انجمن جنرال , General

نسخه کامل: تقویم تاریخی
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
با سلام.

در اینجا مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ بیان میشه بهنسبت همون روز.

امروز 25 اکتبر پس از همین امروز شروع میکنیم
ايران
پيمان ايران و اتحاديه يونانيان، نتايج آن و تكرار تاريخ
پلوتارک
25 اكتبرسال 449 پيش از ميلاد درشهر شوش ميان دولت ايران و رئيس هيات اعزامي اتحاديه يونانيان معاهده اي امضاء شد كه به موجب آن اين اتحاديه حاكميت ايران برقبرس را به رسميت شناخت و قول به انحلال اتحاديه «دلوس» داد و در عوض دولت ايران پذيرفت كه به شهرهاي يوناني زبان آسياي صغير (شهرهاي ساحلي غربي تركيه امروز، و در آن زمان معروف به ايوني) استقلال داخلي بدهد به اين شرط كه ماليات مقرر را بپردارند و در صورت نياز براي ايران كشتي بسازند و برحسب جمعيت خود سرباز بدهند. مورخان اروپايي اين عهدنامه را به نام رئيس هيات نمايندگي يونانيان «عهدنامه كالياس» نامگذاري كرده اند.
شاه وقت، اردشير، از دودمان هخامنشي كه پلوتارك اورا «اردشير درازدست» نوشته است دستور اجراي اين معاهده را داد و شهرهاي يوناني زبان آسياي صغير (ايوني) به شوراهاي انتخابي اين شهرها سپرده شدند، ولي اتحاديه «دلوس» مركب از كشور ــ شهرهاي يونان، به تحريك آتن حاضر به انحالال خود نشد و نقض عهد كرد كه دولت ايران مجبور شد چند سال بعد پس از آغاز جنگ ميان آتن و اسپارت معروف به«جنگ پلوپونز»، محرمانه به اسپارت كمك برساند و آتن نابود شود.
2438 سال پس از عهدنامه «كالياس»، توافق مشابهي در جهان ميان دو بلوك شرق و غرب حاصل شد كه بر پايه آن اگر بلوك شرق (پيمان ورشو) خود را منحل كند، اتحاديه اتلانتيك شمالي (ناتو) هم دست كم از صورت نظامي خارج خواهد شد كه ديديم پس از انحلال پيمان ورشو چنين نشد و ناتو دست به توسعه خود در قلمرو سابق پيمان ورشو هم زده و حتي وارد خاك شوروي سابق شده است و ....

ارشك (اشك يكم) كوشش خودرا براي نجات ايران آغاز مي كند
مورخاني كه روي تاريخ ايران باستان كار كرده اند در اين كه ارشك (اشك يكم) حكمران خراسان كوشش پي گير خود را از اكتبرسال 256 پيش از ميلاد براي نجات ايران آغاز كرده است متفق القولند و دو مورخ آمريكايي ــ ساندرسون و لامبرتون ــ در سال 1900 ميلادي آغاز اين تلاش را 25 اكتبر آن سال اعلام داشتند.
اسكندر مقدوني پس از فتح ايران، هر شهر ميهن ما را به يك حكمران محلي سپرده بود و سياستي را به اجرا گذارده بود كه هيچكدام از اين حاكمان نتوانند با هم برسر تاسيس دولت واحدي در ايران كنار آيند.
سلوكيها، جانشينان اسكندر در ايران در انتاكيه و سلوكيه مي نشستند و نظارت دقيقي بر همه ايران به ويژه خراسان نمي توانستند داشته باشند. به علاوه، از آغاز دهه 260 پيش از ميلاد ميان آنان و جانشينان اسكندر در مصر دشمني و رقابت شديد پديد آمده بود. جانشينان اسكندر در خاك اصلي يونان هم با بپاخيزي هاي محلي روبه رو بودند. از سوي ديگر رومي ها هم قدرت مي گرفتند، ولي توجه رومي ها در آن زمان معطوف به كارتاژي ها (شمال افريقا) بود كه از قدرت دريايي چشمگير برخوردار بودند و شبه جزيره ايتاليا را تهديد مي كردند و در اين وضعيت، ارشك از طايفه ايراني پارت ــ يكي از سه طايفه تشكيل دهنده قبيله واحد آرين هاي جنوبي كه به فلات ايران مهاجرت كرده بودند ــ كه در خراسان (از شرق درياي مازندران يا درياي گرگان به سمت شرق از جمله منطقه دامغان) مي زيستند تصميم به نجات و احياء دولت واحد ايران گرفت و با حكمرانان مناطق مجاور ازجمله سغديا (تاجيكستان امروز) تماس گرفت و آنان را همفكر خود ساخت و در زماني كوتاه همه خراسان را تحت يك پرچم متحد ساخت و روابط اين منطقه را با سلوكي ها كه درگير استقلال طلبي شهرهاي آسياي صغير بودند قطع كرد و شهر «نسا» را ساخت كه به نام او « اشك آباد (معلوم نيست كه چرا در ايران «عشق آباد» تلفظ ميشود) » خوانده مي شود. وي سپس گرگان، مازندران و نواحي اطراف را آزاد كرد و در جنگ سال 250 پيش از ميلاد بر سلوكيها پيروز شد و شهر صد دروازه (دامغان) را نامزد پايتختي ايران كرد.
پس از وي برادرش «تير داد» كه مورخان عنوان اشك دوم بر وي نهاده اند در همين شهر در مراسمي كه بر پا شده بود برجاي او نشست و افتخار احياء دولت مستقل و واحد ايران را با شكست دادن سلوكيها نصيب خود ساخت و از اين زمان به بعد، مورخان اين دودمان را« اشكانيان » خوانده اند كه شيفته فلسفه يونان و دمكراسي بودند و مطالعه افكار فلاسفه يوناني كه از زمان اسكندر در ايران رواج يافته بود توسط فرزندان ذكور بزرگان اشكاني و فراگرفتن دست كم مقدمات خواندن و نوشتن زبان يوناني تا مدتي اجباري بود. دولت اين دودمان داراي پارلمان بود و نصب و عزل ژنرالهاي ارشد در دست شاه نبود كه خود منتخب سناي ايران (مهستان) بود. گاهي مهستان نظر به شايستگي، شخص شاه را ژنرال ارشد اعلام مي كرد كه در اين صورت بايد با ارتش به جنگ مي رفت. به خاطر اين كه سكه هاي اشكاني بين المللي باشد يك سوي سكه را به يوناني ضرب مي كردند كه زبان علمي آن زمان بود. براي نزديك بودن به قلمرو روم، اشكانيان بعدا شهر تيسفون را در كنار دجله ساختند و پايتخت را به اين شهر منتقل كردند كه تا قرن هفتم ميلادي پايتخت ايران بود.

سردار سپه (ژنرال رضا پهلوي) رئيس الوزراء شد
رضا شاه در آن زمان


سوم آبان 1302 خورشيدي (25 اكتبر 1923) سلطان احمد شاه قاجار ژنرال رضا خان پهلوي سردار سپه را رئيس الوزراء دولت ايران كرد و هشت روز پس از اين انتصاب عازم اروپا شد؛ رفتي كه بازگشت نداشت. اين ظاهر قضيه بود و جزئيات پشت پرده به دليل كار اساسي نشدن روي تاريخ معاصر ايران هنوز در دسترس نيست. تاريخ معاصر ايران عمدتا نقل قول و نقل خاطرات و كتابهاي منتشره در هر دوره است كه نمي توانند دقيق و خالي از غرض باشند.
در پي اين انتصاب، ژنرال رضاخان ضمن اشاره به كارهايي كه براي نوسازي ارتش ايران و دادن شكل واقعي به آن و بر قراري امنيت در كشوربعمل آورده بود به اعلام برنامه كار خود پرداخت و پاسداري از حقوق كشور و اجراي دقيق قوانين و برقرارداشتن حكومت قانون ونظم ونسق را سرلوحه اين برنامه خواند.
وي چند روز بعد وعده داد كه كساني كه باخارجي تماس داشته اند و اين اقدام آنان به زيان وطن تمام شده است تنبيه خواهند شد و با اعلام اين مطلب نه تنها خواست كه شايعه هر گونه ارتباط غير متعارف خود با بيگانه را تكذيب كند بلكه انزجار ش را از اين قبيل تماسها آشكار سازد.

