خوب اینجا به سفارش محمد جان درست شده و فکر کنم وجودش لازم باشه...
در این تایپک هر کاربر فقط حق گذاشتن یک پست داره...و این یک پست هم فقط معرفی هست و طبیعی هست که باید معرفی کاملی باشه...
------------
فایده اصلی هم این هست که اینطوری بیشتر میتونیم با هم آشنا بشیم و دیگه لازم نیست چندین صفحه متوالی دنبال معرفی یک فرد باشیم...خصوصا برای افراد تازه وارد میتونه بسیار موثر باشه و از همه مهمتر اینکه واقعا میتونه یک آرشیو معرفی باشه...
------------
پس فقط یک پست...و لطفا پست کامل باشد...در ضمن تشکر از پست فراموش نشود.
ممنون
خوب من اين تاپيك رو افتتاح مي كنم من محمد هستم صادره از تبريز البته نام كاملم محمدصادق هستش ولي احمد صدام مي كنند نام پدرم هم رضا هست
شماره شناسنامم 1361087358 هستش من متولد ماه بهمن هستم روز چهارمش در بيمارستان شهيد محلاتي شهر تبريز سالشو نمي نويسم
بعدش شاگرد زرنگي نيستم رشتم عمرانه يه زموني شاگد اول بودم ولي با گذشت زمان شاگرد آخر شدم استقلال و آبي و امير قلعه نويي و هرچي استقلاليه دوست دارم تو اين فروم هم ژنرال و مهدي شهابي رو دوست دارم حسن رو هم دوست داشتم كه ديگه نمياد معمولا با پسرا مي گردم و با دخترا ميونه خوبي ندارم همه مي گن مغروري و من در جواب از امضاي ژنرال استفاده مي كنم و مي گم:
زانو نمیزنم...حتی اگر سقف آسمان ، کوتاه تر از قد من باشد...
فعلا اين كافيه شايد بعدا ويريش كردم و اضافه و سانسورش كردم
سلام دوستان منم فائزه هستم
متولد 7 آبان 73 یا به قول بعضی ها 29 آکتبر 1994

متولد شهر بابل بیمارستان بابل کلینیک

عشق بسکتبال... خوراک منو با بسکتبال بستن

متنفر از فوتبال..........تنیس من هم عالیه:sleepy: شاگرد خوبیم یه قول بعضیا زرنگ ولی من خودم وزیاد زرنگ نمیدونم و دوست دارم برم به سوی پیشرفت و قدرت :dodgy:
متنفر از پسرای پررو.خونشونو هم در جا میخورم:sleepy: شعار هم خوب میدم در عمل هم اره خوبم

اهل معاشرت با ادمای بزرگ و عالم هستم و از همنشینی با استادان بزرگ ادبیات لذت می برم........ روان شناسی هم دوست دارم چون مادرم از بس با هام صحبت کرده منو مثل خودش یه روانشناس کامل کرده

ریاضی هم دوست دارم فیزیک هم همینطور ولی با شیمی سر خوشی ندارم......اسپیک انگلیشم هم خوبه .کره ایمو هم به حد حرفه ای تمرین میکنم .یه کم روسی .چینی و اسپانیایی ویه کم هم به اندازه ی سلام و علیک فیلیپینی میدونم........چت با خارجیا مخصوصا با چینی ها رو دوست دارم چون واقعا آدمای مودبی هستند
راستی ماکارانی ..قهوه یا کاکائوی تلخ دوست دارم..ابگوشت هم دوست دارم ولی نه زیاد ......پیتزا دوست ندارم ولی قرمه سبزی چراسیبزمینی سرخ کرده با سس دوست دارم... انار دون هم دوست دارم با اردک یا پرنده ی هوایی.... بلخره دیگه.....اینیم
حالا تا اینجا بسته....شاید بعدا عوضش کردم
سلام من ن ... هستم.من کي هستم.؟اها بله پس از اول:
من نيما هستم.17 سالمه .اهل شهر گرگان.
س تا چيزو تو زندگي خيلي بهش علاقه دارم:
تاريخ هخامنشي
تراوين
بازم تاريخ هخامنشي
عشقه تاريخ ايرانم تا حالا بيش از 100 مورد کتاب تاريخ در مورد انواع ملل خوندم.و يک کتابخونه نسبتابزرگ از کتاب هاي تاريخي دارم که نوز بعضي هاشونم کامل نخوندم.تو اغلب فروم هاي فارسي مدير بخشه تاريخ هستم.البته در آينده ميخوام دکتر بشم

از يوينان باستان متنفرم(بجث نکنيد) دوست دارم کله اسکندرو(البته اگه واقعي باشه)از جا بکنم بکنم تو.... .
ديگه چي بگم؟؟؟؟؟
راستي متولد 13 شهريور و يا به عبارتي ديگر 14 سپتامبر 1992(فک کنم) هستم.
بعدش تا حالابا يک خارجي چت نکردم(واسه فائزه)
قالب ايدي هاي تو مسنجرم دخترن

