترسد پس مجسّم شده در برابرت

مُتَضَرِّعاً، وَ غَمَّضَ بَصَرَهُ اِلىَ الاَْرْضِ مُتَخَشِّعاً، وَ طَاْطَاَ رَأسَهُ لِعِزَّتِكَ

با تضرّع و دوخته است چشم خود را بر زمين با حال خشوع و براى عزّتت با خوارى سر بزير

مُتَذَلِّلاً، وَاَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً، وَ عَدَّدَ مِنْ ذُ نُوبِهِ ما

افكنده و فاش كرده راز خود را برايت آن رازى كه تو خود داناترى بدان با حال خضوع و برشمرده از گناهانش آنچه را

اَنْتَ اَحْصى لَها خُشُوعاً، وَاسْتَغاثَ بِكَ مِنْ عَظيمِ ما وَقَعَ بِهِ فى عِلْمِكَ،

تو بهتر شمرده اى با خشوع، و استغاثه كند به تو از گناه بزرگى كه در علم تو او را تباه ساخته

وَقَبيحِ ما فَضَحَهُ فى حُكْمِكَ، مِنْ ذُ نُوب اَدْبَرَتْ لَذّاتُها فَذَهَبَتْ،

و زشتى آنچه در حكم تو او را رسوا كرده، گناهانى كه خوشيش رفته

وَاَقامَتْ تَبِعاتُها فَلَزِمَتْ، لايُنْكِرُ يا اِلهى عَدْلَكَ اِنْ عاقَبْتَهُ، وَلايَسْتَعْظِمُ

و مسئوليّتش بجا مانده، معبودا اگر عقابش كنى منكر عدل تو نيست و اگر از او درگذرى

عَفْوَكَ اِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ، لاَِنَّكَ الرَّبُّ الْكَريمُ الَّذى لا يَتَعاظَمُهُ

و رحمش كنى گذشتت را بزرگ نداند زيرا تو پروردگار كريمى هستى كه بزرگ نباشد در نزدش

غُفْرانُ الذَّنْبِ الْعَظيمِ، اَللّهُمَّ فَها اَنَا ذا قَدْ جِئْتُكَ مُطيعاً لاَِمْرِكَ فيما اَمَرْتَ

آمرزش گناه بزرگ خدايا من اكنون آمده ام بدرگاهت و فرمانبردارم دستورى را كه فرمودى

بِهِ مِنَ الدُّعآءِ، مُتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فيما وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الاِْجابَةِ، اِذْ تَقُولُ:

در دعا كردن و خواهانم وفاى به وعده ات را در اجابتى كه وعده دادى چون كه فرمودى

اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ. اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَالْقِنى بِمَغْفِرَتِكَ

«بخوانيد مرا تا اجابت كنم» خدايا پس درود فرست بر محمّد و آلش و با آمرزشت به من روآور

كَما لَقيتُكَ بِاِقْرارى، وَارْفَعْنى عَنْ مَصارِعِ الذُّنُوبِ كَما وَضَعْتُ لَكَ

چنانچه من با اقرار (به گناه) به تو روآوردم و بردار مرا از افتادن گاه هاى گناه چنانچه خود را برايت

نَفْسى، وَاسْتُرْنى بِسِتْركَ كَما تَاَنَّيْتَنى عَنِ الاِْنْتِقامِ مِنّى، اَللّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فى

پَست كردم و به پوشش خود مرا بپوشان چنانچه مهلتم دادى از انتقام خدايا نيّتم را در

طاعَتِكَ نِيَّتى، وَ اَحْكِمْ فى عِبادَتِكَ بَصيرَتى، وَ وَفِّقْنى مِنَ الاَْعْمالِ لِما

اطاعتت ثابت گردان و بيناييم را در بندگيت محكم كن و به كارهايى موفقم دار كه

تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الْخَطايا عَنّى، وَ تَوَفَّنى عَلى مِلَّتِكَ وَ مِلَّةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّد

بشويى بدان چركى خطاها را از من و بميرانم بر كيش خود و كيش پيامبرت محمّد

عَلَيْهِ السَّلامُ اِذا تَوَفَّيْتَنى، اَللّهُمَّ اِنّى اَتُوبُ اِلَيْكَ فى مَقامى هذا مِنْ كَبائِرِ