دكتر متين دفتري هوادار آلمان نخست وزير ايران شد و...
دکتر متين دفتري
سوم آبان 1318 (25 اكتبر 1939) چند هفته پس از آغاز جنگ جهاني دوم و زماني كه اخبار پيروزي هاي آلمان گوش فلك را كر كرده بود، رضاشاه دكتر احمد متين دفتري داماد دكتر مصدق را كه شهرت ناسيوناليستي و هواداري از آلمان داشت و در اين هواداري تعصب مي ورزيد نخست وزير ايران كرد. روزنامه هاي اروپاي غربي اين انتصاب را گامي براي نزديكي هرچه بيشتر رضاشاه به دولت وقت آلمان و جلب دوستي آن دولت قلمداد كردند و مطبوعات فرانسوي زبان نوشتند كه رضاشاه در باطن مي كوشد كه ايران از زير بار نفوذ انگلستان كاملا برهد و اينك فرصت مناسبي به دست آورده است. سه روز پس از انتصاب دكتر متين دفتري به نخست وزيري بود كه دولت ايران محرمانه به هيتلر اطلاع داد كه شوروي نسبت به ايران نظر سوء دارد و همين خبر بر سوء ظن هيتلر نسبت به استالين که باهم قرارداد عدم تعرض داشتند و آلمان نيمي از لهستان را به شوروي بخشيده بود نسبت به او تغيير داد. تحولات بعدي و يک خواست استالين در مورد ايران و بلغارستان بر سوءظن و ترديد هيتلر نسبت به استالين افزود و به تدريج به قدري نسبت به وي دچار سوء ظن شد كه علي رغم نظر ژنرالهايش دستور تهاجم به شوروي را صادر كرد.
شنيده شده است كه دكتر متين دفتري هرگاه خبري از شكست نظامي آلمان در يك جبهه مي شنيد نه تنها آن را دروغ مي دانست بلكه غمزده وخشمگين مي شد و در ملاقاتهاي خود با رضا شاه همه اش از پيروزي هاي آلمان مي گفت. مخالفان دكتر متين دفتري گفته اند كه همين تلقين هاي او باعث ترديد رضا شاه از اتخاذ يك سياست درست شده بود كه بالاخره به اشغال نظامي ايران از سوي دولتهاي مخالف المان انجاميد.
پس از اشغال نظامي ايران توسط انگلستان و شوروي، با اين كه دكتر متين دفتري مدتها بود كه ديگر نخست وزير نبود به اتهام هواداري از آلما ن و تشويق رضا شاه به حمايت از آن دولت به زندان متفقين افتاد و دوسال زنداني بود.
دكتر متين دفتري بعدا سالها نماينده مجلس و سناتور بود و در سالهاي دهه 1340 از فعالان رديف اول مبارزه با آلودگي هوا در تهران بشمار مي رفت. فعاليت او در اين راه از طريق نطق و مصاحبه و مذاكره با مقامات وقت به حدي بود كه اورا « آقاي شماره يك ضد دود » لقب داده بودند.

نام امير كبير برسد كرج
امير کبير
بالاخره سوم آبان سال 1340 (25 اكتبر 1961) نام دولتمرد بزرگ و ايراندوست، امير كبير (ميرزا تقي خان)، بر سد كرج گذارده شد.
يكي از برنامه هاي امير كبير، انتقال آب رودخانه كرج به تهران بود كه با ساختن اين سد تحقق يافته است. امير كبير 154 سال پيش از اين تاريخ (سال 1851 ميلادي مطابق 1230 خورشيدي) ناجوانمردانه به دستور ناصرالدين شاه مقتول شده بود. وي آرزوهاي فراوان براي ايران داشت، دارالفنون را بنا نهاد و نخستين روزنامه منظم الانتشار ايران ــ وقايع اتفاقيه ــ را در سال 1850 ميلادي داير كرد و ....
غلامحسين كرباسچي شهردار وقت تهران به پاس خدمات امير كبير به وطن، در ابتداي خياباني كه به نام اين مرد بزرگ است ميداني را به مجسمه او تزيين كرد.

در قلمرو انديشه
نکاتي جالبي درباره افراد و انقلاب

25 اکتبر سال 1806«ماكس ستيرنر» فيلسوف آلماني به دنيا آمد كه گفت بدون ارتقاء سطح آگاهي هاي مردم، دمكراسي واقعي تامين نخواهد شد. اين نكته نيز از اوست: «كساني كه به گذشتگان خود احترام نگذارند، ميهنشان را هم دوست ندارند و نمي توان با اطمينان گفت كه دوستان و نزديكان خود را هم واقعا و دائما دوست داشته باشند و در عقايدشان پابرجا بمانند».
وي با مشاهده انقلابات سال 1848 اروپا گفته بود: «براي برانداختن نظام كهن، مي توان از مردم معمولي استفاده كرد، ولي براي سپردن كارهاي دولتي به آنان، نه. بايد تاريخ انقلاب فرانسه را از نظر دور نداشت.».
روس ها پس از پيروزي انقلاب اكتبر به اين اندرز گوش نكردند و سرانجام شوروي از درون فروپاشيد.

در قلمرو دموکراسي

اعتراض 650 روشنفكر مصري به روند دمكراسي در اين كشور
25 اكتبر 2004 ششصد و پنجاه سياستمدار، روزنامه نگار ، و روشنفكر مصري خواستار محدود شدن رياست جمهوري مصر به دو دوره شدند و تاكيد كردند كه بر تحقق اين خواست خود پا فشاري خواهند كرد. اين گروه ترديد كرده اند كه حسني مبارك رئيس جمهوري مصر بخواهد در اكتبر سال 2005 جاي خود را به ديگري بدهد. وي كه يك ژنرال هوايي بود پس از سالها معاونت انور سادات، پس از ترور او رئيس جمهور مصر شده و سخني هم از كنار رفتنش به ميان نياورده است.
اين معترضان جانشين شدن پسر 41 ساله وي ، جمال ، را هم به صورتي كه پدرش معرفي كند و تنها نامزد جناح حاكم باشد نمي پذيرند و مي گويند كه جمال هم مي تواند در رديف ساير نامزدها قرار گيرد و انتخاب او بسته به نظر اكثريت مردم مصر خواهد بود. معترضان اعلام كرده اند كه چهار دوره رياست جمهوري حسني مبارك از طريق انتخاباتي نظير رفراندم ( بله يا نه ) انجام شده كه مغاير دمكراسي اصيل است. به علاوه، دمكراسي براي فراهم ساختن فرصت هاي برابر براي اعضاي جامعه بر قرار مي شود و رئيس جمهور شدن هم يكي از اين فرصتها است كه اگر تامين نشود آسيب بزرگي خواهد بود به همه كشور و محروم شدن جامعه از افراد بهتر خود. معترضان در بيانيه مفصل خود، رياست جمهوري بيش از دو دوره را نوعي سلطنت مي دانند كه در اين صورت معنا ندارد يك كشور «جمهوري» خوانده شود.

مثالهايي كه موسوليني از تاريخ ايران زد
25 اكتبر سال 1932 موسوليني در سخنراني خود معروف به « مهلت 30ساله » گفت كه براي تحقق برنامه اصلاحات آجتماعي ــ اقتصادي خود و تجديد عظمت ايتاليا كه 15 قرن يك ابر قدرت بزرگ بود به 30 سال زمان نياز دارد و اين مدت را بايد بر سركار باقي بماند؛ زيرا بيم دارد كه اگر كنار برود همه رشته ها پنبه شود. وي سپس به عقيده خود مبني بر نقش نوابغ و نخبگان در پيشبرد يك ملت پرداخت و براي اثبات مجدد ان اين بار به ذكر مثالهاي متعدد از تاريخ ايران كه هگل آن را كاملترين تاريخ دانسته است پرداخت وگفت:
ايران هر زمان كه يك رهبر توانا و دلسوز داشته، عظمت و اقتدار هم داشته و مطالعه كارهاي كوروش، داريوش، اردشير پاپكان (ساساني)، خسرو انوشيروان، شاه عباس و... اين واقعيت، و نقش نخبگان و نوابغ را در اعتلاي كشور ثابت مي كند. نادر شاه ايراني نمونه يك نابغه نظامي بود و اگر ترور نشده بود، وطن او اينك چيز ديگري بود و... من هم اگر در ميان راه كنار بروم ويا به ترتيبي، پيش از سي سالي كه گفته ام از صحنه خارج شوم به جايي كه بايد برسيم نخواهيم رسيد. نادر شاه درست زماني كه بايد از ان همه جنگ و نزاع كه هزينه اش بر مردم عادي تحميل شد در جهت رفاه آنان نتيجه بگيرد كشته شد و همه چيز يك شبه بر باد رفت و....
اسناد متعدد در دست است كه نشان مي دهد موسوليني به ايران علاقه داشت و كمك بسيار كرد تا ايران داراي يك نيروي دريايي موثر شود كه بتواند انگليسي ها را از خليج فارس به دور اندازد. كشتي هايي را كه انگليسي ها در شهريور 1320 غرق و يا مصادره كردند موسوليني به ايران داده بود و افسران نيروي زميني ايران محرمانه و به دور از چشم انگليسي ها به ايتاليا جهت تحصيل فنون دريايي اعزام شده بودند و بعدا نيروي دريايي ايران را به وجود آوردند كه انگليسي ها را از بسياري از پايگاههايشان در خليج فارس از جمله« باسعيدو » بيرون راند.
26 اکتبر مطابق با 4 آبان ماه


تاجگداري شاه

[تصویر:  1026taj.jpg]
چهارم آبان سال 1346 (26 اكتبر 1967) شاه با اين كه از سلطنت او 26 سال مي گذشت، در چهل و هفتمين زادروز خود با هزينه نسبتا سنگين طي مراسمي مفصل كه به نظر بسياري ضرورت نداشت بر سر خود تاج گذارد!. حال آن كه به نظر منتقدين بهتر بود مانند كشورهاي ديگربراي عموم مردم تامين اجتماعي (بازنشستگي همگاني پس از رسيدن به سن معين) برقرار مي كرد تا در پيري دغدغه گرسنگي خوردن نداشته باشند؛ به تفتيش عقايد پايان مي داد كه داشتن عقيده و ابراز مسالمت آميز آن حق لاينفك انسان است؛ تاسيس حزب را از شرط و قيد! رها مي ساخت؛ نشر روزنامه را از انحصار تني چند از اشخاص معين خارج مي ساخت و دست اهل اين حرفه را به داشتن نشريه عمومي باز مي گذارد و با اين اقدام به استثمار روزنامه نگاران وطن توسط شماري کم خاتمه مي داد؛ ايران را از لحاظ محصولات كشاورزي خودكفا مي كرد؛ دولت را از اتكاء به درآمد نفت براي تامين هزينه هاي جاري با اتخاذ سياستهاي ديگري ازجمله وصول واقعي ماليات بر درآمد بي نياز مي كرد و ....


