انجمن جنرال , General

نسخه کامل: گربه سانان
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
صفحه‌ها: 1 2
در اينجا در رابطه با انواع گربه سانان از شير گرفته تا گربه صحبت ميکنيم.(البته به غير از پلنگ_به علت زدن تايپک جدا گانه)
خوب در پست بعد ابتدا در مورد شير به بحث مي نشينيم.

گُربه‌سانان (Felidae) خانواده‌ای از حیوانات گوشتخوار هستند.
حیواناتی مانند شیر، ببر، گربه و پلنگ در این خانواده قرار دارند. نخستین گربه‌سان‌ها در دوره ائوسن یعنی حدود ۴۰ میلیون سال پیش پدید آمدند.

آشناترین عضو این خانواده، گربه اهلی است که پیرامون هفت تا چهار هزار سال پیش با انسان خو گرفت. خویشاوند وحشی گربه اهلی، گربه دشتی نام دارد و هنوز در آفریقا و آسیای غربی زندگی می‌کند ولی ویرانی زیستگاه، منطقه پراکندگی این گربه‌ها را محدود کرده‌است.

رابط شماری که در زبان فارسی برای گربه‌سانان بکار می‌رود قلاده است. برای نمونه گفته می‌شود «سه قلاده یوزپلنگ».

در لينکه زيبر عکسي زيبا از يک ببر بزرگترين گربه سان را ببينيد:
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/co...dited2.jpg
شیر جانوری نیرومند با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند از جنس پلنگ‌شکلان (Panthera) است. اندازهٔ بدن او ۱۴۰ تا ۲۰۰ سانتیمتر و اندازهٔ دم او ۶۷ تا ۱۰۰ سانتیمتر است. نوع نر بزرگ‌تر از ماده‌است و نرها بر روی گردن و شانهٔ خود دارای یال نیز می‌باشند. رنگ بدن شیرها بین قهوه‌ای مایل به زرد و قهوه‌ای مایل به سرخ متغیّر است. رنگ یال شیرهای نر نیز از زرد روشن تا سیاه متغیّر است. همچون دیگر گربه‌سانان بزرگ شیرها نیز می‌توانند به سرعت‌های بالا دست یابند و آن را برای مدّت کوتاهی حفظ کنند. در گذشته در آفریقا، خاورمیانه و جنوب آسیا به فراوانی یافت می‌شدند ولی اکنون فقط در جنوب صحرای بزرگ در آفریقا و در منطقهٔ حفاظت‌شده‌ای در شمال غربی هند زندگی می‌کنند. شیر برخلاف مشهور بودن به سلطان جنگل در بیشه‌ها زندگی می‌کند. این جانور ۲۰ ساعت در روز به استراحت می‌پردازند. شیرها معمولاً در طول روز به شکار می‌پردازند ولی در مناطقی که آنها را شکار می‌کنند تنها در شب فعّال هستند. آنها گروهی زندگی می‌کنند و هر گروه متشکّل از سه شیر نر، پانزده ماده و توله هایشان در یک قلمرو مشخّص است. شیرها از قلمرو خود در برابر بیگانگان که گاهی شیرهای نر غریبه هستند دفاع می‌کنند. گروه‌های دیگری نیز هستند که تنها از شیرهای نر مجّرد تشکیل شده‌اند. شیرها جانورانی مانند گورخر و غزال را برای تغذیه شکار می‌کنند. آنها جانوران بزرگ‌تر مانند بوفالوها و زرّافه‌ها را نیز به صورت دست جمعی و به کمک یکدیگر شکار می‌کنند. حتّی پرندگان و گاهی کروکدیلها نیز به دست آنها گرفتار می‌شوند. شکارکردن بیشتر به عهدهٔ شیرهای ماده‌است.
[تصویر:  250px-Lion_waiting_in_Nambia.jpg]

شیرها زمان و دورهٔ جفت‌گیری مشخّصی ندارند. آنها پس از ۱۰۲ تا ۱۱۳ روز بارداری ۱ تا ۶ توله به دنیا می‌آورند. امّا اکثراً شمار توله‌های به دنیا آمده ۲ یا ۳ است. توله‌ها نزدیک به شش ماه از شیر مادر تغذیه می‌کنند ولی از سه‌ماهگی آغاز به خوردن گوشت می‌کنند. وقتی که گروه برای شکار می‌رود یک یا دو شیر بالغ می‌مانند و از توله‌ها نگهداری می‌کنند ولی زمانی که جانوری شکار می‌شود یک شیر ماده می‌آید و آنها را به مکان شکار می‌برد. توله‌ها پس از چهارماهگی می‌توانند هنگام شکار با مادر خود باشند. آنها از سنّ هجده‌ماهگی قادر به زادآوری می‌شوند؛ نرهای جوان از گروه بیرون رانده می‌شوند ولی ماده‌ها در گروه می‌مانند.

[تصویر:  250px-LION1.jpg]
شير اسيايي
نیما جان من فکر کردم چه خوبه اول درباره ی خود خانواده ی این جانوران مطلب بگذارم بعدش شروع کنیم.
------------------------

خانواده گربه سانان

اين جانوران شباهت زيادي با گربه اهلي دارند جثه آنها كوچك نظير گربه ويا بزرگ همانند ببر است افراد اين خانواده سري كوچك ،پوزه اي كوتاه ،گوشهاي نسبتاًكوچك چشمهاي درشت ودست وپايي كوتاه دارند هر چند كه تنها يوزاز نظر شكل بدن حالت پنجه ها وبعضي از عادات شبيه سگ سانان است.