عليه السّلام آنگاه كه بميرانى مرا خدايا من در اين جايگاهم بدرگاهت توبه كنم از گناهان

ذُنُوبى وَ صَغائِرها، وَ بَواطِنِ سَيِّئاتى وَ ظَواهِرِها، وَ سَوالِفِ زَلاّتى

كبيره و صغيره ام و از بدى هاى پوشيده و آشكارم و از لغزش هاى گذشته

وَحَوادِثِها، تَوْبَةَ مَنْ لايُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَة، وَلايُضْمِرُ اَنْ يَعُودَ فى

و تازه ام توبه كسى كه به خود تلقين نكند تجديد گناهى را و در دل نگيرد كه دوباره به

خَطيئَة، وَقَدْ قُلْتَ يا اِلهى فى مُحْكَمِ كِتابِكَ، اِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ

خطايى بازگردد و تو اى خداى من در كتاب محكمت فرمودى كه توبه را از بندگانت مى پذيرى

عِبادِكَ، وَ تَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ، وَ تُحِبُّ التَّوّابينَ، فَاقْبَلْ تَوْبَتى كَما

و از بدى ها مى گذرى و دوست دارى توبه كاران را پس چنانچه وعده فرمودى توبه ام بپذير

وَعَدْتَ، وَاعْفُ عَنْ سَيِّئاتى كَما ضَمِنْتَ، وَ اَوْجِبْ لى مَحَبَّتَكَ كَما

و از بدى هايم درگذر چنانچه ضمانت كردى و مقرّر دار برايم دوستيت را چنانچه

شَرَطْتَ، وَ لَكَ يا رَبِّ شَرْطى اَلاَّ اَعُودَ فى مَكْرُوهِكَ، وَ ضَمانى اَلاَّ

شرط فرمودى و من با تو شرط مى كنم كه در كار ناپسند تو بازنگردم و ضمانت كنم كه بازنگردم

اَرْجِعَ فى مَذْمُومِكَ، وَ عَهْدى اَنْ اَهْجُرَ جَميعَ مَعاصيكَ، اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَعْلَمُ

در امر نكوهيده ات و تعهد كنم كه ترك كنم تمام نافرمانيهايت را خدايا تو داناترى

بِما عَمِلْتُ، فَاغْفِرْلى ما عَلِمْتَ، وَ اصْرِفْنى بِقُدْرَتِكَ اِلى ما اَحْبَبْتَ،

بدانچه كرده ام بيامرز گناهانى را كه از من دانى و بگردانم به نيرويت بدانچه دوست دارى

اَللّهُمَّ وَ عَلَىَّ تَبِعاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ، وَ تَبِعاتٌ قَدْ نَسيتُهُنَّ، وَ كُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ

خدايا بر من بازخواست هايى است كه به ياد دارم و بازخواست هايى است كه فراموش كرده ام و همه در برابر ديده توست

الَّتى لا تَنامُ، وَ عِلْمِكَ الَّذى لا يَنْسى، فَعَوِّضْ مِنْها اَهْلَها، وَاحْطُطْ عَنّى

كه خواب نرود و علمت كه فراموشى ندارد عوض آنها را به صاحبانش بده و سنگينيش را

وِزْرَها، وَ خَفِّفْ عَنّى ثِقْلَها، وَاعْصِمْنى مِنْ اَنْ اُقارِفَ مِثْلَها، اَللّهُمَّ وَ اِنَّهُ

از دوش من بردار و سبك كن گرانيش را و نگاهم دار از ارتكاب امثال آن خدايا جز

لا وَفآءَ لى بِالتَّوْبَةِ اِلاَّ بِعِصْمَتِكَ، وَ لاَ اسْتِمْساكَ بى عَنِ الْخَطايا اِلاَّ عَنْ

به نگهدارى تو نتوانم به توبه ام وفا كنم و جز به نيروى تو نتوانم خود را از خطا نگهدارم

قُوَّتِكَ، فَقَوِّنى بِقُوَّة كافِيَة، وَ تَوَلَّنى بِعِصْمَة مانِعَة، اَللّهُمَّ اَيُّما عَبْد تابَ