براي جلوگيري از سرايت وبا شهر بزرگ سكوپجه Skopje آتش زده شد
در جریان جنگ امپراتوری اتریش با عثمانی، 26 اكتبر سال 1689 ژنرال «اني سيلويو پيكولوميني Enea Sivio Piccolomini » فرمانده نيروهاي اتریشی دستورداد كه شهر سكوپجه Skopje (تلفظ تركي آن اوشكوپ، تلفظ یونانی اسکوپیا و تلفظ ايتاليايي اش: سكوپي) آتش زده شود. علت صدور چنين دستوري اين بود كه در اين شهر 600 هزار نفری كه اينك پايتخت جمهوري مقدونيه است بيماري وبا شيوع يافته بود. فرمانده نيروهاي اتريش كه در اصل ايتاليايي بود براي جلوگیری از سرايت بيماري وبا به ساير نقاط اروپا، تصمیم به سوزاندن شهر سكوپجه گرفت ولي سوزاندن سکوپجه مانع از آن نشد که ژنرال پیکولومینی از وبا رهایی یابد. وی درهمان گیر و دار به بيماري وبا دچار شد و همانجا درگذشت. نيروهاي وي قبلا عثمانيان را در بوسني، كوزوو و مقدونیه شمالی شكست داده و در تعقيب آنان بودند كه در شهر سكوپجه با وبا رو به رو شدند.





نيروهاي روسيه در اکتبر 1915 وارد ايران شدند و دنباله قضايا
برغم اعلام بي طرفي درقبال جنگ قدرتهاي اروپايي، واحدهاي ارتش روسيه چهارم آبان 1296خورشيدي (26 اكتبر 1915) وارد بندر انزلي شدند و به سوي تهران به حركت در آمدند و دوهفته بعد، پس از تصرف قزوين خود را به كرج رسانيدند.
بارسيدن نيروهاي روسيه به كرج در 18 آبان، گروهي از رجال وقت رهسپار قم وجماعتي ديگر روانه كرمانشاه شدند و سلطان احمدشاه قاجار هم به انديشه انتقال پايتخت از تهران به اصفهان افتاد.
جماعتي كه به قم رفته بودند كميته دفاع ملي تشكيل دادند و دراين ميان شاه وقت تصميم به ملاقات با نمايندگان سياسي انگلستان و روسيه ــ دو دولت متحد در جنگ اول ــ گرفت و با گرفتن قول باز گشت واحدهاي روسيه به قزوين انصراف خود را از انتقال پايتخت اعلام داشت.
در اين اثناء تحريكات عوامل آلمان در اصفهان، كرمان و فارس كار خودرا كرد و احساسات ضد انگليسي در اين مناطق بالا گرفت و حملاتي به انگليسي ها شد از جمله در شيراز انان را از كنسولگري بيرون انداختند و در كازرون يك انگليسي را كه ظاهرا تلگرافچي بود كشتند و....

... و انگليسي ها يكه تاز ميدان ايران شدند

[تصویر:  moshiruldowleh.jpg]مشيرالدوله زير بار نرفت


انگليسي ها در آبان سال 1299 (اكتبر1920) در ايران يكه تاز ميدان شده بودند وكوشش تمام داشتند كه مالك الرقاب وطن ما شوند. انگليسي ها با تلقين قطعي بودن قرارداد سال 1919 میلادی معروف به قرارداد وثوق الدوله به مقامات دولتي ايران، عملا مفاد ان را به اجرا گذارده بودند و تاكيد بر قطعي بودن آن داشتند از جمله از مشيرالدوله رئيس الوزراء و نیز سلطان احمدشاه مصرا مي خواستند كه پالونيك استاروسلسكي ژنرال روسي فرمانده قزاقخانه را كه ديگر ارتباطي هم با روسيه نداشت و حقوق بگير دولت ايران شده بود بركنار و از ايران اخراج كنند تا امور مالي و تداركاتي نيروي قزاق ـ طبق قرار داد 1919، در دست ماموران انگليسي قرار گيرد. احمد شاه نافرماني احتمالي قزاقها را بهانه مي آورد و مشير الدوله حاضر به قبول نبود.

پس از آخرين ديدار ژنرال آيرونسايد با مشيرالدوله كه درآن اين موضوع با فشار بيشتري مطرح شده بود، مشيرالدوله كناره گيري از نخست وزيري را ترجيح داد و چهارم آبان استعفاء كرد. سلطان احمدشاه سپهدار (سپهدار رشتي) را که با انگلیسی ها مخالفتی نداشت رئيس الوزراء كرد و وي ظرف چند روز ژنرال پالونيك استاروسلسكي و همه افسران روسي ديويزيون قزاق را بركنار كرد.
با اخراج افسران روس، راه بر تماس مستقيم ژنرال آيرونسايد با افسران ايراني نيروي قزاق هموار شد و وي دو روز پس از بركناري روسها، يعني دهم آبان به قزوين رفت و در آق بابا از رژه نيروهاي قزاق سان دید و با ژنرال رضاخان ميرپنج (سرتيپ) آشنا شد و گفت و گو کرد كه در باره اين ديدار شايعات فراوان انتشار يافته است ازجمله اینکه آیرونساید رضاخان را تشویق به کودتا کرد، جزئیات کار را با او درمیان نهاد و ....
پس از اين ديدار، طولي نكشيد كه وزير امور خارجه انگلستان، اين بار با دست پر و از موضع قدرت از ايران خواست كه قرارداد سال 1919 ايراد ندارد و آن را به اجراء در آورد و اگر هم احيانا در اجراي آن اشكالي ببيند برطرف سازد.

بيسمارك ژاپن ترور شد
26 اكتبر سال 1909 «ايتو» دولتمرد مقتدر ژاپن و مردي كه وطن خودرا به صورت يك قدرت جهاني در آورد در 72 سالگي درسرزمين كره به دست يك كره اي كشته شد. وي در آن زمان با لقب شاهزاده، فرماندار ژاپني كره بود. ايتو كه از نخستين دانشجويان اعزامي ژاپن به اروپا بود و دوبار نخست وزير ژاپن شد براي ميهن خود قانون اساسي نوشت، زيرا كه همانند توماس جفرسون عقيده داشت كه يك قانون اساسي جامع ملت را شكل مي دهد و متحول مي كند.ايتو به اعجاز يك قانون اساسي خوب در تنظيم پيشرفتهاي يك ملت ايمان داشت.
وي سپس بمانند بيسمارك طرح وارد باشگاه قدرت ها كردن ژاپن را ريخت كه طي آن ژاپن باشكست دادن چين مالك شبه جزيره كره شد و باشكست دادن روسيه به صورت ابرقدرت خاور دور در آمد.[تصویر:  1026ito.jpg]
او مي دانست كه تا يك كشور نتواند اسلحه مورد نياز خودرا بسازد و از ظرفيت صنعتي بر خوردار باشد به جايي نخواهد رسيد وطرح مسلح كردن ژاپن با اسلحه ژاپني را به اجرا در آورد واين كشور را صنعتي كرد كه در اين زمينه همچنان پيش مي تازد.
علت ترور شدنش را مورخان، سختگيري او نسبت به مردم كره اعلام كرده اند

پیدایش مسئاله کشمير
26 اکتبر 1947 مهاراجه کشمیر بالاخره اعلام داشت که این سرزمین وابسته به هند است و با این اقدام، مسئله کشمیر بوجود آمد که باعث چند جنگ تمام عیار و محدود میان هند و پاکستان و جنگ لاداخ میان چین و هند شده و هنوز آتشی است در زیر خاکستر. پاکستان عمدتا به این دلیل مدعی کشمیر است که اکثریت نفوس آن مسلمان هستند. بر سه گوشه کشمیر 9 میلیونی پیش از تجزیه هندوستان (جامو و کشمیر، کشمیر آزاد و آکسایی چین) اینک سه دولت حکومت می کنند. مهاراجه از دو واژه سانسکریت مهانت (بزرگ) و راجه = راجا (پادشاه) ساخته شده و کشمیر به معنای زمینی است که از زیر آب بیرون آمده است.

با هدف مقابله با ايران، انگلیسی ها باردیگر چرچیل را نخست وزیر کردند
وينستون چرچيل[تصویر:  churchil2.jpg]
26 اكتبر سال 1951 (چهارم آبان 1330) وينستون چرچيل دوباره نخست وزير انگلستان شد و چهلمین کابینه این کشوررا تشکیل داد. همان مردمي كه در پايان جنگ جهاني دوم ـ به اصطلاح تاريخ مصرف چرچیل را منقضي شده يافته بودند و به حزب كارگر راي داده بودند و «كلمنت اتلي» را برجاي وي نشانده و نخست وزير انگلستان كرده بودند بار ديگر به حزب محافظه كار و بازگشت چرچيل (در آن زمان 77 ساله) به قدرت راي دادند، زيرا با ملي شدن نفت ايران كه از آغاز كار در دست انگليسي ها بود قدرت استعماري انگلستان در گوشه و کنار جهان به چالش و مبارزه طلبيده شده بود. «اقتدار ـ اقتدار»، شعار حزب محافظه کار انگلستان در طول تبلیغات انتخاباتی آن دوره بود. ملي شدن نفت ايران اقتصاد انگلستان را تهديد مي كرد، بهاي برابري پاوند رو به كاهش گذارده بود و انگلیسی ها نگران آینده خود شده بودند. نفت ايران يكي از عوامل قدرت انگلستان بود. به علاوه، انگليسي ها پس از ملي شدن نفت ايران كه آسيبي به غرور سيصد و پنجاه ساله شان به عنوان اتباع يك قدرت رديف اول وارد آورده بود از آن بيم داشتند كه در ساير مناطق نيز امتيازهايشان متزلزل شود. كسرآوردن موازنه تجارت خارجي انگلستان نيز مزيد برعلت شده بود به گونه اي كه حزب ليبرال اين كشور هم نخست وزيري چرچيل را تاييد کرده بود. 26 اکتبر 1951 هنوز شمارش آراء کاملا تمام نشده بود که کلمنت اتلی کناره گیری دولت خودرا اعلام داشت و اندکی بعد پادشاه انگلستان چرچيل را رئیس دولت کرد و از آن پس طرح توطئه عليه ايران چند برابر شد، در جریان توطئه چرچیل چندبار به آمریکا رفت و ظرف مدتي كمتر از دو سال با كودتاي 28 امرداد همه چيز در ايران تقريبا به حالت اول بازگشت.