اين جانوران در دستها به تعداد 5انگشت ودرپا ها4 انگشت دارند كه به ناخنهاي بلند وتيزي ختم مي شوند اين ناخنها كه مهمترين اسلحه گربه سانان است قابل جمع شدن هستند وبراي جلوگيري از كند شدن ،درون قلابي قرار مي گيرد بنابر اين در رد پاي گربه سانان به استثناي يوز آثار ناخنها مشاهده نمي شد . پينه هاي فرم كف دست وپا كه اطراف آنها را هم احاطه كرده است قادرشان مي سازد .تا با كمترين صدا به طمعه خود نزديك شدند سيبيلها وساير موهاي بلند صورت به عصب ارتباط دارند وبراي لمس كردن اجسام ومسيريابي در شب نقش عمده اي به عهده دارند اين موها كه قابل حركت هستند مي توانند مانند چتر از هم باز شوند ودر جلوي صورت قرار بگيرند يا به صورت بچسبند . اكثر گربه سانان شب گرد هستند مردمك چشم كه روزها به شكل خط عمودي است در تاريكي به صورت كاملاً گرد در مي آيد وتمام سطح چشم را پر مي كند اين مكانيزم باعث مي شود كه سلولهاي پشت شبكه ضعيفترين نور را نيز جذب كند وباعث افزايش قدرت بينايي اين حيوانات در شب مي گردد

حس شنوايي گربه سانان نيز مانند بينايي آنان بسيار قوي است ولي حس بويايي متوسط است به همين دليل بر خلاف سگ سانان کمتر از روي بو طمعه خود را تعقيب مي کنند شکار معمولاٌ از طريق ماهرخ رفتن يا کمين کردن در مسير حيوانات همراه با ديدن وپريدن ناگهاني صورت مي گيرد موقعي که به گله اي از حيوانات که قدرت فرار ندارند برخورد مي کنند تعدادي از آنها را نابود مي سازند .

گربه سانان به استثناي شير ودر مواردي يوز ها به صورت انفرادي زندگي مي کنند قلمرو خود را به وسيله ادرار ومدفوع وخراشيدن درختان مشخص مي کنند .

در فصل جفت گيري ،نروماده در کنار هم ديده مي شوند زمان جفت گيري چند دقيقه طول مي کشد وبر خلاف سگ سانان نروماده به هم قفل نمي شوند . اکثر گونه هاي گربه سانان بزرگ قادر به جفت گيري با هم وتوليد مثل هستند در بعضي از باغ وحشها ،ببر نر با شير ماده،شير نر با ببر ماده،وپلنگ نر با شير ماده جفت گيري وتوليد مثل کرده اند

به علت کم شدن طمعه شکار بي رويه با استفاده از طمعه مسموم وتخريب زيستگاه نسل اکثر گربه سانان ايران در معرض خطر نابودي است

ارزش اقتصادي :

گربه سانان در کنترل جمعيت جوندگان، خرگوشها، علفخواران وازبين بردن حيوانات پير وعليل نقش عمده اي به عهده دارند در مناطقي که شمار گربه سانان کاهش يافته است جمعيت جانوران مضر خصوص خرگوش وجوندگاني نظاير موش وحشي افزايش يافته است.پوست بعضي از گربه سانان بسيار با ارزش وگران قيمت است برخي از اين جانوران خساراتي به دا مداران مي رسانند كه در مقايسه با منافع اين حيوانات بسيار ناچيز است خانواده گربه سانان در ايران شامل 10 گونه است كه دو گونه آن منقرض شده است.

گربه وحشي Felis catus(F.silvestris)

مشخصات : از اجداد گربه اهلي است وشباهت زيادي به آن دارد ومي تواند با گربه اهلي جفت گيري و توليد مثل کند به رنگهاي متفاوتي از پلنگي ،راه راه،‌ مشکي تا خاکستري روشن مشاهده مي شود اين تغيير رنگ مشکي زيادي به نوع زيستگاه وگاهي جفت گيري با گربه هاي اهلي دارد معمولاٌدر دو طرف بدن 12 نوار اريب تيره مشاهده مي شود که ممکن است بصورت نقطه چين تقليل يافته ويا به کلي محو شده باشند معمولاًدر قسمت پايين تر از زانو وآرنج دو نوار قهوه اي روشن تا سياه دارد اغلب گربه هاي وحشي از گربه هاي اهلي به علت داشتن دم نسبتاٌ کوتاهتر،کلفتر وپشمالوتر که داراي حلقه هاي مشابه هم با نوک سياه است مشخص مي گردند . قسمت زير بدن به رنگ سفيد تا کرم است گربه هايي که از مناطق جنگلي وبوته زارها زندگي مي کنند شباهت زيادي به گربه اهلي دارند با توجه به نزديکي يا دوري آنها نسبت به اماکن مسکوني مي توان آنها را وحشي يا اهلي ناميد

اندازهها :طول وسر که 45 تا 80 سانتيمتر ،و دم 25 تا 39 سانتيمتر ،ارتفاع 30 تا 40سانتيمتر وزن 5/1تا 8کيلو گرم.

زيستگاه :اکثر زيستگاه هاي ايران اعم از جنگلي ،کوهستاني. مرتفع ،استپي ، بياباني، نزديك اماکن مسکوني

...
گربه سانان (Felidae) گوشتخوارانی هستند که برای شکار استعداد و مهارتهای زیادی پیدا کرده‌اند. معمولا در شکار از روش پنهان شدن استفاده می‌کنند و گاهی از روشهای کمین کردن و دنبال کردن شکار را بکار می‌برند. بدن آنها باریک و تا حدی دراز و سر گرد و پوزه کوتاه است. دستها و پاها در اکثر گونه‌ها زیاد بلند نیست ولی قوی و به یک اندازه هستند. در دست 5 انگشت و در پا 4 انگشت وجود دارد. چنگالها در همه گونه‌ها به استثنای یوزپلنگ قابل جمع شدن است و حیوان پنجه‌رو می‌باشد. رنگ آنها متفاوت است ولی طرحهای خال‌دار یا راه راه بیشتر دیده می‌شود.






جنسهای تیره گربه سانان
جنس Acinonyx
پاها بلند و باریک و پنجه‌ها فقط کمی قابلیت جمع شدن را داشته و بدون غلاف پوستی هستند. تمام بدن از لکه‌ها یا خالهای تیره میان پر پوشیده شده است. موهای پشت گردن بلند شده و قسمت یال مانند کوتاهی را تشکیل می‌دهد.

جنس Panthera
پاها نسبتا کوتاه و قوی و پنجه‌ها کاملا قابل جمع شدن هستند و دارای غلاف پوستی می‌باشند. اگر روی بدن خالهایی وجود داشته باشد میان خالی هستند و یا خوشه مانند به دور هم جمع شده‌اند. موهای پشت گردن بلند‌تر از قسمتهای دیگر بدن نیست.

جنس Felis
اندازه بدن و دم روی هم رفته از 175 سانتیمتر کمتر است. دم نسبتا کوتاه و معمولا کوتاه‌تر از نصف طول بدن است.