پس تقويتم كن به نيرويى كافى و سرپرستيم كن به نگهدارى بازدارنده خدايا هر بنده اى كه توبه كند

اِلَيْكَ وَ هُوَ فى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ فاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ، وَ عائِدٌ فى ذَنْبِهِ

بدرگاهت ولى در علم غيب نزد تو توبه شكن باشد و بازگردنده به گناه

وَخَطيئَتِهِ، فَاِنّى اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَكُونَ كَذلِكَ، فَاجْعَلْ تَوْبَتى هذِهِ تَوْبَةً لا

و خطايش باشد من به تو پناه برم كه چنين باشم و اين توبه ام را چنان كن كه

اَحْتاجُ بَعْدَها اِلى تَوْبَة، تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِما سَلَفَ، وَالسَّلامَةِ فيما بَقِىَ،

محتاج نباشم دوباره توبه كنم، توبه اى كه سبب شود گناهان گذشته ام محو گردد و در آينده نيز آلوده نگردم

اَللّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ مِنْ جَهْلى، وَاَسْتَوْهِبُكَ سُوءَ فِعْلى، فَاضْمُمْنى اِلى

خدايا من از تو پوزش خواهم از نادانيم و از تو بخشش خواهم از كار بدم پس به احسان خود

كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلاً، وَاسْتُرْنى بِسِتْرِ عافِيَتِكَ تَفَضُّلاً، اَللّهُمَّ وَ اِنّى اَتُوبُ

مرا در پناه رحمتت درآور و به فضلت در پرده عافيت بپوشانم خدايا من بدرگاهت توبه كنم

اِلَيْكَ مِنْ كُلِّ ما خالَفَ اِرادَتَكَ، اَوْ زالَ عَنْ مَحَبَّتِكَ مِنْ خَطَراتِ قَلْبى،

از هر چه مخالف اراده ات كردم يا بيرون از دوستيت از خاطرات دلم و

وَلَحَظاتِ عَيْنى، وَ حِكاياتِ لِسانى، تَوْبَةً تَسْلَمُ بِها كُلُّ جارِحَة عَلى

نگاه هاى چشمم و سرگذشت هاى زبانم توبه اى كه سالم ماند بدان هر عضوى

حِيالِها مِنْ تَبِعاتِكَ، وَ تَأْمَنُ مِمّا يَخافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ اَليمِ سَطَواتِكَ،

جداگانه از كيفرهاى تو و ايمن گردد از آنچه تجاوزكاران مى ترسند از سطوت هاى دردناكت

اَللّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتى بَيْنَ يَدَيْكَ، وَ وَجيبَ قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ،

خدايا رحم كن به تنهاييم در برابرت و طپيدن دلم از ترست

وَاضْطِرابَ اَرْكانى مِنْ هَيْبَتِكَ، فَقَدْ اَقامَتْنى يا رَبِّ ذُنُوبى مَقامَ الْخِزْىِ

و لرزش اندامم از هيبتت كه برپا داشته پروردگارا گناهانم مرا بدرگاه تو در جاى

بِفِنائِكَ، فَاِنْ سَكَتُّ لَمْ يَنْطِقْ عَنّى اَحَدٌ، وَ اِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِاَهْلِ

رسوايى پس اگر سكوت كنم كسى از جانب من سخن نكند و اگر شفاعت خواهم شايسته

الشَّفاعَةِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَ شَفِّعْ فى خَطاياىَ كَرَمَكَ، وَعُدْ

شفاعت نيستم خدايا درود فرست بر محمّد و آلش و شفيع گردان در خطاهايم بزرگواريت را و ببخش

عَلى سَيِّئاتى بِعَفْوِكَ، وَلاتَجْزِنى جَزآئى مِنْ عُقُوبَتِكَ، وَابْسُطْ عَلَىَّ

گناهانم را به گذشتت و بپاداشم كه عذاب تو است پاداشم مده و احسانت را بر من

طَوْلَكَ، وَ جَلِّلْنى بِسِتْرِكَ، وَافْعَلْ بى فِعْلَ عَزيز تَضَرَّعَ اِلَيْهِ عَبْدٌ ذَليلٌ