. و به اين سان فاتح برلن را كنار گذاشتند

مارشال ژوکف[تصویر:  1026jokev.jpg]
26 اكتبر 1957 دستگاه رهبري وقت شوروي مارشال گئورگي ژوكف فاتح برلن را كه وزير دفاع شوروي بود از همه مقامهاي نظامي اش بركنار كرد. نبوغ نظامي ژوكف بود كه ارتش آلمان را از دروازه مسكو به عقب نشيني مجبور وتا برلن ان را دنبال كرده و پايتخت هيتلر را متصرف شده بود.
خروشچف براي قانع كردن نظاميان و مردم شوروي به كنار گذاشتن ژوكف در نطقي خطاب به آنان گفته بود كه غرور بيش از حد ي كه ژوكف به ان دچار شده مآلا براي نظام شوروي خطرناك است و وي به يك استراحت كه به آن نياز مبرم داشت فرستاده شد تا اتحاديه (شوروي) به حيات عادي خود ادامه دهد.
ژوكف معتقد بود كه سازش ميان دو نظام ــ سوسياليستي و كاپيتاليستي ــ امكان پذير نيست و اين عقيده با سياستي كه خروشچف بعدا تحت عنوان همزيستي مسالمت آميز در پيش گرفت مغاير بود. مفهوم ديگر عقيده ژوكف اين بود كه جنگ ميان دو نظام اجتناب ناپذير است، مگر آن كه يكي از اين دو، داوطلبانه از سر راه ديگري كنار برود.
وي در مورد كشورهاي اروپاي شرقي مي گفت كه اين كشورها هر زمان كه بخواهند از اتحاد با شوروي كنار بروند بايد هزينه اي را ارتش شوروي براي آزاد كردن آنها متحمل شده پرداخت كنند و شوروي در اين راه ميليونها كشته داده است كه هزينه سنگيني است


اعتراض روسها به "ناتو" در اکتبر 2004

25 اكتبر 2004 در هشتاد و هفتمين سالگرد انقلاب بلشويكي روسيه و هشتاد سال پس از تقسيم امپراتوري روسيه بر پايه مليتهايش به 15 جمهوري، 15 سال پس از انحلال پيمان ورشو و 13 سال بعد از فروپاشي شوروي، و يك هفته پيش از انتخابات آمريكا صداي اعتراض مقامات مسكو كه اتحاديه اتلانتيك شمالي (ناتو) مي خواهد در پايگاههاي نظامي سابق شوروي در ليتواني اسلحه از جمله سلاح هسته اي انبار كند و اين پايگاههارا براي استفاده نظامي اش آماده سازد بلند شد. قبلا قراربود كه هر گونه اعتراضي پس از انتخابات آمريكا صورت گيرد تا اثري بر آراء مردم اين کشور نگذارد.
يك ژنرال هوايي روسيه در اين زمينه گفت: در مذاكرات سالهاي 1988 و 1989 (گورباچف) با غرب قرار بود كه پس از انحلال پيمان ورشو، ناتو هم از صورت نظامي خارج و به صورت يك پيمان و يا انجمن سياسي درآيد. ما پيمان ورشو را منحل كرديم ولي غربي ها نه تنها ناتو را غير نظامي نكردند بلكه آن را تا اعماق شوروي سابق گسترش دادند و اينك مي خواهند در دو پايگاه «سيائوليايي» و «تارتو» در ساحل بالتيك كه با پول مردم شوروي ساخته شده اند و دهها سال مركز استقرار بمب افكن هاي شوروي بودند اسلحه مستقر كنند و ترديد نيست که اين اسلحه و آمادگي برضد ماست. اگر غربي ها روسيه را دوست خود و جنگ سرد را پايان يافته مي دانند، استقرار اسلحه در مرزهاي روسيه چرا؟. اين اقدام به صلح خدمت نمي كند و با واكنش شديد مردم روسيه رو به رو خواهد شد و تاريخ نشان داده است كه همين واكنش ها، ورق را به حالت اول باز مي گرداند. ژنرال روسيه سپس افزوده بود:
"مارشال ژوكف فاتح برلن كه توسط خروشچف بازنشسته شد گفته بود كه سازش غرب با مسكو تا زماني كه داراي سلاح اتمي و موشك است امكان پذير نخواهد بود و ما نبايد خودمان را فريب دهيم. خروشچف اين اظهار ژوكف را مخالف سياست خود مبني بر همزيستي مسالمت آميز با غرب ديد و او را بازنشسته كرد. غرب يک روسيه ضعيف، فاقد اسلحه موثر و آشفته مي خواهد. غرب گمان مي کند که روسها پس از سيرشدن شکم و احساس آرامش به انديشه آنچه را که ازدست داده اند مي افتند و ناسيوناليسم روس زنده مي شود و با اين تصور است که بار ديگر درصدد نزديکتر ساختن پايگاههاي نظامي خود به مرزهاي روسيه و آشفته و درگير نگهداشتن روسها است".
تفسير «اندي روني» درباره بودجه نظامي 447 ميليارد دلاري سال 2004 آمريكا
«اندي روني» مفسر كهنسال شبكه "سي. بي. اس" آمريكا يكشنبه شب 24 اكتبر 2004 در تفسيري كه در پايان مجله تلويزيوني معروف به «سيکستي مينيتز» پخش شد گفت كه بيشتر بودجه نظامي 447 ميليارد دلاري آمريكا صرف خريد بمب افكن هاي يك ميليارد دلاري و زيردريايي هاي يك ميليارد و ششصد ميليون دلاري و تانكهاي سه ميليون دلاري مي شود كه پس از چند سال از رده خارج مي شوند و به صورت اشياء قراضه و اوراق در مي آيند (وي سپس بياباني را پر از هواپيماهاي نظامي از رده خارج شده و رودخانه اي را مملو از كشتي هاي جنگي بازنشسته شده نشان داد تا اظهاراتش را اثبات كرده باشد).
روني با اين تفسير خواست ثابت كند كه چرا با اين بودجه سنگين دريافتي نظاميان كافي نيست و چرا كمپاني هاي سازنده اسلحه تا اين حد در دولت آمريکا اعمال نفوذ مي كنند. پخش اين تفسير ظاهرا در تكميل مصاحبه قبلي همين شبكه با خانواده نظاميان در سن دياگو بود كه از كمي دريافتي ماهانه شكوه كرده بودند.
ژنرال آيزنهاور رئيس جمهوري پيشين آمريكا با اين كه يك نظامي بود در آخرين ماههاي زمامداري اش گفته بود: نگراني من از اين است كه اگر كمپانيهاي سازنده اسلحه قدرت بيشتري بگيرند؛ نفوذشان در دولت بيشتر شود و همه امور از مسير و روال عادي و درست خارج گردد.
برخي ديگر از رويدادهاي 26 اكتبر
# 740: يك زمين لرزه شديد به قسطنطنيه (استانبول) تلفات سنگين و ويراني شديد وارد ساخت.
# 1759: ژرژ دانتون از رهبران ميانه رو انقلاب فرانسه به دنيا آمد. وي پنجم آوريل 1794 دريك دادگاه افراطيون انقلاب به اعدام محكوم وهمان روز با گيوتين گردن زده شد و اصطلاح انقلاب فرزندان خودرا مي بلعد از همان روز برسر زبانها افتاده است.
# 1863: صليب سرخ جهاني تاسيس شد.
# 1905: اتحاديه سوئد ونروژ منحل شد و در همين روز پارلمان نروژ يك شاهزاده دانماركي را به پادشاهي آن كشور برگزيد. پادشاه نروژ اختيارات اجرايي ندارد.
# 1941: دولت آمريكا براي نخستين بار باوند (اوراق بهادار) پس انداز به جريان گذارد تا مردم همانند بانك بتوانند با خريد اين اوراق از سود سرمايه خود استفاده ببرند. سرمايه و سود توسط دولت تضمين مي شود. فروش اين باوند ها همچنان رايج است.
# 1947: مهاراجه جامو وكشمير ميان پيوستن به هند و يا پاكستان، هند را انتخاب كرد و از همان روز مسئله كشمير كه اكثر مردم آن مسلمان هستند به وجود آمده و باعث چند جنگ كوچك و بزرگ ميان هند و پاكستان شده است. کشمير از كانونهاي بحران در جهان بشمار مي رود. مهاراجه در سانسکريت به معناي پادشاه بزرگتر است. در اين زبان؛ راجه يعني پادشاه.
ايران
نگاهي به سیاستهای 24 قرن پیش ايران در منطقه مدیترانه - يک استراتژي کامل