گونه های مهم جنس Felis
گربه وحشی اروپایی
این گربه وحشی با نام علمی Felis silvestris به اندازه گربه وحشی یا کمی بزرگتر از آن است. بدن آن کمی دراز و دم پر مو و نسبتا بلند و طول آن از نصف طول بدن و سر بیشتر است. در صورت پوزه کوتاه و سبیلهای بلند و سفید رنگ خشنی دارد. چشمها درشت هستند. دستها و پاها نسبتا بلند و باریک با پنجه‌های گرد و چنگالهای قوی و تیز و خمیده هستند. موهای بدن نرم و انبوه و موهای زیرین کرکی و فراوان هستند.






گربه جنگلی
گربه جنگلی با نام علمی Felis chaus از سایر گربه‌های وحشی بزرگتر است و طول بدن آن تا 75 سانتیمتر و دم آن تا 29 سانتیمتر می‌رسد. ماده‌ها بطور واضح از نرها کوچکتر هستند. بدن آنها تا حدی کوتاه و گوش نسبتا بزرگ و با موهای بلند انتهایی است. دم کوتاه و طول آن در حدود یک‌سوم بدن است. رنگ بدن بطور کلی قهوه‌ای و با سایه کمی از قرمزی است.

سیاه گوش
سیاه گوش با نام علمی Felis lynx گوشتخوارانی با اندازه متوسط هستند. طول بدن آنها 82 تا 105 سانتیمتر و دم 20 تا 31 سانتیمتر است. بدن کوتاه و حجیم و ساقها بلند و قوی با پنجه‌های خیلی پهن و انگشتان بوسیله پرده بهم وصل شده‌اند. گوشها بزرگ و پهن و با یک دسته موی بلند انتهایی است. رنگ موها از زرد خاکستری تا زرد متمایل به قرمز تغییر می‌کند.

گونه های مهم جنس Panthera
پلنگ
پلنگ با نام علمی Panthera pardus گوشتخوارانی هستند بزرگ که طول بدن آن تا 160 سانتیمتر و طول دم آنها تا 110 سانتیمتر می‌رسد. بدن دراز و باریک ودستها و پاها قوی و با اندازه متوسط و پنجه‌ها ناخن بزرگ که بطور واضح از دو طرف فشرده شده است. گوشها کوتاه و مدور و بدون موهای بلند انتهایی است. دم دراز و طول آن معمولا از نصف طول بدن بیشتر و باریک است. رنگ بدن خال‌دار و در رنگ سفید زمینه آثاری از زردی یا زرد قرمز یا زرد خاکستری وجود دارد.

ببر
ببر با نام علمی Panthera tigris گوشتخواری است با اندازه بزرگ و طول بدن آن تا 290 سانتیمتر و دم آن تا 110 سانتیمتر می‌رسد. بدن کشیده و قوی و دستها و پاها با اندازه متوسط قوی با پنجه‌های پهن و ناخنهای خیلی بزرگ است. گوش کوتاه و مدور و بدون موهای انتهایی است. موهای روی گونه‌ها کاملا بلند و موهای بدن انبوه است. رنگ زمینه بدن زرد اخرائی یا متمایل به نارنجی و با نوارهای عرضی تیره متمایل به سیاه است.






شیر
شیر با نام علمی Panthera leo از لحاظ اندازه بدن و دم تقریبا مانند ببر است ولی از لحاظ داشتن رنگ یکنواخت گندمگون که بدون نوارهای تیره عرضی است با آن متفاوت است. در شیر در انتهای دم یک دسته موی سیاه و در عقب گوش یک لکه سیاه وجود دارد و بین پهلوهای بدن با ناحیه شکم و سطح خارجی با سطح داخلی دستها و پاها اختلاف زیادی دیده نمی شود. در شیر در پهلوها و بالای گردن موهای بلند به صورت یال وجود دارد. نرها از ماده‌ها بزرگتر هستند. در شیر ایرانی یال کوتاه است.

پلنگ برفی
پلنگ برفی با نام علمی Panthera unica کوچکتر از پلنگ معمولی بوده ولی دم آن کلفت‌تر و بلند‌تر است و طول دم بیشتر از سه چهارم طول بدن می‌باشد. دستها و پاها با اندازه متوسط و گوشها کوچک و گرد و بدون موهای انتهایی است. در گردن موهای یال مانند کم رشد و در روی گونه‌ها ریشها کوتاه دیده می‌شود. پنجه‌ها خیلی قوی هستند و از دو طرف فشرده و قابل جمع شدن هستند. در روی بدن خالها به صورت گلهای بزرگ نامرتب با وسط خاکستری تیره هستند.

گونه مهم جنس Acinonyx






یوزپلنگ
یوزپلنگ با نام علمی Acinonyx jubatus زیاد به پلنگ شباهت دارد ولی بدن آن از پلنگ ظریف‌تر و سر کوچکتر و دستها و پاها بلندتر و بزرگتر و گوشها کوچکتر و گردتر هستند. در بچه‌های یوزپلنگ در بالای سر و گردن و امتداد تیره پشت تا نزدیک دم موها بلندتر شده و تا حدی به صورت یال درمی‌آیند. در بالغها طول بدن در حدود 130 سانتیمتر و طول بدن در حدود 75 سانتیمتر و موهای بدن کوتاه است. رنگ زمینه بدن در قسمت بالای بدن از گندمگون تا زرد کمرنگ با خاکستری سفید تغییر می‌کند ولی قسمت انتهایی دم در بالا کاملا سفید است.
بنده در پسته اول توضيح مختصري جهت آشنايي گزاشته بودم.فائزه جان خواهشا ترتيب نوشتن منو بهم نزن و مثله من توضيحات تقريبا مختصري در مورد يکيشون بزار.ممنون.
_________________________________________________
و حالا در مورد ببر توضيح ميدهيم.

ببر (نام علمی Panthera Tigris) جانوری است از تیرهٔ گربه سانان که بزرگ‌ترین گونه از این تیره به شمار می‌رود.
این جانور دارای بدنی عضلانی و پاهایی بسیار نیرومند است. بدن ببر دارای موهای بلند و برّاق به رنگ نارنجی، همراه با خطهای سیاه عمودی می‌باشد. جثّهٔ ببرهای نر بزرگ‌تر از ببرهای ماده‌است و همچنین موهای روی گونهٔ ببر نر بلندتر از ببر ماده می‌باشد. ببرها جانورانی شبکار و مستقل هستند. آنها جانوران ماهری هستند و حتّی می‌توانند به بالای درختها بروند. این جانوران برروی زمین هم بسیار ماهر و سریع هستند و می‌توانند با یک حرکت سریع طعمهٔ خود را شکار کند. جانورانی که ببرها از آنها تغذیه می‌کنند عبارت‌اند از: گراز وحشی، آهو، بوفالو و گاو اهلی و برخی پستانداران دیگر. آنها شناگران خوبی نیز هستند.گاهی این جانوران شب‌ها تا ۲۰ کیلومتر راه می‌روند ودریک خیز می‌توانند ۱۰ متر بپرند، ولی با جثهٔ بزرگشان در نود درصد شکار هایشان ناموفق هستند.