بگستران و به پرده پوشيت بپوشانم و رفتار كن با من به رفتار نيرومندى كه زارى كند بدرگاهش بنده خوار

فَرَحِمَهُ، اَوْ غَنِىٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقيرٌ فَنَعَشَهُ، اَللّهُمَّ لاخَفيرَ لى مِنْكَ

و رحمش كند، يا بى نيازى كه بنده نيازمندى به نزدش رفته و بى نيازش كرده خدايا پناه دهى از تو ندارم

فَلْيَخْفُرْنى عِزُّكَ، وَلا شَفيعَ لى اِلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لى فَضْلُكَ، وَ قَدْ اَوْجَلَتْنى

و بايد نيروى تو پناهم دهد و شفيعى ندارم و فضل تو بايد شفيعم گردد و خطاهايم به سختى

خَطاياىَ، فَلْيُؤْمِنّى عَفْوُكَ، فَما كُلُّ ما نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْل مِنّى بِسُوءِ

مرا ترسانده و گذشتت بايد ايمنم گرداند و هر چه گفتم چنان نيست كه همه از روى نادانى به بدكاريم باشد

اَثَرى، وَلانِسْيان لِما سَبَقَ مِنْ ذَميمِ فِعْلى، لكِنْ لِتَسْمَعَ سَماؤُكَ وَ مَنْ

و نه از روى فراموشى كردار نكوهيده ام در گذشته بلكه براى آن كه آسمانت و هركه

فيها، وَاَرْضُكَ وَ مَنْ عَلَيْها، ما اَظْهَرْتُ لَكَ مِنَ النَّدَمِ، وَ لَجَاْتُ اِلَيْكَ فيهِ

در آن است و زمينت و هر كه بر آن است اظهار پشيمانى مرا بدرگاهت بشنوند و پناهندگيم را

مِنَ التَّوْبَةِ، فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنى لِسُوءِ مَوْقِفى، اَوْ تُدْرِكُهُ

در توبه بسويت ببينند شايد برخى از آنها به رحمتت بر توقّفگاه بَدَم رحم كند يا براى

الرِّقَّةُ عَلَىَّ لِسُوءِ حالى،فَيَنالَنى مِنْهُ بِدَعْوَة هِىَ اَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ دُعآئى،

حال بَدَم دلش بسوزد و دعايى كند كه نزد تو پذيرفته تر از دعاى من باشد

اَوْ شَفاعَة اَوْكَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفاعَتى، تَكُونُ بِها نَجاتى مِنْ غَضَبِكَ،

يا شفاعتى كند كه مؤثرتر از شفاعت من باشد و همان وسيله نجات من از خشمت

وَفَوْزَتى بِرِضاكَ، اَللّهُمَّ اِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً اِلَيْكَ فَاَ نَا اَنْدَمُ النّادِمينَ، وَ اِنْ

و رسيدنم به خشنوديت گردد خدايا اگر پشيمانى توبه محسوب گردد من پشيمانترين پشيمانانم و اگر

يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ اِنابَةً فَاَ نَاَ اَوَّلُ الْمُنيبينَ، وَ اِنْ يَكُنِ الاِْسْتِغْفارُ

ترك معصيت بازگشت حساب شود من نخستين بازگشت كننده ام و اگر آمرزش خواهى

حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَاِنّى لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ، اَللّهُمَّ فَكَما اَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ،

گناهان را بريزد من از آمرزش خواهانم خدايا چنانچه دستور به توبه دادى

وَضَمِنْتَ الْقَبُولَ، وَحَثَثْتَ عَلَى الدُّعآءِ وَ وَعَدْتَ الاِْجابَةَ، فَصَلِّ عَلى

و پذيرفتنش را ضمانت كردى و به دعا تشويق كردى و اجابتش را وعده دادى درود فرست بر

مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَ اقْبَلْ تَوْبَتى، وَلاتَرْجِعْنى مَرْجِعَ الْخَيْبَةِ مِنْ رَحْمَتِكَ،