27اكتبر سال 398 پيش از ميلاد «كونون» ادميرال مشهور آتني با شماري از افسران دريايي آتن كه به ايران پناهنده شده بودند به استخدام نيروي دريايي ايران درآمدند و به تصميم اردشير دوم شاه وقت از دودمان هخامنشي دراختيار «فرنه باز» ژنرال معروف ايران و فرمانده نيروهاي مستقر در غرب و شمال غربي شامل مصر، قبرس، فنيقيه و آناتولی قرار گرفتند و به نوسازي ناوگان ايران در اژه و مديترانه كمك بسيار كردند.
ژنرال «فرنه باز» باكمك اين ناوگان نوسازي شده اسپارت را در «سنيدوس» شكست داد و سپس چند شهر را در منطقه «لاكوني» در جنوب غربي شبه جزيره بالكان (نه چندان دور از شبه جزیره ایتالیا) تصرف كرد و به تاخت و تاز اسپارت كه با كمك ايران بر آتن فائق آمده بود در مديترانه و منطقه اژه پايان داد. طبق قرار محرمانه قبلی ميان ايران و اسپارت، بنا نبود كه اسپارتی ها پس از پيروزي بر آتن دست به تصرف «كشور ــ شهر» هاي يوناني بزنند و قلدري كنند.
پس از شكست اسپارت از «فرنه باز»، ايران موفق شد پس از نزديك به يك قرن استراتژي خود در جهان هلنيك (يوناني زبانها) را به اجرا در آورد و آن، ايجاد موازنه قدرت ميان «كشور ــ شهر» هاي يوناني و جدا نگهداشتن آنها از هم و جلوگيري از تشكيل يك اتحاديه «دلوس» ديگر و نيز قطع تحريكات ضد ايراني یونانیان در مصر و قبرس بود.
در اجراي اين سياست، دولت وقت ايران كمك مالي در اختيار پاره اي از اين «كشور ـ شهر» ها از جمله آتن قرار داد تا خرابيهاي ناشي از جنگ طولاني«پلوپونز» را مرمت كنند و به اقتصاد خود سر و سامان دهند.
«فرنه باز» درعین حال از تامین آرامش در منطقه زیر فرمان خود غافل نبود و در سال 391 پيش از ميلاد يك شورش ضد ايران در قبرس را سركوب و سال بعد نیروی اضافی به کمک دو ژنرال ايراني فرستاد که مامور فرو نشاندن فتنه در ساتراپي مصر شده بودند. «فرنه باز» در عين حال داماد اردشير دوم شاه وقت بود.
رئيس قره قوينلو ها تبريز را گرفت
27 اكتبر سال 1406 ميلادي (785 خورشيدي) قراه يوسف رئيس تركمانان قره قوينلو تبريز را تصرف كرد. وي از آن پس ظرف 14 سال سراسر شمال غربي ايران از گرجستان تا ساوه را متصرف شد.
تركمانان كه از بقاياي مهاجمان آن سوي فرارود (ماوراءالنهر) به ايران و آسياي غربي بوده اند اينك عمدتا در جنوب غربي تركيه امروز و مناطقي از عراق زندگي مي كنند.
توقيف روزنامه هاي تهران که از دولت انتقاد مي کردند
صمصام السلطنه( نجفقلي صمصام بختياري رئيس الوزراء وقت و ايلخان بختياري كه در 1309 در گذشت )
پنجم آبان 1291 خورشيدي (27 اكتبر 1912) صمصام السلطنه رئيس الوزراء وقت دستور داد روزنامه هايي را كه از او انتقاد كرده بودند و يا نوشته بودند كه به جاي كم سواد هاي نالايق از تحصيلكرده هاي فرنگ رفته براي احراز مقامات بالا استفاده شود توقيف و مديرانشان بازداشت شوند. به اين ترتيب بيشتر روزنامه هاي تهران توقيف شدند.
دانستني است كه رئيس الوزراء بعدي نيز اين روش را كه مورد حمايت دولت تزاري روسيه هم بود دنبال كرد و حساسيت نسبت به جرايد و محدوديت نشر روزنامه در ايران از همان زمان وارد سياست داخلي وطن ما شده و عملا يكي از رديف هاي فهرست آن قرار گرفته و به باور برخي از اصحاب نظر مانع اصلي تكامل و پيشرفت ژورناليسم ايران بوده است و تا اين مسئله حل نشود، نمي توان انتظار حل مسائل ديگر را داشت.

آغاز تظاهرات ضد قاجاريه در ايران
در پي مخالفت دولت وقت (به نخست وزيري ژنرال رضاخان پهلوي) با بازگشت سلطان احمد شاه قاجار از اروپا به وطن، از پنجم آبان سال 1304 (27 اكتبر 1925) تظاهرات ضد قاجاريه - طبق يک برنامه از قبل تنظيم شده - نخست در تهران (ميدان توپخانه) و سپس شهرهاي ديگر بر پا شد و تظاهركنندگان خلع قاجاريه را از سلطنت درخواست داشتند. اين تظاهرات تا نهم آبان كه طرح نمايندگان مبني بر خلع قاجاريه به تصويب مجلس رسيد ادامه داشت.
اديان و روحانيون

در ژنو، پزشک اسپانيايي به گناه کفر آتش زده شد

27 اکتبر سال 1553 سروتوس Michael Servetus پزشک اسپانيايي در ژنو در يک محکمه مذهبي به گناه کفر و الحاد به اعدام محکوم شد و او را آتش زدند. وي هنگام مرگ 42 ساله بود.
گناه سروتوس علاوه بر انتشار کتابی درباره گردش خون و علل بروز بيماري ها، نوشتن مکتوبي بود درباره پايه و تعريف گناه. وي در اين مکتوب اشاره کرده بود که تعريف و برداشت کليساي کاتوليک از گناه را در انجيل نديده است. اين نوشته خشم رهبران کليساي کاتوليک را برانگيخت و او را متهم به کفر و الحاد کردند و در وين به زندان افکندند که از زندان فرار کرد و در سر راه خود به اسپانيا وارد ژنو شد که در آنجا به چنگ پروتستانها افتاد و آنان وي را «يونيتارين» خواندند و اتهامات سابق را هم بر آن اضافه کردند و به اعدام محکوم ساختند. صداي اعدام سروتوس در اروپا پيچيد که سرانجام به تحمل عقاید و ابراز نظر منجر شد.


درگذشت بازيگر فيلم و نويسنده داستان



26 اکتبر 2003 اعلام شد که بانو "دريا اربس Derya Arbas " بازيگر فيلم و نويسنده داستان در آپارتمان خود در لس آنجلس بر اثر حمله قلبي در گذشته است. وي 35 ساله بود.
زرين مادر "دريا " ملکه زيبايي پيشين ترکيه و پدرش "برتي" يک بازيگر سرخپوست آمريکايي فيلمهاي سينمايي است که از هم جدا شده بودند. "دريا" که در کاليفرنيا به دنيا آمده بود نيمي از سال را در استانبول و نيم ديگر را در لس آنجلس مي گذرانيد. وي پس از ايفاي نقش در هفت فيلم سينمايي به کار نوشتن داستان پرداخته بود که هفت کتاب از او انتشار يافته است. با وجود اين، "دريا" ارتباط خود را با هنر تصوير قطع نکرده بود. مراسم تدفين او طبق آداب بوميان آمريکا (سرخپوستان) برگزار شده بود.

در قلمرو دموکراسي

26 اكتبر 2004 مبارزات انتخاباتي آمريكا وسيعا تحت تاثير خبر به سرقت رفتن 380 تن مواد منفجره از يك انبار نظامي ارتش سابق عراق در منطقه يوسفيه (45 كيلومتري جنوب بغداد) و در سه روز اول پس از سقوط حكومت صدام حسين قرار گرفته بود. مسئله مطرح اين بود كه چرا اين خبر پس از 18 ماه فاش شده بود و آن هم توسط دو رسانه آمريكايي: شبكه سي. بي. اس. و روزنامه نيويورك تايمز، و چرا دولت قبلا مردم را در جريان اين سرقت قرار نداده بود.
بازرسان سازمان ملل گفته بودند كه از وجود اين مواد كه از نوع بسيار خطرناك و نيرومند «اج ام ايكس» ، «آر دي ايكس» و «پي اي تي ان» بودند آگاهي داشتند و موضوع را به دولت آمريكا هم خبر داده بودند. اين بازرسان افزوده بودند: پيش از حمله آمريكا به عراق، انبار را قفل زده بودند و تا يك روز پيش از حمله كه در عراق بودند، قفل انبار دست نخورده بود.
"جان كري" نامزد وقت از حزب دمكرات براي احراز مقام رياست جمهوري آمريكا در انتخابات عمومي دوم نوامبر سال 2004 در نطقهاي 26 اكتبر 2004 خود، سرقت اين مواد را كه در جريان غارت موسسات دولتي در چند روز اول فروپاشي دولت عراق صورت گرفته بود يك ضعف دولت جورج دبليو بوش وانمود كرده و گفته بود كه اگر دولت بوش نگران جان آمريكاييان بود دست كم موضوع سرقت را اعلام مي داشت تا همه بدانند و مراقب جان خود باشند. همين مواد هستند كه به دست تروريستها مي افتند. چرا دولت به اخطار بازرسان تسليحاتي سازمان ملل توجه نكرد و هنگام پيشروي به سوي بغداد، نخست اين انبار را در كنترل نگرفت.
جان کري سپس گفته بود: آيا اين است معناي فرمانده كل نيروهاي مسلح بودن؟. آيا مي توانيد حدس بزنيد كه از اين مواد چقدر بمب مي توان ساخت كه در خودروهاي انتحاري جاسازي شوند؟. همين بمب هاي اتومبيلي باعث مرگ و جرح سربازان ما مي شوند.
همزمان جان ادواردز نامزد معاونت جان كري نيز در نطقي گفته بود: اين بي توجهي، دفاع ندارد. چرا بزرگترين انبار اسلحه عراق بدون مراقبت رها شده بود؟.
در همين راستا، بانو آلبرايت وزير امورخارجه كابينه كلينتون نيز گفته بود: ما نمي دانيم كه تا چه وقت بايد بهاي سهل انگاري هاي اين دولت (دولت جورج دبليو بوش) را بپردازيم.
در اين ميان، سخنگويان دولت بوش با اين گفته خود كه تا ده روز پيش، از ناپديد شدن مواد منفجره عراق خبر نداشتند كار را خرابتر كردند و و سيله حمله تازه به جناح رقيب دادند.