از پتزا متنفرم و عاشق کبابم.(يادش بخير عيد کنار مقبره کوروش خورديم_يعنيا ون دور و برش به طوري که مقبرش معلوم بود زياد نزديک نبوديم که دودش اسيب نزنه)
از بريوني اصفهانم خوشم مياد.
شاه اسماعيل و شاه عباس تنها پادشاهان مسلمان هستن که ازشون خوشم مياد بعد از کوروش بزرگ و داريوش شاه بزرگ.
بچه که بودم دوست داشتم منو محمد صدا کنن واسه همين وقتي داداشم به دنيا اومد گفتم اسمشو بزارين محمد

نميدونم چرا ولي خدايي تيراندازي با کمانم خيلي خوبه.حتي يکي از باشگاهاي تيراندازي تو گرگان بهم گفته بود بيام چون صد در صد موفق ميشم اما به علت درس و تراوين نرفتم.الان پشيمونم چون شنيدم بچه هاشونو بردن اردوي دوبي.
فک کنم زياد شد ديگه.خوب بسه.

یعنی خودمونو دوباره معرفی کنیم؟
سلام من همون ریحانه ی آسیا فیلمم
یکی از طرفدارای درجه یک سریال های شرقی هستم
ازرشتم و امیدوارم در کنار دوستان جدیدی که اینجا باهاشون آشنا می شم لحظات خوشی را داشته باشم
یه چیزایی از نقاشی و زبان کره ای سرم می شه
یادم رفت رشته ی تجربی هستم اما به صنعت ساخت کارتون تو سبک میزائیکی علاقه ی شدیدی دارم(دعا کنید تو ژاپن ببینمش)
متولد 16 آذرم
خب منم که دیگه علیرضا هستم البته شناسنامه ای رو اینارو بذاریم کنار کل فامیل بهم میگن علیرضا کسی جرات گفتن هر اسم دیگه ای نداره

ما تهران هستیم تا چند ماه پیش حوالی تهران زندگی میکردیم الانم در طرفای ونک هستیم

حالا جدا از شوخی خیلی ورزشهایی مثل تنیس و فوتبال و اینها رو دوست دارم و البته همیشه هم برام جذابن و همیشه ورزشهای به روزی هستن
از غذاهایی هم مثل پیتزا و اینا تا حدودی خوشم میاد البته نه به اندازه ی غذای خونگی و تو اب میوه ها هم از هویچ بستنی و
تو بستنی ها هم از بستنی سنتی خوشم میاد و البته میوه ای هم همینطور
معمولا شیرینی زیاد میخورم
در اهنگ و موزیک هم هم از متال خوشم میاد هم از رپ
تو این فرومم مشاا همه بچه های خوبین و البته یکیشون که حساب بازرسی زیادی روش داشتم منو عصبانی کرد:dodgy: ولی کلا گله و همه گلن

از گل و گیاه خوشم میاد
همیشه دوست دارم این جمع خوب دوستانه هم گسترش پیدا کنه و هم خیلی با محبت در کنارهم همگی در اینجا مشغول و فعال شد
امیدوارم در کل همه موفق باشیم
ممنون از مدیر عزیز
به!چه تاپیکی!
من یاسمن هستم.در فروم امپراتور دریا اسمم ashly بود.بعد که فروم بسته شد رفتم تو فروم ژنرال و از اون جا اسمم شد یاسمن!16سالمه و رشتم هم تجربیه ..........دختر پایتختم.

به فیلم هایی که توش جنگ بین هوش هاست خیلی علاقه دارم و چون معمولا سریال های کره ای که از گذشتشون هست به این شکله خیلی دوستشون دارم!گیتار زدن و نت اومدن و کتاب خوندن هم سرگرمی های من هستن:sleepy:فرزند زمستانم.در روز 14 دی ماه متولد شدم.عاشق بستنی مگنوم هستم و روزانه دو تا میخورم!

اسکیت و دو ورزش مورد علاقمه....
رمان زیاد میخونم و عاشق زیستم!!!!(الان میگم این کیه دیگه!! )
از خیانت متنفرم و اگر بهم خیانت بشه انقام بدی میگیرم....
اگر وظیفه ای بهم محول بشه توش خیلی جدیم برام مهم نیست اون وظیفه ساخت کاردستیه یا پروژه دانشگاه!
دیگه یادم نمیاد...
توجه:
این نسخه توسط صدا وسیمای ایران سانسور شده و گروه سنی خاصی نداره ولی زیر ده سال بخونه بهتره
هرگونه کپی برداری اکیدا پیگرد قانونی دارد!
این نسخه ارجینال است و حق چاپ محفوظ نمیباشد یا شایدم میباشد همون که باکلاستره
یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود!
یک روز که خورشید به زیبایی میدرخشید و افتاب چهره ی همه را روشن کرده بوددر نیمه هایی از شب

پسری متولد شد!این پسر به سفیدی برفی:وزیبایی سیندرلاوخوش تیپی جنیفر لوپزو درکل خود مارلون براندو رو!ودرکل جلوی هر صفت یه