نرها و ماده‌ها تنها در هنگام جفتگیری به مدّت چند روز در کنار یکدیگر می‌مانند. ببرهای ماده پس از ۱۰۳ تا ۱۰۵ روز بارداری دو یا سه توله به دنیا می‌آورند. توله‌ها تا چند سال همراه با مادر خود زندگی می‌کنند.

بیشتر زیرگونه‌های این جانور در خطر انقراض قرار دارند و برخی مانند ببر مازندران کاملاً منقرض شده‌اند. به طور کلی وزن ببرهای نر از ۲۰۰ تا ۳۲۰ کیلوگرم است و ماده آنها از ۱۲۰ تا ۱۸۰ کیلوگرم می‌باشد. میانگین قد در نرها ۲٫۶ تا ۳٫۳ متر و در ماده‌ها ۲٫۳ تا ۲٫۷۵ متر می‌باشد.

[تصویر:  200px-Panthera_tigris_sumatran_subspecies.jpg]

[color]ببر مازندران[/color]

Palange irāni یا Palange Māzandarān با نام علمی Panthera tigris virgata که در جنگلهای مازندران می‌زیسته نژادی است از ببر، که به نام ببر ایرانی شهرت داشته و امروزه منقرض گردیده‌است.

آخرین ببر در مازندران که افراد محلی به آن شیر سرخ می‌گفتند در سال ۱۳۳۸ ه ش در جنگل گلستان، در منطقه گنبد کاووس، به دست یک شکارچی محلی شکار شد. از ببر مازندران تنها یک نقاشی رنگی و چند عکس و چند پوست بجا مانده است[نیازمند منبع]. عکسها و پوستها نشان می‌دهند که رنگ ببر مازندران از ببر بنگال روشنتر، و تااندازه‌ای نارنجی مایل به قرمز و نوارهای عرضی آن باریکتر و منظمتر و به تعداد بیشتر بوده‌است. موهای بدن ببر مازندران بلندتر و پرپشت تر از ببر بنگال و کوتاه تر از ببر سیبری و جثه آن بزرگ‌تر از ببر بنگال و کوچک‌تر از ببر سیبری بوده‌است.

ببر مازندران مارال، گراز، شوکا، خرگوش، پرندگان، خزندگان گربه وحشی و هنگام گرسنگی کمبود غذا، گاو و گاومیش اهلی شکار می‌کرد.

شکار بی رویه، خشک کردن نیزارها و مردابها برای کشاورزی، باغداری و خانه سازی، از میان رفتن جنگلهای جلگه ای سبب نابودی نسل ببر در ایران شده‌است.

[تصویر:  250px-Panthera_tigris_virgata.jpg]
مقاله بعدي در مورد يوزپلنگ هستش دوستان:


یوزپلنگ یا یوز(نام علمی: Acinonyx jubatus) جانوری است مهره‌دار از رده پستانداران، راسته گوشتخواران، خانواده گربه‌سانان.

بدن این گربه سان بی‌همتا طی چندین میلیون سال تکامل طوری طراحی شده است که به این حیوان امکان حرکت با سرعتی برابر با ۱۱۰ کیلومتر در ساعت را می‌‌دهد. سرعت یوزپلنگ در عرض ۳٫۵ ثانیه پس از شروع دویدن به صد کیلومتر در ساعت می‌رسد که از شتاب بسیاری از ماشین های مسابقه ای نیز بیشتر است. اندام باریک، پاهای لاغر و بلند، قفسه سینه‌ای کم پهنا ولی عمیق و جمجمه‌ای کوچک، ظریف و گرد، یوز را به سریع‌ترین جانور روی زمین تبدیل کرده است. یوزها به آسانی از دیگر گربه سانان تشخیص داده می‌شوند. این امر تنها به دلیل وجود خال‌های روی بدن او نیست بلکه بدن باریک و کشیده، سر کوچک، چشم‌های بالا قرار گرفته و گوش‌های کوچک و تا حدودی پهن است که آنها را متمایز می‌کند. طعمه معمول آنها غزال‌ها (به ویژه غزال تامسون)، ایمپالا، آنتیلوپ‌ها و دیگر پستانداران سم دار حداکثر تا ۴۰ کیلوگرم وزن هستند. یک نر بالغ تنها هر چند روز یک بار شکار می‌کند اما ماده‌های دارای توله تقریباً هر روز به شکار می‌‌پردازند. در حالی که سایر گربه سانان شکارچیان شب هستند یوزها عمدتاً روز فعال بوده و اغلب در اوایل بامداد و غروب آفتاب به سراغ طعمه‌های خود می‌‌روند. تاکتیک او در شکار مخفی شدن و نزدیک شدن به طعمه است. زمانی که او به حدود ۳۰ متری طعمه خود رسید .