ساير ملل

جنگ اول بالكان و شكست عثماني و شورش افسران جوان آن
27 اكتبر سال 1912، نيروهاي عثماني در هر سه جبهه ــ صربستان، بلغارستان و يونان ـ دست به عقب نشيني زدند. اين جنگ كه به جنگ اول بالكان معروف شده است سه ماه بيشتر طول نكشيد، و در ماه دسامبر همين سال با عقد يك پيمان ترك مخاصمه پايان گرفت و نقشه منطقه تغيير يافت.
اتحاديه بالكان مركب از صربستان، مونته نگرو، بلغارستان و يونان كه قبلا همگي از مستملكات عثماني بودند ازسلطان عثماني خواسته بودند كه به سلطه خود بر مقدونيه پايان دهد كه دولت عثماني اين درخواست را رد كرده بود و با اين عمل، جنگ اول بالكان كه در آن روسيه از اتحاديه بالكان حمايت مي كرد در اكتبر 1912 آغاز شده بود.
علت شكست ارتش عثماني، گستردگي جبهه بود كه فرماندهي عثماني مجبور به تقسيم نيروهاي خود و اعزام هر دسته به يك جبهه شده بود. دو رويداد ديگر باعث تضعيف روحيه سربازان عثماني شد يكي اعدام افسراني كه عقب نشيني مي كردند به دستور «ناظم پاشا» وزير ارتش عثماني، و ديگري اعلام استقلال آلباني در اثناي اين جنگ بود. عثماني ها به دليل مسلمان بودن آلبانيايي ها انتظار جدا شدن آلباني را مخصوصا در آن زمان نداشتند.
در پايان اين جنگ كه به شكست عثماني انجاميد و متصرفات آن در اروپا به كمترين مقدار رسيد، افسران جوان ارتش عثماني (تركيه امروز) بر ضد سلطان وقت دست به كودتا زدند و وي و وزيرانش را متهم به بي عرضگي، خود محوري، سوء نيت و فساد كردند و بركنار ساختند و ....


سالروز درگذشت بنيادگذار "روسيه"

27 اكتبر سال 1505 ايوان سوم، مردي كه باطرد مغولها، كشور روسيه را ايجاد كرد درگذشت. وي حكمران مسكو بود كه با شكست دادن مغولها و تصرف مناطق ديگر، روسيه را تاسيس كرد و جانشين او - ايوان چهارم - خود را «تزار» روسيه خواند و دو قرن بعد، پتر اول روسيه را يك امپراتوري و خودرا تزار همه آن ناميد. روسيه بمانند ساير مناطقي که در مسير مهاجرت اقوام مهاجم شرق خود قرار داشته اند اختلاط نژاد يافته و گرفتار مشکلات ناشي از آن بوده است. اين مشکلات به حدي ريشه گرفته اند که سوسياليسم و آموزشهاي ويژه آن - گرچه سطجي - نتوانست تغييري در آن دشواريها ايجاد کند و فرهنگ و روانشناسي همان را هماهنگ سازد. اين شکست ثابت کرد که تنها با شعار نمي توان نسلي متفاوت از گذشته ب به بار آورد.
چندي پس از انقلاب اکتبر 1917، دولت حزب کمونيست امپراتوري روسيه را بر پايه مليتهايش به صورت اتحاديه اي از كشورها در آورد كه ده سال مانده به پايان قرن 20 اين اتحاديه منحل و سران هر كدام از اعضاي آن اعلام استقلال کردند.
بسياري از روسها اين انحلال را كه بدون رفراندم و استعلام نظر مردم انجام شده است قانوني نمي دانند و بر همين پايه دوماي روسيه با تصويب طرحي اين فروپاشي را غير قانوني خواند ولي يلتسين رئيس جمهوري وقت که خود از منحل کنندگان اتحاد شوروي بود مصوبه "دوما" را امضا نکرد و موجود است.

تصميم احزاب آمريكا به نداشتن روزنامه ارگان
27اكتبرسال 1787 احزاب آمريكا که هنوز نوپا بودند تصميم گرفتند که به جاي تحمل هزينه سنگين چاپ روزنامه ارگان درصورت لزوم صفحه اي از نشريات عمومي را براي انتشار اخبار، نظرات و آگهي هاي حزب كرايه كنند. نخستين حزبي كه اين فكر را عملي ساخت حزب فدراليست بود كه همان روز يك صفحه از يك نشريه منتشره در نيويورك را براي اين منظور اجاره كرد. هنوز هم احزاب عمده آمريكا روزنامه ارگان ندارند و تقريبا به همان ترتيب عمل مي كنند و اعلاميه هاي خودرا جهت انتشار به رسانه هاي عمومي مي دهند.
دومين حمله هوائي انتحاري ( كاميكاز)
خلبان انتحاري (كاميكازي) ژاپني به سوي يك ناو آمريكايي شيرجه مي رود تا هواپيمايش را بر آن بكوبد كه آخرين ماموريت اوست
27 اكتبر سال 1944، در آخرين روز نبرد دريايي خليج «لي تي» در فيليپين، يک خلبان ژاپني ديگر هواپيماي پر از مواد منفجره خود را بر يک ناوآمريكايي کوبيد و آن را غرق کرد. اين دومين حمله هوايي انتحاري بشمار مي رود.
اين عمل كه تا پايان جنگ جهاني دوم ادامه يافت به «كاميكاز» به معناي باد آسماني، بادي كه خدا آن را مامور كرده باشد شهرت يافته است. هفت قرن پيش از آن چنين بادي كشتي هاي حامل مغولها را كه قصد تصرف ژاپن داشتند غرق كرده بود و به اين وسيله ژاپن از هجوم مغولها در امان ماند. ژاپني حمله انتحاري خلبانان خودرا به نام همان باد «كاميكاز» گذاردند.

ابتکار "حمايت از مصرف کننده " - تبليغ تلويزيوني

رالف نيدر (نادر)، آمريكايي لبناني تبار 27 اکتبر 1969 براي مبارزه با اجحاف فروشندگان و نامرغوب بودن كالا، سازمان حمايت از مصرف كنندگان (آمريكايي) را تاسيس كرد و نام آن را كه داراي نشريه ارگان است و كالاي نامرغوب و گرانفروشان را افشاء مي كند «نيدر ريدرز» گذارد. خريدارن آمريکايي سالهاست كه عادت کرده اند پيش از خريد وسايلي از قبيل خودرو، تلويزيون و ... نخست، عيب و حسن مارک و مدلي را که مي خواهند خريداري کنند در نشريه حمايت از مصرف کنندگان بخوانند و با چشم باز اقدام به خريد کنند.
به دليل پيروزمندانه بودن اقدام «رالف نيدر» که سه بار هم خود را در انتخابات رياست جمهوري آمریکا نامزد کرده است، در بسياري از کشورها به اقتباس از او «انجمن حمايت از مصرف کننده» تاسيس شده است ازجمله در دوران نظام سابق در ايران. علت پیروز نشدن رالف نيدر در انتخابات، مخالفت اصحاب منافع نسبت به او بوده که مانع شده اند پولي به حسابش ريخته شود كه صرف دادن اعلان و تبليغ انتخاباتي كند.
نشست جهانی این انجمن ها در سال 1977 (1356 هجری خورشيدي) از شبکه تلویزیون دولتی ایران به سبب پخش تبلیغ کالای تجاری (آگهی، به همان صورتی که صاحب کالا می دهد و مي خواهد که دست نخورده پخش شود) انتقاد کرد. در آن زمان جز در آمریکای شمالی، تلویزیونهای سایر کشورها دولتی بودند و تبلیغ کالای تجاری نداشتند. به باور بسیاری از حقوقدانان، اگر تبلیغ کالا فریب انگیز باشد و از این رهگذر به فرد و یا افراد زیان وارد آورد دستگاه وسیله تبلیغ (فرضا؛ شبکه تلویزیونی) شریک جرم می تواند باشد. یکشنبه شب (25 اکتبر 2009)، شبکه «ای بی سی» آمریکا در اخبار شبانگاهی خود اعتراف کرد که تبلیغ شبکه های تلویزیونی این کشور برای «سیریال» ها (غذای آماده برای ناشتایی از قبیل کورن فلکس) به دور از واقعیت بوده و به نوجوانان مصرف کننده صدمه زده است.
ايران