محمّد و آل محمّد و بپذير توبه ام را و بازم مگردان نوميدانه از رحمتت

اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ عَلَى الْمُذْنِبينَ، وَالرَّحيمُ لِلْخاطِئينَ الْمُنيبينَ، اَللّهُمَّ

كه تو براستى توبه پذيرى بر گنهكاران و مهرورزى به خطاكاران بازگشته خدايا

صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، كَما هَدَيْتَنا بِهِ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، كَمَا

درود فرست بر محمّد و آلش چنانچه بدو راهنماييمان كردى و درود فرست بر محمّد و آلش چنانچه

اسْتَنْقَذْتَنا بِهِ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، صَلاةً تَشْفَعُ لَنا يَوْمَ الْقِيامَةِ،

به وى نجاتمان دادى و درود فرست بر محمّد و آلش درودى كه شفيع ما گردد در روز قيامت

وَيَوْمَ الْفاقَةِ اِلَيْكَ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، وَ هُوَ عَلَيْكَ يَسيـرٌ.

و در روز نيازمندى به درگاهت كه تو بر هر چيز توانايى و اين كار بر تو آسان است.

همچنين، «مناجات تائبان» از امام سجّاد(عليه السلام) بسيار سازنده و ارزشمند است، كه خواندن آن به سالكان راه حق و پويندگان مسير خودسازى، توصيه مى شود (اين مناجات، در بخش مناجات ها و دعاهاى معروف آمده است).

1. صحيفه سجّاديه، دعاى 31.
ممنون عالی بود
خیلی خوبه. ممنون عزیزم. در اولین فرصت منم چندتا دعا می زارم
انواع استخاره


استخاره با قرآن


يكى از رايج ترين انواع استخاره، استخاره با قرآن است كه آن نيز به چند نحوه انجام مى شود:

نوع اول

از رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه فرمود:

«هرگاه خواستى به وسيله كتاب خدا استخاره كنى، ابتدا سه مرتبه سوره «اخلاص» (قل هو اللّه...) را بخوان، آنگاه سه بار بر محمّد و آلش صلوات بفرست و سپس اين دعا را بخوان:

اَللّهُمَّ اِنّى تَفَأَّلْتُ بِكِتابِكَ، وَ تَوَكَّلْتُ عَلَيْكَ، فَاَرِنى مِنْ كِتابِكَ ما هُوَ
خدايا به كتاب تو تفأّل مى زنم (و استخاره مى كنم) و بر تو توكّل مى كنم، پس تو نيز از كتاب خود، آن چه
مَكْتُومٌ مِنْ سِرِّكَ الْمَكْنُونِ فـى غَيْبِـكَ.
در نهان غيب تو پنهان است، به من نشان بده.
سپس قرآن را بگشا و از صفحه اوّل سمت راست، سطر اوّل مقصود خودت را از خدا بخواه.

نوع دوم
مرحوم «سيّد بن طاووس» در كتاب «فتح الأبواب» نقل كرده است كه براى استخاره، قرآن را برمى دارى و نخست اين دعا را مى خوانى:

اَللّهُمَّ إِنْ كانَ فِي قَضائِكَ وَقَدَرِكَ، أَنْ تَمُنَّ عَلى اُمَّةِ نَبِيِّكَ، بِظُهُورِ وَليِّكَ

خدايا اگر قضا و قَدَرت اين است كه با ظهور وليّت و فرزند پيامبرت بر امّت رسول خدا

وَابْنِ بِنْتِ نَبِيِّكَ، فَعَجِّلْ ذلِكَ وَسَهِّلْهُ وَيَسِّرْهُ وَكَمِّلْهُ، و اَخْرِجْ لِي آيَةً

منّت گذارى، پس در ظهورش تعجيل و راهش را سهل و آسان قرار ده و براى من آيه اى بيرون آور

اَسْتَدِلُّ بِها عَلى أَمر فَأَئْتَمِرَ، أوْ نَهْـى فَأَنْتَهي فِي عافِيَـة.

كه يا در آن امرى باشد كه انجامش دهم و يا نهى باشد كه تركش كنم به عافيت و تندرستى.