[تصویر:  250px-Cheetah_Kruger.jpg]
با حرکتی سریع به طرف او یورش می‌‌برد. تعقیب طعمه به طور متوسط بیست تا شصت ثانیه به طول می‌‌انجامد و این زمان در یک فاصله ۱۶۰ متری صرف می‌شود. (حداکثر ۵۰۰ متر) و پس از آن دیگر طعمه را دنبال نمی‌کند. ضریب موفقیت او در شکار پنجاه درصد اندازه گیری شده است. میزان تغذیه روزانه آنها به طور متوسط در روز دو کیلوگرم است که به نظر غذای زیادی نیست. طول سر و بدن او بین ۱۱۲ تا ۱۳۵ سانتیمتر، طول دمش ۶۶ تا ۸۴ سانتیمتر و وزن او بین ۳۹ تا ۶۵ کیلوگرم اندازه گیری شده است. (نرها ۱۵ درصد درشت جثه تر از ماده‌ها هستند) طول دوره عمر آنها در طبیعت هفت سال گزارش شده اما به نظر می‌‌رسد حداکثر تا ۱۲ سال هم عمر کنند. عمر آنها در اسارت تا ۱۶ سال هم گزارش شده است. ماده‌ها هر دو سال یک بار زایمان دارند و نرها در سه سالگی به سن بلوغ می‌‌رسند. یوزها به دو حالت در طبیعت دیده می‌شوند: گروه خانوادگی و نرهای سرگردان. نرهای سرگردان معمولاً برادر بوده و اغلب یک ائتلاف دو یا سه نفره را تشکیل می‌‌دهند؛ به ندرت اتفاق می‌‌افتد که یک نر تنها زندگی کند. این ائتلاف در کنار هم قرار داشته، با هم به شکار رفته و معمولاً محدوده زندگی آنها با قلمرو چند ماده هم پوشانی دارد. پیش از زایمان، یوز ماده یک ناحیه یا کنام مناسب را که معمولاً علفزار بلندی در یک ناحیه مرطوب است انتخاب کرده و یک تا شش توله ۲۵۰ تا ۳۰۰ گرمی می‌‌زاید. این توله‌ها از ۱۴ تا ۱۶ ماه پس از تولد تحت مراقبت مادر قرار دارند و یوز ماده به جز هنگام شکار لحظه‌ای آنها را تنها نمی‌گذارد. در سه یا چهار ماهگی توله‌ها از شیر گرفته شده و توسط غذای حاصل از طعمه تغذیه می‌شوند. نرها در مراقبت والدینی نوزادان هیچ دخالتی ندارند. بچه‌ها همیشه در حال بازی با یکدیگر بوده و مهارت‌های شکار را با طعمه‌های زنده‌ای که مادر به کنام باز می‌‌گرداند فرا می‌‌گیرند، هر چند این توله‌ها همچنان در شکار طعمه آماتور باقی می‌‌مانند. یوزهای جوان در سنین بعد از نوجوانی و در هنگام جدا شدن از مادر به مدت شش ماه به جهت ایمن بودن از خطرات احتمالی با هم باقی می‌‌مانند. اما پس از این دوره خواهرها گروه را ترک کرده اما برادرها به زندگی در کنار هم ادامه می‌‌دهند.

یوزپلنگ ایرانی
شهریورماه سال ۱۳۷۲، ماده یوزى به همراه سه توله تشنه خود براى نوشیدن آب وارد باغ هاى اطراف شهر بافق شد. تعدادى افراد غیرمحلى با چوب به مادر و توله‌هایش حمله کردند، مادر موفق شد از این مهلکه جان سالم به در ببرد، اما توله‌ها اسیر دست انسان‌هاى ناآگاه شدند.


مشخصات یوز
یوزپلنگ از خانواده گربه سانان به شمار مى آید که به دلیل داشتن دست و پایى بلند، بدنى کشیده و باریک و سینه اى فراخ تا حدود زیادى به سگ هاى تازى شبیه است. رنگ بدن یوز نخودى است و خال‌هاى ریز و درشتى آن را پوشانده است.

بسیارى از مردم یوز را با پلنگ اشتباه مى گیرند، اما تفاوت بارز این دو گونه در شکل خال‌هایشان است. در یوز خال‌ها توپر و گرد است، در حالى که خال‌هاى پلنگ درشت و توخالى و گل مانند است. وجود نوار سیاه رنگى که از گوشه چشم یوز تا دهان امتداد یافته و به "خط اشک" معروف است نیز از مشخصات بارز یوز به شمار می‌آید که پلنگ این خط را ندارد. فرق دیگر یوز پلنگ با پلنگ این است که یوز پلنگ در پشت گردن یال دارد ولی پلنگ ندارد.

یوز سر کوچکى دارد و چشمانش براى بهتر دیدن از پشت بوته‌ها، نسبتاً بالا قرار گرفته‌اند. همچنین یوز مى تواند با سرعت ۱۱۰ کیلومتر در ساعت ۵۰۰ متر بدود. یوزپلنگ آسیایى در طبیعت حدود ۱۲ سال زندگى مى کند. یوز ماده مى تواند یک تا هشت مرتبه بین سه تا چهار نوزاد به دنیا بیاورد. نوزاد یوز تا ۲۰ ماهگى باید در کنار مادر باشد تا نحوه شکار و گرفتن طعمه را آموزش ببیند.

یوزپلنگ یک گربه سان است؛ گربه اى که سرى گرد و کوچک و گربه مانند و بدنى شبیه به سگ دارد؛ دست و پا و بدنى بلند و کشیده. مانند سگ ها شکارش را تعقیب مى کند؛ بر خلاف گربه هایى مانند ببر و پلنگ که به کمین کردن معرف هستند.

بدن یوزپلنگ از مو هایى زبر و به رنگ نخودى تا زرد روشن پوشیده شده که روى آن تعداد زیادى خال هاى سیاه رنگ تو پر نقش بسته تعداد خال هاى روى بدن هر یوزپلنگ آفریقایى به بیش از سه هزار عدد مى رسد، ولى تعداد آن در یوزپلنگ آسیایى (ایرانى) کمتر است، چون خال هاى آن بزرگ تر و در نتیجه تعداد آن کمتر است.

یوزپلنگ هاى آفریقایى و ایرانى تفاوت هاى دیگرى هم با هم دارند. یوزپلنگ ایرانى نسبت به یوزپلنگ آفریقایى داراى هیکل بزرگ تر و رنگش روشن تر است. به همین خاطر خیلى زیبا تر از یوزپلنگ آفریقا و در عین حال خیلى کمیاب است. به همین خاطر در حال حاضر کارشناسان گوناگون از سر تا سر ایران و جهان بر روى آن تحقیق مى کنند.

این حیوان که بر خلاف اسمش که ممکن است براى خیلى ها وحشت ایجاد کند، خیلى آرام است. یعنى امکان دارد شما یک روز در طبیعت شانس داشته باشید که یوزپلنگ را از فاصله یکى دو مترى ببینید، ولى این حیوان کوچکترین آسیبى به شما نرساند وخیلى راحت بتوانید از آن عکس بگیرید و یا تماشایش کنید، حنى مى بینید این حیوان پس از مدتى بلند مى شود و می‌رود، ولى متأسفانه خیلى ها فکر مى کنند که یوزپلنگ وحشى است و آن را مى کشند. به همین خاطر یکى از کار هایى که ما باید انجام دهیم این است که یوزپلنگ را به مردم بشناسانیم و بفهمانیم که ما در ایران هم یوزپلنگ داریم و باید نسیت به آن حساس باشیم. به خصوص مردم روستاها و شهر هاى نیمه شرقى ایران، یعنى مناطق بیابانى و کویرى که منطقه ى زندگى یوزپلنگ هاست، و خیلى هایشان از وجود چنین حیوان ارزشمندى آگاه نیستند و یا آن را وحشى مى دانند و مى کشند.