تفرقه ميان درباريان ايران و گزارش نماينده روم در تيسفون

در سال 310 ميلادي كه زمان دقيق آن بعدا 28 اكتبر به دست داده شده است «ماكزن تيوس» امپراتور روم كه كشورش دچار دشواري هاي فراوان داخلي بود گزارش محرمانه نماينده سياسي دائمي روم در تيسفون پايتخت ايران را در نشست اعضاي سنا و ژنرالهاي رومي مطرح ساخت. نماينده روم در تيسفون در گزارش خود از ادامه تفرقه ميان درباريان ايران خبر داده بود و تاكيد كرده بود كه زماني بهتراز اين براي تعرض نظامي به ايران و انهدام قدرت آن به دست نخواهد آمد ، زيرا چند سال طول خواهد كشيد تا شاه 17 ساله بر اوضاع مسلط شود.
در آن روز هيچيك از حاضران درجلسه، لشكر كشي به شرق را در حالي كه امپراتوري روم در آستانه جنگ داخلي بود به مصلحت نديد. با وجود اين، چون «ماكزنتيوس» بي علاقه به جنگ با ايران نبود قرار شد كه گزارش همچنان در دستور كار باشد.
تفرقه در دربار ايران پس از مرگ هرمز دوم آغاز شده بود. برخي از بزرگان كشور با پسر او «آذر نرسي» كه شهرت به بدخويي داشت به مخالفت دست زده و باعث قتل او شده و فرزند ديگر هرمز را كه هنوز به دنيا نيامده بود شاه كشور ناميدند. بحران داخلي ايران در سال 310 ميلادي پس از 17 ساله شدن شاپور دوم (ذوالاكتاف) و كنار گذاردن نايب السلطنه رو به پايان گذارد و در روم هم كنستانتين اول جنگ داخلي را در 312 ميلادي برد و دو امپراتوري از بحران داخلي خارج و سپس به جان هم افتادند و ....
( براي اطلاع از سرنوشت ماکزتيوس به بخش «ساير ملل» امروز مراجعه شود).

تاييد حكم اعدام دكتر حسين فاطمي و اجراي حکم



ششم آبان 1333 محكمه تجديد نظر نظامي تهران حكم اعدام دكتر حسين فاطمي وزير امورخارجه دولت دكتر مصدق را تاييد كرد و اين حكم به اجرا در امد.
دكتر فاطمي بارها صريحا و بابكار بردن واژه هايي تند از شاه و بستگان او انتقاد كرده بود و به همين جهت، شاه توصيه مشاهير و روحانيون اصفهان براي دادن تخفيف مجازات به او را نپذيرفته بود. انتقاد هاي دكتر فاطمي از شاه و نظام سلطنتي عمدتا در مقالات روزنامه باختر امروز منعكس مي شد كه ناشر آن دكتر فاطمي بود.

دكتر فاطمي در زندان،

دکتر فاطمی كه مي دانست شاه كينه وي را به دل دارد از همان لحظه كودتا خود را پنهان كرده بود. دكتر فاطمي روز 28 امرداد 1332 در خانه دكتر مصدق بود و پس از آن كه خانه را در آستانه محاصره شدن كامل ديد، در زير گلوله از آنجا خارج شده و خودرا مخفی کرده بود. وی ماهها بعد در مخفیگاه خود که خانه ای در شمیران بود برحسب اتفاق دستگیر شده بود.
نگاه صميمانه دكتر مصدق به فاطمي، زماني كه وزير امور خارجه اش بود

در قلمرو انديشه
جان لاك: دفاع از حقوق اتباع، درجه شايستگي دولت

بيست و هشتم اكتبر 1704 روزي است كه «جان لاك» فيلسوف تجربه گراي انگليسي درگذشت. وي در 29 اوت 1632 به دنيا آمده بود كه بر پايه افكار او اعلاميه استقلال ايالات متحده نوشته شده و علوم سياسي و فلسفه سياسي شكل گرفته است.
به باور لاك، هر فكر ـ عقيده و دانش ناشي از تجربه است. او مي گويد كه بشر طبيعتا داراي حقوق و تكاليفي است و اين حقوق عبارتند از: حق حيات، حق آزادي، حق مالكيت، حق پرداختن به كاري كه در آن علاقه و استعداد دارد، حق انتخاب دولت و قانون سازان (نمايندگان پارلمان)، حق محاكمه شدن در دادگاهي كه داراي هيئت منصفه و قاضي عادل باشد، حق اعتراض به تبعيض و انحصار و ....
آزادي از نظر لاك همانا برابري سياسي افراد و برخورداري از حقوق مدني است. او مي گويد: وظيفه هر دولت محافظت از حقوق اتباع كشور است و توجيه وجود دولت در همين محافظت از حقوق مردم قراردارد كه بهتر از خود فرد مي تواند اين وظيفه را انجام دهد و توان محافظت از حقوق اتباع، درجه شايستگي يك دولت را نشان مي دهد و اگر يك دولت نخواهد و يا نتواند حقوق اتباع را محفوظ بدارد، منطق وجودي خود را از دست مي دهد و بر مردم آن كشور است كه حاكم ديگري را برگزينند. لاك با تاكيد مي گويد: اين فقط مردم هستند كه بايد تصميم بگيرند كه چه كسي بر آنان حكومت كند.

روزي که مولر(ميولر) شرقشناس بزرگ درگذشت

28 اکتبر 1900 روزی است که «ماكس ميولر (فردريخ ماكس مولر)» شرق شناس شهير آلماني درگذشت. وی كه بسال 1823 به دنيا آمده بود 77 سال عمر كرده بود. مولر درباره زبان سانسكريت، هندوئيسم و مهاجرت آريايي ها (آرين ها) تحقيق فراوان كرد و ريشه و خويشاوندي زبانهاي آريائي (از جمله آلماني ، پارسي و انگليسي) را به دست داده است. وي كتابهاي مذهبي هند باستان را به آلماني و انگليسي ترجمه كرده است. مولر عمدتا در آكسفورد انگلستان، نتيجه تحقيقات خود را مي نوشت زيرا كه در اين كشور دسترسي او به اسناد هند باستان كه توسط مقامات استعماري انگلستان (کمپانی هند شرقی) به لندن انتقال يافته بودند امکانپذیر بود.
نتيجه تحقيقات مولر نشان مي دهد كه آريايي ها مردمي شكيل، نجيب، صحيح العمل، قدردان، خوشرفتار و با سلوك، آرام و موقر، منظم و مرتب، سخت كوش و با استعداد، داراي طبيعتي خوب، علاقه مند به امور نظامي، متمدن و قانونمند، وفادار به فاميل و مردگان خود، عاشق اسب و شكار (ورزش) بوده اند.

اعتراض چينيان باستان به اصراف و ولخرجي
28 اكتبر سال 165 ميلادي چينيان مراسم ياد بود «وانگ فو» فيلسوف اين كشور را به تظاهراتي وسيع بر ضد اسراف و نيز زندگاني لوكس ثروتمندان تبدل كردند. اين تاريخ پس از تبديل سال قمري چين به ميلادي برپايه تقويم تازه به دست آمده است.
امپراتور وقت چين براي متفرق كردن تظاهر كنندگان به نيروي نظامي متوسل شد و خروج افراد از منازل را به مدت سه روز ممنوع كرد.
وانگ فو» در طول عمر خود بر ضد ولخرجي اندرز مي داد. او مي گفت كه منابع موجود محدود است و امكان نمي دهد كه همه به زندگاني لوكس كه مردم به آن هوس دارند دست يابند ؛ بنابراين چون نمي توان براي همه زندگاني لوكس تامين كرد پس بايد جلوي اسراف و زندگاني پر تجمل و لوكس را گرفت تا از دشمني مردم با هم و رقابت غيرمنصفانه و مجرمانه براي رسيدن به ثروت و تجمل جلوگيري شود و اين، وظيفه دولت است. طبق نظريه «وانگ فو» جامعه اي در آرامش خواهد بود كه مردم از لحاظ داشتن ثروت تفاوت زياد باهم نداشته باشند كه هرچه اين تفاوت زيادتر شود بي نظمي، فساد و احتمال طغيان بيشتر خواهد بود.

در قلمرو ادبيات

ستاره تازه شعر انگليسي که خيلي زود غروب کرد
سيلويا پلث شاعره با قريحه در زبان انگليسي 27 اکتبر 1932 در بوستون به دنيا آمد و يازدهم فوريه 1963 در 31 سالگي در آپارتماتش در شهر نيويورک پس از خواب کردن دو دختر خود که يکي دوساله و ديگري چند ماهه بود خود کشي کرد . انگيزه خودکشي که در اوج شهرت اين شاعره روي داد هنوز به درستي روشن نيست.
وي پس از اتمام دانشگاه در زادگاه خود شهر بوستون براي تحصيل در دانشگاه کامبريج به انگلستان رفت و در آنجا با شاعر انگليسي تد هيوز آشنا شد که منجر به ازدواجشان گرديد.
سيليويا در طول اقامت در انگلستان دو مجموعه شعر تحت عناوين " کلوسوس " و " بررسي حيات " منتشر ساخت که اديبان زبان انگليسي با مطالعه آنها اعلام داشته بودند که ستاره درخشاني در آسمان شعر انگليسي طلوع کرده و شکسپير ديگري پا به عرصه وجود گذارده است.
در پي خودکشي سيلويا که به آمريکا باز گشته بود ، شوهرش و چند انجمن ادبي سه کتاب ديگر از اشعار او تحت عناوين " آريل " ،
" گذرگاه آبي" و " درختهاي زمستانه " را منتشر ساخته اند.