سپس حاجت و مشكل خود را عنوان مى كنى و آنگاه قرآن را مى گشايى، پس از آن هفت ورق مى زنى، در ورق هفتم، صفحه سمت چپ، هفت سطر را بشمار و در سطر هفتم مطلب خويش را از آن آيه، درياب.

استخاره با قرآن به شيوه هاى ديگر نيز نقل شده است كه براى رعايت اختصار از ذكر همه آنها صرف نظر مى شود.
استخاره با تسبيح


اين نوع استخاره نيز شايع و معروف است، كه به چند شيوه انجام مى شود:

اوّل: علامه مجلسى مى نويسد: از «شيخ بهايى» نقل شده است: از بزرگان و اساتيدم شنيدم كه اين دستورالعمل از حضرت ولىّ عصر(عليه السلام) درباره استخاره با تسبيح رسيده است.

فرمود: «تسبيح را به دست (راست) مى گيرى و سه بار صلوات مى فرستى و آنگاه قسمتى از تسبيح را (با دست چپ) مى گيرى و دوتا دوتا رد مى كنى;

اگر در پايان يك دانه باقى ماند، به معناى «إفعل» (انجام بده) است و اگر دو دانه باقى ماند، مفهوم آن «لاتفعل» (انجام نده) است.

اَللّهُمَّ إِنّى أسْئَلُكَ بِحَقِّ الْحُسَينِ وَجَدِّهِ وَأَبيه، وَ أُمِّهِ وَ أَخيهِ، وَ الاَْئِمَّةِ مِنْ

خدايا از تو مى خواهم، به حقّ حسين و جدّش و پدر و مادر و برادر و امامان از

ذُرِّيَّتِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَ أنْ تَجْعَلَ لِىَ الْخِيَرَةَ في

نسلش اين كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و خيرم را در اين تسبيح

هذِهِ السَّبْحَةِ، وَ أَنْ تُرِيَني ما هُوَ الاَْصْلَحُ لي في الدِّينِ وَالدُّنْيا، اَللّهُمَّ إنْ

قرار دهى و آنچه را كه صلاح دين و دنيايم است به من نشان دهى. خدايا اگر

كانَ الاَْصْلَحُ في دينى وَدُنْيايَ، وَ عاجِلِ اَمْري وَ آجِلِهِ، فِعْلَ ما اَنَا عازِمٌ

مصلحت دين و دنيا و امروز و فردايم در انجام كارى است كه قصد آن را دارم،

عَلَيْهِ، فَأْمُرْني، وَإلاّ فَانْهَني، إنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ.

پس مرا بدان فرمان ده! وگرنه مرا از آن نهى كن; چرا كه تو بر انجام هر كارى توانايى.


پس از آن، قسمتى از تسبيح را مى گيرى و آن را مى شمارى و با عدد اوّل مى گويى «سُبْحانَ اللهِ» و با عدد دوم مى گويى «أَلْحَمْدُلِلّهِ» و با عدد سوم مى گويى «لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ» و به همين ترتيب پيش مى روى;

در پايان اگر دانه آخر شمارش، سُبحان الله بود، مخيّر ميان فعل و ترك هستى و اگر أَلْحَمْدُللهِِ بود، نشانه امر است و آن را انجام مى دهى و اگر لا إِلهَ اِلاَّ اللّهُ بود، نهى است و آن را ترك مى كن.
استخاره و آداب آن