خط اشک یوزپلنگ نوار سیاهى است که از گوشه ى چشم تا خارجى دهان آن ادامه دارد و با جذب نور خورشید از انعکاس نور جلوگیرى مى کند و با کم کردن زنندگى نور خورشید، درست مانند عینک آفتابى، از چشمان یوزپلنگ محافظت مى کند. خط اشک یکى از راه هاى شناسایى یوزپلنگ در میان گربه هاى خالدار دیگر است.


[ویرایش] خطراتى که یوز را تهدید مى کند
دشمن طبیعى یوز، سگ‌ گله و پلنگ است. برخلاف تصور اکثر مردم، یوزها حیوانات آرامى هستند و هرگز به دام‌هاى اهلى حمله نمى‌کنند. سام خسروى‌فرد، مشاور پروژه حفاظت از یوز آسیایى در ایران مى گوید: ورود دام به زیستگاه یوز از تهدیدات اصلى زندگى یوزپلنگ است، علاوه بر این‌که سگ گله ممکن است به یوز حمله کند، چوپانان هم به محض رویارویى با این حیوان با تصویر احتمال حمله یوز به دام‌ها، حیوان را با تیر یا سنگ مى زنند.

از سوى دیگر، با توجه به اینکه وجود آب در زیستگاه اصلى یوز که دشت‌هاى باز و تپه ماهورهاى واقع در مناطق استپى و بیابانى است، یک موهبت محسوب مى‌شود، دام و بخصوص شتر وقتى سر آبشخور یا چشمه مى‌آیند، آن را اشغال مى کنند و دیگر نه یوز و نه طعمه هایش به آنجا نمى روند. در نتیجه طعمه هاى یوز مهاجرت مى کنند یا مى میرند و به دنبال آن زندگى یوز هم تحت تاثیر قرار مى گیرد.

گفتنى است که غذاى اصلى این حیوان را آهو، جبیر، قوچ و میش، کل و بز و خرگوش تشکیل مى دهد که امروزه به دلیل شکار بى‌رویه شکارچیان غیرمجاز مجهز به خودروها و موتورسیکلت‌هاى قدرتمند صحرایى، جمعیت آنها نیز به شدت در حال کاهش است.


[ویرایش] تلاش برای حفظ یوزپلنگ آسیایی
پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایى، با همکارى برنامه توسعه سازمان ملل و سازمان حفاظت ازمحیط زیست در سال ۲۰۰۱ شروع به کار کرد. اعتبار این پروژه ۷۲۵ هزار دلار بود و سازمان حفاظت از محیط زیست هم تعهد کرد که معادل همین مقدار پرداخت کند.

هوشنگ ضیایی مدیر پروژه، مى گوید: براى کار مطالعاتى و حفاظتى، ۵ منطقه انتخاب شد که گمان مى‌رود ۸۰ درصد یوزهاى ایران در آن مناطق پراکنده‌اند. پارک ملى توران، پارک ملى کویر در استان سمنان، منطقه حفاظت شده بافق و پناهگاه‌هاى حیات‌وحش دره انجیر و نایبندان در استان یزد. ۳۲ نفر محیط بان علاقه‌مند هم استخدام کردیم به آنها آموزش دادیم تا ضمن حفاظت از منطقه و آماربردارى، از طریق آنها به مردم محلى آموزش هاى لازم داده شود.





[ویرایش] آمار موجود از یوز آسیایی
با اینکه آمار یوز آسیایى را در ایران گاهى بین ۵۰ تا ۶۰ قلاده و در کل، کمتر از ۱۰۰ قلاده عنوان کرده‌اند، سام خسروى فرد، مشاور پرو‍ژه بین‌المللى حفاظت از یوز آسیایى ترجیح مى‌دهد که این اعداد را "حدس کارشناسى" بنامد تا "آمار"؛ چرا که معتقد است یوزپلنگ حیوانى به شدت مخفى کار و فرارى از انسان است، به راحتى خود را در طبیعت استتار مى کند و گستره زیستگاهش بسیار وسیع است. همه این عوامل دست به دست هم مى دهند تا آمارگیرى از این گونه کارى بسیار مشکل شود.

هوشنگ ضیایى، بهترین روش آمارگیرى از یوز در ایران را استفاده از دوربین تله‌اى عنوان مى‌کند. دوربین‌هاى تله‌اى نوعى از دوربین‌هاى اتوماتیک هستند که با عبور حیوان از جلوى چشمى دوربین، فاصله اى ۱۵ مترى را عکس مى گیرند. در واقع این دوربین‌ها حضور حیوان را هم بواسطه تغییر شدت نور دریافتى در لحظه عبور درمى‌یابند و هم از روى درجه حرارت بدن حیوان.

مراقبت در زمان بیهوشی و انجام عملیات نصب گردنبند جی پ اس بر روی یوزپلنگ -

وى مى‌گوید: ابتدا گذرگاه‌هاى یوز را از روى ردپاى حیوان مشخص کرده، سپس دوربین‌هاى تله‌اى را در آنجا کار مى‌گذاریم. خال‌هاى روى بدن یوز، مانند اثر انگشت انسان، منحصربفرد است. بنابراین از روى عکس‌ها، تعداد یوزها را در آن فاصله، مشخص کرده و با انجام کارهاى آمارى جمعیت یوز آن ناحیه را تخمین مى‌زنند.


[ویرایش] نصب گردنبند ردیاب برروى یوز
ژانویه سال ۲۰۰۷، پروژه رادیوتله مترى و نصب گردنبندهاى ردیاب روى یوزآسیایى براى نخستین بار به صورت عملى آغاز شد. طرف ایرانى این پروژه سازمان حفاظت محیط زیست، دفتر برنامه توسعه سازمان ملل (یو ان دى پى) در ایران و پروژه حفاظت از یوز آسیایى و طرف خارجى آن هم انجمن حفاظت از حیات وحش آمریکا (دبلیو سى اس) است .گردنبند ردیاب (جى.پى.اس کولار) شامل یک فرستنده و گیرنده رادیویى و قطعه اى براى تنظیم زمان باز شدن قلاده است.