بذار
اسم این پسر رو اردلان گذاشتن به به چه اسم زیبایی!مخصوصا مادرش در تمام زندگی عاشق این بود که یه پسربچه داشته باشه و خلاصه خیلی تحویلش گرفت تا اینکه در روزی از روزهایی که رعد و برق میزد خواهرش متولد شد:dodgy:و اسم این خواهر لادن بود اخه شما بگین لادن کجاش شبیه اردلانه:dodgy:هزارویک بار گفتم باید اسم خواهرمو بذارین ارغوان به گوش هیچکی نرفت که نرفت!
خلاصه این اقا اردلان همینجوری بزرگ شد و بزرگتر شد و بزرگترتر شد و اینکه بماند چه کارهای جالبی کرد تو دوران زندگیش(که سانسور شد)ودرکل ادم هیجان زایی بود و همش زندگیشو خفن میکرد و اخرم یه روز تصمیم میگیره داستان و خاطرات زندگیشو کتاب کنه(اه اخر فیلمو لو دادم)خلاصه یک روزی از روزها اقا اردلان با یکی از دوستان گرم صحبت یا حالا به اصطلاح امروزی ها چت بود که یهو اون دوست براش ادرس فروم جنرال رو میفرسته و تاازه بعد اردلان میفهمه که اون دوسته اصلا نمیخواسته براش ادرسو بفرسته و سند تو ال بوده و کلی خیط میشه و میگه این چیه؟واون شخص(مذکر یا مونث بماند)میگه بابا یه فروم واسه دوستان یه وقت عضو نشی ابرومو ببری

این عین جملات اون براساس شواهد رسمی و غیر رسمیه!خلاصه اردلان که به دلایل زیست محیطی در ان زمان دچار دگرگونیهای مازوخیزمی وسندرم کارپال تونلی

شده بود میگه الا و بلا من حوصلم سر رفته میخوام برم این تو وخلاصه یه زمینه کلی اون دوسته بهش میده و اقا اردلان گل قصه ی ما میاد اینجا عضو میشه و هی پست میده هی پست میده وکلی پست مفید میده هیچکی تحویلش نمیگیره:dodgy:ولی بعد که دیگه پست مفید نمیده با بچه ها دوست میشه!وخلاصه کلی شادی و رقص و خنده و دعوا راه میندازی و یه روز براثر عوارض ناشی از بمباران شارش بار الکتریکی کتاب خواهرش سندرم انتی اسپمری هم میگیرتش و خیلی ادم چیزی میشه:sleepy:
اینا رو نگه داشته باش به تو بگم از شخصیت اول زن داستان!
در روزی از روزها اردلان داشت در فروم قدم میزد و به دیوارهای سفید و ابی زل میزد که یهو شکوفه خانوم رو میبینه!این شکوفه خانوم خیلی خجالتی و محجوب بود واسه همین خودشو تو تاپیک پسرونه حبس کرده بود که یه وقت محرم نبینتش!بعد دیگه کلی جریانات پیش میاد که اونا به دلیل زیر سن تکلیف بودن سانسور میشن و شرح مفصلش رو تو تاپیک پسرونه میذارم البته لازم نیست بذارم همه حی و حاظر بودن!
راستی این اردلان در تمام عمرش یه کلمه حرف حساب از دهنش در نمیومده مثلا به جای اینکه اینجا بگه سلام من اردلانم تقریبا 20 ساله از رشت متولد 5مرداد کادو یادتون نره اومده همتونو سرکار گذاشته!
تلخیص از رمان دکتر جناب اقای مهندس اردلان شکوفه سالاری

نام کتاب:از ماست که بر دوغ!
تعداد صفحات:بهتره ندونین زیاده دهنتون سرویس میشه!
تا بعد...
موفق باشین!
ای وای که چشاش خماره!
من نازنين
هستم متولد 22 دي ماه سال 1371
يا همون 12 ژانويه 1993
ورزشهاي مهارتيم:بسكتبال شنا اسكيت ووشو و ژيمناستيك به طور حرفه اي
مقام ها و امتيازات
:در سال 1387 به عنوان بهترين بازيكن بسكتبال استان
1386 به عنوان برترين نويسنده ي سال در ايران
در سال 1388 به عنوان كوچيكترين مغز رباتيك
در سال 1386 به عنوان نفر برتر بازيكن تله تئاتر كودكان
در سال 1387 اولين نوار ضبط شدهبي اهنگ كودكانم منتشر شد كه رد برنامه ي كودك نمايش داده ميشد
در سال 1388 به عنوان ملكه ي زيبايي استان شناخته شدم
4 تا مدال بسكتبال دارم
46 تا لوح تقدير در رشته هاي مختلف
و نفر اول المپياد هاي شيمي رياضي فيزيك رياضي فيزيك و باهوش ترين فرد تو استان ها

بسه ديگه....
بارانم
.gif)
تاريخ ميخونم.ارادت خدمت آقانيما كه تاريخ دوس داره
.gif)
متولد17مهر68تبريز
.gif)
منم عاشق تاريخم.:a (1)انرژي تخليه نشده زياددارم.جوري كه ميخام 24ساعت شبانه روزو بدوم.چون سوپركنجكاوم.فعلن ن ن ن ن ن...