اهميّت استخاره وآداب آن

بسيار مى شود كه انسان براى انجام كار مهمّى متحيّر و سرگردان مى شود و مطالعه درباره جوانب آن، رفع تحيّر از او نمى كند; با افراد آگاه مشورت مى كند، ولى آنها نيز نظرات مختلفى دارند، و او همچنان در كار خود سرگردان مى ماند و اگر اين سرگردانى ادامه يابد خسارت هاى سنگينى دامن گير او خواهد شد. در اين گونه موارد، دستور استخاره داده شده است كه انسان طبق آداب ساده اى با خداوند بزرگ - به وسيله قرآن مجيد، يا تسبيح و مانند آن - مشورت كند و از ذات پاكش هدايت و راهنمايى به آنچه خير و صلاح اوست، بطلبد; به يقين خداوند نيز او را ـ طبق روايات صريحى كه داريم ـ راهنمايى خواهد كرد.
استخاره، نه تنها انسان را از حال تحيّر و سرگردانى - كه بدترين حالات است و مايه تلف شدن وقت و نيروى اوست - نجات مى بخشد، و او را با اراده و تصميم قوى و گام هاى استوار به سوى مقصد به حركت وا مى دارد; بلكه واقعاً نيز راهنما و راهگشا به سوى خيرات است و اين حقيقتى است كه در روايات اسلامى وارد شده، و ما خود بارها و بارها آزموده ايم كه استخاره ها گوئى معجزه مى كند.
گاه انسان براى كارى استخاره مى كند و مطابق آن، به سوى آن كار مى رود و ظاهراً نتيجه اى نمى گيرد; امّا بعد از ماه ها، يا سال ها، رمز عجيب آن استخاره را درمى يابد. به هر حال، استخاره را با پيشگويى نبايد اشتباه گرفت; بلكه استخاره خير و صلاح كار را از طريق درخواست از خداوند، به انسان نشان مى دهد


نكته:
دو چيز را به هنگام استخاره نبايد فراموش كرد:


1ـ استخاره منحصر به جايى است كه مثبت يا منفى بودن كار بر انسان روشن نباشد، و با تفكّر و انديشه، و حتّى با مشورت كردن با افراد خبره و صاحب نظر نيز روشن نشود; اين جا، جاى استخاره است و در غير اين صورت استخاره كردن، اشتباه است.
2ـ از استخاره هاى مكرّر در يك چيز بايد پرهيز كرد (مگر اين كه فاصله قابل توجّهى بشود و يا اين كه شرايط تغيير كند.) در استخاره هاى مكرّر، همان استخاره اوّل معتبر است و بقيّه اعتبارى ندارد.
بايد انسان بعد از استخاره - با شرايطى كه در بالا گفته شد - ترديد نكند و به دنبال آن به راه بيفتد و از خدا خير و صلاح خويش را بطلبد و بر ذات پاك او توكّل كند، و مطمئن باشد نتيجه خواهد گرفت.


معناى ديگر استخاره:

استخاره معناى ديگرى هم دارد كه در روايات اسلامى كراراً به آن اشاره شده است و آن طلب خير و سعادت از ذات پاك خداست.

يعنى به هنگام شروع در يك كار ـ حتّى كارهاى روشنى كه براى آن استخاره نكرده است ـ انسان از خداوند خير و سعادت خود را بخواهد (اصولا استخاره به معناى طلب خير است) و با گفتن جمله «أَسْتَخيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ» (از رحمت الهى طلب خير و سعادت مى كنم)، به آن كار اقدام كند و مى تواند اين مطلب را به فارسى هم بگويد. به هر حال، استخاره به اين معنا طبق روايات اسلامى نيز، بسيار مفيد و مؤثّر است.

در روايتى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم:

«مَا اسْتَخارَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ إِلاّ خارَ لَهُ; هيچ بنده با ايمانى از خداوند طلب خير نكرد، مگر آن كه پروردگار سعادت او را فراهم ساخت».

همچنين اميرمؤمنان(عليه السلام) به فرزندش امام حسن(عليه السلام) فرمود:

«وَأَكْثِرِ الاِْسْتِخارَةَ; بسيار از خداوند طلب خير نما».

در حديثى از امام صادق(عليه السلام) آمده است كه فرمود:

در سجده آخر نماز شب، از خداوند طلب خير نما و صد و يك مرتبه بگو: «أَسْتَخِيرُاللّهَ بِرَحْمَتِهِ; از رحمت خداوند طلب خير و سعادت مى كنم».

همچنين در سجده آخر نافله صبح نيز، استخاره به همين معنا وارد شده است.


آداب استخاره:

در روايات اسلامى آداب ويژه اى براى استخاره به معناى معروف آن، ذكر شده; مانند وضو داشتن و رو به قبله بودن و حالت توجّه و ارتباط قلبى با خداوند داشتن و استغفار كردن به هنگام استخاره و مانند آن و اين امور، مطلوب و قطعاً مؤثّر است.
صفحه‌ها: 1 2 3 4
لینک مرجع