هومن جوکار، مدیر این پروژه در تهران، هدف از نصب این ردیاب را بدست آوردن اطلاعاتى در مورد زیستگاه، توقف گاه، مسیرهاى رفت و آمد و مهاجرت یوز عنوان کرده و مى گوید این گردنبندها، آنتن زمینى دیگرى دارد که اگر از یک فاصله اى به گونه نزدیک تر شویم، بدون دسترسى مستقیم به گردنبند، اطلاعات توسط امواج (یو.اچ.اف) به دستگاهى زمینى منتقل مى شود و از کل این اطلاعات، مى توان به رفتارشناسى این حیوان پى برد.

وزن این گردنبدها ۲۸۰ گرم است. محدودیت زمانى این گردنبند باطرى آن است که جى پى اس آن تا دوسال مى ‌تواند فعال بماند. گردنبندها طورى تنظیم شده اند که بعد از گذشت ۱۸ ماه، خودبه‌خود باز مى شوند و از روى سیگنال‌هایى که مى فرستد، متوجه مى شویم که کجاست.

هومن جوکار نحوه نصب این گردنبندهاى ردیاب را این‌گونه توضیح مى‌دهد: در ابتداى کاربراى گرفتن یوز در محل گذرشان، ۱۳ تله را با فاصله مى‌گذاریم که مجهز به فرستنده سیگنال هستند. به محض این‌که حیوان در این تله ها مى افتد، تیم به محل مورد نظر رفته و دامپزشک تیم اقدام به بیهوش کردن یوز مى‌کند. نمونه بردارى از خون و بافت حیوان، نصب گردنبند و جاگذارى میکروچیپى در پشت گردن یوز از اقدامات بعدى گروه است. بعد از آن از دارویى براى به هوش آوردن حیوان استفاده مى کنیم تا حیوان، بیهوش در طبیعت نماند و خطراتى تهدیدش نکند.

وى اضافه مى کند: با استفاده از تجربیاتى که در آفریقا براى نصب گردنبد روى یوز پلنگ آفریقایى داشتیم، در ژانویه در منطقه حفاظت شده بافق (یزد) مستقر شدیم و در نهایت در فوریه به شکل آزمایشى در مرحله اول موفق به نصب این ردیاب روى ۲ یوز و یک پلنگ شدیم. این کار حاصل حدودا دو ماه تلاش شبانه روزى تیم در بیابان بود. اما از آنجا که براى مطالعات و آمارگیرى حداقل نیاز به ۶ نمونه در یک منطقه داریم، دوباره از آبان ماه همان تیم جمع مى شویم و امیدواریم که این بار با در اختیار داشتن تجربه بیشتر، روى ۴ نمونه دیگر نیز این ردیاب را وصل کنیم.






دو توله زیر ضربات چوب جان خود را از دست دادند و توله دیگر زخمى و ضرب خورده با کمک مردم بافق و ماموران حفاظت از محیط زیست آن شهرستان نجات یافتند، این توله که بعدها ماریتا نام گرفت به پارک پردیسان تهران منتقل شد و بعد از ۹ سال اسارت، در سال ۸۲ به دلیل عفونت ریوى جان باخت. ‌به گفته شاهدان عینى، ماده یوز تا مدت‌ها به نزدیکى محل واقعه مى‌آمد و توله‌هایش را صدا مى‌زد.

امسال علاقمندان به یوز آسیایى روز نهم شهریور (سالروز نجات ماریتا) را روز حفاظت از یوزپلنگ نامیدند و در مراسمى یک روزه یوز آسیایى را به عنوان سمبل و میراث طبیعى ایرانیان معرفى کردند.

نسل یوزپلنگ آسیایى در تنها زیستگاهش ایران، در حال انقراض است. خبر جدیدى نیست، اما این خبر در ایران به جز تعدادى علاقه‌مند به محیط ‌زیست، واکنشى را برنیانگیخته است.

وضعیت یوز آسیایى چندان امیدوارکننده نیست، البته اقداماتى برای حفظ این گونه در حال انجام است. در گذشته، زیستگاه یوز پراکندگى وسیعى از شبه جزیره عربستان تا هندوستان و ترکمنستان داشته است. اما در قرن اخیر بر اساس اطلاعات موجود نسل یوز آسیایى جز در ایران در سایر کشورها منقرض شده است: عراق ۱۹۲۹، کویت ۱۹۴۲، هند ۱۹۴۷، قزاقستان ۱۹۷۰، پاکستان ۱۹۷۲، ترکمنستان ۱۹۷۳، عربستان ۱۹۷۳، عمان ۱۹۷۷
به زودي مقالات جديد رو هم ميزارم دوستان
سیاه‌گوش جانوری است گربه‌سان با جثه‌ای نیمه‌بزرگ. زیستگاه سیاه‌گوش، جنگل‌های کوهستانی با تراکم بالای بته و درختچه و علف است.

سیاه‌گوش جزو زیرخانواده گربه‌سان‌های کوچک و از جنس سیاه‌گوش‌ها به‌شمار می‌آید.

این جانور را در قدیم پروانه، پروانک، فَرانَک و شاطر شیر هم می‌گفتند. علت نامیده‌شدن به شاطر شیر را نیز این ذکر می‌کردند که به‌قول قدیمیان "در جلوی شیر می‌رود و از آمدن شیر خبر می‌دهد و بخش بزرگ‌تر صید شیر نیز نصیب سیاه‌گوش می‌شود". در گلستان سعدی در این باره آمده: "به سیاه‌گوش گفتند ترا ملازمت شیر به چه سبب اختیار افتاد، گفت تا فضلهٔ صیدش می‌خورم".


شکل ظاهری

سیاه‌گوش‌ها دمی کوتاه دارند و معمولاً بر روی نوک گوششان کاکُلچه‌ای سیاه‌رنگ از مو روئیده است که علت نامگذاری آن‌ها هم به‌خاطر همین کاکل است. در زیر گردن سیاه‌گوش‌ها یالی پشمی می‌روید که نواره‌های سیاه‌رنگی دارد و در کل ظاهری شبیه به پاپیون دارد.

سیاه‌گوش‌ها پنجه‌های بزرگی دارند که بالشتکی برای راه رفتن بر روی برف زیر پنجه‌ها را پوشانده. صورت ایشان هم پوشیده از موهای بلند است. رنگ بدنشان از قهوه‌ای روشن تا خاکستری متغیر است و گاه خال‌های قهوه‌ای تیره روی بدنشان دیده می‌شود به‌ویژه بر روی دست‌ها و پاها.
سیاه‌گوش اورآسیا (نام علمی: Lynx lynx) نوعی گربه‌سان بومی اروپا، سیبری، آسیای میانه و هیمالیا است که بزرگترین گونه در میان سیاه‌گوش‌ها به حساب می‌آید.



مشخصات جسمی

طول بدن سیاه‌گوش اورآسیا بین ۸۰ تا ۱۳۰ سانتیمتر، طول دم آن بین ۵ تا ۱۹ سانتیمتر و ارتفاع قامت آن از شانه به حدود ۷۰ سانتیمتر می‌رسد. رنگ آن نیز بین قهوه‌ای و خاکستری روشن به همراه خال‌های سیاه روی بدن است. گوش‌های مشکی بلند و کاکل‌دار و دو رشته ریش سیاه‌رنگ نیز در زیر گلو مشخصات دیگر این حیوان هستند. پنجه‌های‌ پوست‌کلفتی نیز دارد که مانند کفش زمستانی در هنگام راه رفتن روی برف یاری‌اش می‌کنند.
تولید مثل

سیاه‌گوش‌های اورآسیا چند همسر هستند و در هر زایمان ۱ تا ۴ فرزند به‌دنیا می‌آورند. فصل تولد توله‌ها از اوایل زمستان و تا اواسط بهار است. چشم بچه‌ها پس از ۱۰ تا ۱۷ روز باز می‌شود، بین ۲۵ تا ۲۸ روز پس از تولد قادر به راه رفتن هستند و تا حدود ۱ سالگی به مادر وابسته‌اند.

رفتار



سیاه‌گوش‌ها بیشتر در هوای گرگ و میش هنگام طلوع و غروب خورشید فعالند. جانوران قلمروطلبی هستند. تراکم جمعیتی آن‌ها وابسته به تعداد شکارهای موجود در منطقه است و در بهترین حالت به ۴۶ رأس در ۲۵۰ کیلومتر مربع می‌رسد.

طعمه



انواع جوندگان، خرگوش، گوسفند وحشی و انواع گوزن مهمترین منابع تغذیه سیاه‌گوش‌اند. آن‌ها قادرند علفخوارانی تا ۴ برابر اندازهٔ خود (مانند گوزن شمالی) را شکار کنند. سیاه‌گوش اوراسیا تنها گونهٔ سیاه‌گوش است که بیشتر غذای آن از شکار سم‌داران تأمین می‌شود، هرچند در مناطقی که سم‌داران جمعیت کمتری دارند بیشتر به شکار جانوران کوچکتر می‌پردازد. در روسیه اروپایی و غرب سیبری که شوکا زندگی نمی‌کند، شکار اصلی وی خرگوش کوهی و سیاه‌خروس است. خرگوش‌ها و پرندگان در آسیای میانه هم که محیط خشک‌تر و کمتر جنگلی دارد از طعمه‌های مهم سیاه‌گوش به‌شمار می‌روند. اندازهٔ سم‌دارانی که شکار سیاه‌گوش می‌شوند از آهوی ختن ۱۵ کیلویی تا مرال ۲۲۰ کیلویی متغیر است، البته ترجیح غذایی او گونه‌های کوچک‌تر است.
وضعیت کنونی


شکار بیش از اندازه، تخریب زیستگاه و کمبود غذا از مهمترین خطرات پیش روی این حیوان است که در فهرست سرخ اتحادیه بین‌المللی حفاظت از محیط زیست (خطرِ کمِ انقراض) قرار دارد. در اکثر نواحی اروپای غربی به جز چند منطقه حفاظت شده نسل آنان از بین رفته است. اما در سال‌های اخیر تعدادی سیاه‌گوش برای احیای نسل این حیوان در چندین کشور اروپایی مانند سوئیس، اسلوونی، ایتالیا، جمهوری چک، اتریش، آلمان و فرانسه رهاسازی شده‌اند.

بیشترین جمعیت این گونه در جنوب سیبری در شرق روسیه از رشته‌کوه اورال تا سواحل اقیانوس آرام سکونت دارد. جمعیت این گونه در روسیه ۳۰ تا ۳۵ هزار قلاده (۲۰۰۳) برآورد می‌شود. هرچند بخش بزرگی از زیستگاه این حیوان در چین قرار دارد ولی اطلاعات چندانی از وضعیت این گونه در چین در دست نیست و مقامات چینی جمعیت آن را رو به کاهش اعلام می‌کنند. حضور این حیوان در مغولستان داخلی چین قطعی نیست اما در کشور مغولستان جمعیت آن حدود ۱۰ هزار برآورد شده‌است.

جمعیت سیاه‌گوش در اروپا (به‌جز روسیه) حدود ۸ هزار برآورد می‌شود. سیاه‌گوش‌های مرکز و جنوب اروپا در گروه‌های کوچک و جداافتاده از یکدیگر به‌سر می‌برند. اما گروه‌های ساکن فنواسکاندیا (سوئد، نروژ و فنلاند) و کشورهای حوزه دریای بالتیک بزرگترند. در کل ۱۰ زیرجمعیت از سیاه‌گوش در اروپا حضور دارند.

در ایران اطلاعات چندانی از وضعیت سیاه‌گوش در دست نیست. پراکندگی آن از نواحی جنگلی و بیشه‌ای آذربایجان شرقی و غربی شروع می‌شود و در امتداد رشته‌کوه البرز تا نواحی زنجان، قزوین و جنوب گرگان ادامه می‌یابد.در سال ۱۳۸۸ در پارک ملی تندوره در خراسان رضوی هم مشاهده شد که شرقی‌ترین مرز پراکندگی این گونه در ایران است.
ارتباط با انسان


سیاه‌گوش بسیار زود اهلی می‌شود و از همین رو در گذشته به شکل حیوانی دست‌آموز و کمکی برای شکار نگهداری می‌شد. حتی هنوز هم در برخی روستاها سیاه‌گوش در خانه‌ها نگهداری می‌کنند. این حیوان در کنار انسان همچون گربه خانگی بسیار بازیگوش است و در صورت داشتن جفت در اسارت هم زادوولد می‌کند.
عكس هايي از سياه گوش

سياه گوش اوراسيا
[تصویر:  Lynx_lynx_poing.jpg]

[تصویر:  Luchs_Bayerischer_Wald.jpg][img]http:

[تصویر:  Lynx_lynx.jpg]

[تصویر:  Big_kitty.jpg]
صفحه‌ها: 1 2
لینک مرجع