ساير ملل

پيروزي کنستانتين بر ماکزنتيوس و رسميت يافتن مسيحيت در روم

28 اكتبر سال 312 ميلادي كنستانتين ژنرال رومي و حكمران قلمرو شرقي امپراتوری روم در يك جنگ يكروزه معروف به «جنگ پل ميلويان» بر سپاهيان «ماكزنتيوس» امپراتور روم پيروز شد. ماکزنتيوس در همین روز (28 اکتبر) کشته شد. وی 28 اکتبر 306 میلادی امپراتور روم شده بود و 28 اکتبر سال 310 میلادی موضوع جنگ با ایران را در جلسه مشترک سنا و شورای ژنرالهای روم مطرح ساخته بود که تصویب نشد ولی قرارشد که در دستور کار باقی بماند.
ماكزن تيوس از حاميان انتخاب امپراتور از سوي سناي روم و كنستانين مخالف اين روش بسيار قديمي روميان بود. به علاوه، ماكزنتيوس پيشنهاد كنستانتين را كه امپراتوري روم به صورت كنفدراسيوني مركب از دوم قسمت غربي و شرقي آن در آيد رد كرده بود وآن را مآلا موجب تجزيه و نابودي روم مي دانست. ماکزنتيوس 28 اکتبرو در جريان جنگ پل "ميلويان" کشته شد.
كنستانتين كه ميترائيست بود پس از اين پيروزي سربازانش را جمع كرد و خطاب به آنان گفت كه در اثناي جنگ كه روي به خورشيد كرده بود تا طلب پيروزي كند، صليبي نوراني را مقابل خورشيد ديد و در پي مشاهده اين صليب كه همراه با پيروزي در جنگ بود تصميم گرفته است مسيحي شود و اصراري به مسيحي شدن ديگران ندارد.
گرويدن كنستانتين كه نام او برشهر قسطنطنيه (استانبول) گذارده شده است به صدور منشور ميلان در نهم نوامبر (12 روز بعد) مبني بر رسميت يافتن و تحمل شدن مسيحيت در قلمرو روم انجاميد. طبق همين منشور، كساني كه به خاطر مسيحي بودن زنداني بودند آزاد شدند و اموال مصادره شده به صاحبانشان پس داده شد.به اين ترتيب كنستانتين نخستين امپراتور مسيحي روم است. بايد دانست كه روم (ايتاليا) نخستين كشور مسيحي جهان نيست، ارمنستان اولين كشوردر جهان است كه مسيحيت را دين رسمي خود اعلام كرده بود.

28 اکتبر: راهپیمایی سیاهپوشان، نخست وزیر شدن موسولینی و حمله ارتش ایتالیا به یونان
راهپیمایی سیاهپوشان به رهبري موسوليني


علاوه بر جنگ پل «میلیویان»، امپراتور شدن ماکزن تیوس و کشته شدنش و طرح پیشنهاد جنگ با ایران که هر چهار واقعه در چهار 28 اکتبر روی داده بود، در 28 اکتبر 1922 و در دومین روز «پیش به سوی رم» که در این راهپیمایی دهها هزار سیاهپوش (پیراهن سیاه) ناسیونالیست شرکت کرده بودند، پادشاه ایتالیا موسولینی رهبر آنان را رئیس دولت کرد. موسولینی که اعلام کرده بود امپراتوری باستانی روم را احیاء خواهد کرد 28 اکتبر 1940 پس از اینکه دولت یونان حاضر نشد بمانند عهد قدیم گوشه ای از امپراتوری روم باشد، به 530 هزار نظامی ایتالیایی مستقر در آلبانی دستور داد که یونان را تصرف کنند که موفق نشدند و هیتلر متحد موسولینی به یونان نیرو فرستاد و این کشور را اشغال نظامی کرد. نیروهای موسولینی در اجرای برنامه احیاء امپراتوری روم، در سال 1939 آلبانی را تصرف کرده بودند. موسولینی همچنین نیرو به شمال آفریقا فرستاده بود که لیبی و سومالی لند را تصرف کرده بودند. این نیروها بعدا با حمله متقابل انگلیسی ها رو به رو شدند و چون در وضعیتی نامساعد قرارگرفته بودند هیتلر بهترین سپهبد آلمان ـ مارشال اروین رومل ـ را با چند تیپ زرهی به شمال آفریقا فرستاد و ....
سوغاتهای دیدار كريستف كلمب از كوبا: سيب زميني، گوجه فرنگي و توتون
28 اكتبر سال 1492 كريستف كلمب كه از جانب دولت اسپانيا مامور يافتن راه وصول به هند از طريق درياهاي غرب شده بود به كوبا رسيد. وي قبلا به جزاير آنتيل (باهاماس) رسيده بود.
كلمب با مشاهده سواحل كوبا گمان برد كه به ژاپن رسيده است، ولي با مشاهده ساكنان بدون لباس آنجا كه پوستي قهوه اي رنگ داشتند، زود به اشتباه خود پي برد.
كوبا از آن روز تا سال 1898 از مستملكات اسپانيا بود. سوغات سفر كلمب از كوبا بذر سيب زميني، گوجه فرنگي و توتون بود كه تا ان زمان در قاره هاي ديگر ديده نشده بودند. پس از انتقال اين سه بذر به اروپا، از اینجا به ساير كشورها منتقل شدند.

برخي ديگر از رويدادهاي 28 اكتبر
# 1636: دانشگاه هاروارد در كامبريج ماساچوست تحت نام كالج «جان هاروارد» تاسيس شد كه نخستين موسسه آموزش عالي امريكا است و دومين آن دانشگاه «كالج ويليام اند مري» در ويرجينيا است. جان هاروارد يكي از موسسان كالج هاروارد بود.
# 1790: ايالت نيويورك با دريافت 30 هزار دلار از دعاوي خود كه سرزمين «ورمانت» وابسته به آن ايالت است صرفنظر كرد و ورمانت به صورت يك ايالت جداگانه اعلام موجديت كرد.
# 1793: «الي ويتني» در كاروليناي شمالي ماشين پنبه پاك كني (جين) را كه ساخته بود به ثبت رسانيد.
# 1904: انگشت نگاري براي تشخيص هويت رسميت يافت که از دهه آخر قرن بيستم آزمايش DNA وسيله ديگري براي تشخيص هويت شده و بعدا خواندن اعضاي ظاهري بدن توسط رايانه بر آن دو اضافه گرديده است.
# 1918: در پي فروپاشي امپراتوري اتريش كه نتيجه جنگ جهاني اول بود كه خود اتريش مسبب ان بود چك اسلواكي اعلام استقلال كرد
# 1922: موسوليني زمام امور ايتاليا را به دست گرفت.
# 1940: نيروهاي ايتاليا كه در پي اعمال اقتدار باستاني اين كشور بر حوزه مديترانه بودند از طريق آلباني خاك يونان را مورد حمله قرار دادند.
# 1929: براي نخستين بار يك نوزاد در هواپيماي در حال پرواز (برفراز فلوريداي امريكا) به دنيا آمد و از آن پس سوار شدن بانوان حامله در هواپيما داراي ضابطه شد.
# 1962: خروشچف رهبر وقت شوروي پس از سازش با كندي رئيس جمهوري وقت امريكا دستور پياده كردن سكوهاي پرتاب موشك در كوبا و باز گرداندن انها را به شوروي صادر كرد.
مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 7 آوريل -18 فروردین

ايران
تيمورتاش در ماموريت محرمانه و حساس - چگونگي ايجاد نيروي دريايي نوين ايران
رضاشاه پهلوی در آوريل 1928 (فروردين 1307) و در جريان نوسازي ارتش و تقويت بنيه نظامي ايران، تصميم به ايجاد يك نيروي دريايي براي وطن گرفت، ولي از انگليسي ها بيم داشت كه كار شكني كنند.
به نوشته مورخان تحولات جنگ جهاني دوم، وي در اجراي اين تصميم خود، در آن ماه در جستجوي فردي مطمئن براي اعزام به اروپا و تماس با موسوليني رهبر ايتاليا بود. در آن زمان، رضاشاه جز به عبدالحسين تيمورتاش وزير دربار خود به رجل ديگري اعتماد نكرد. تيمورتاش ظاهرا به نام ديدار دوستانه و حسن نيّت از اروپا، به اين قاره رفت و [برای آنکه جلب توجه نکند] پس از پرسه زدن در چند كشور وارد رم، شهر مورد نظر خود شد و نيات رضاشاه را براي موسوليني تشريح كرد و رهبر ايتاليا كه آماده شنيدن تصميمي نظير ايستادگي در برابر سلطه ديرپاي انگلستان بر منطقه خليج فارس بود قبول كرد كه شماري از افسران نيروي زميني ايران را در ظاهر به عنوان آموزش فنون تازه «رزم پياده» بپذيرد، و در ايتاليا به طور محرمانه به آنان آموزش دريايي دهد. بعلاوه، چند کشتي جنگي به ايران بفروشد.
پس از بازگشت تيمورتاش به وطن در سپتامبر 1928، طرح محرمانه به تدريج به اجرا درآمد. افسران نيروي زميني اعزامي به ايتاليا آموزش دريايي ديدند. پس از تکميل دوره آموزشي، موسوليني چند ناو جنگي به ايران فروخت و اين ناوها را به دست آن افسران سپرد كه از طريق دماغه اميد نيک (جنوب آفريقا) به ايران آمدند و به يكه تازي انگليسي ها در آبهاي ايران در خليج فارس پايان دادند. در آن زمان، آبراه سوئز در کنترل انگليسي ها بود و به همين سبب، کشتي هاي خريداري شده راه دور و دراز جنوب آفريقارا انتخاب کرده بودند. همين كشتي ها بودند كه انگليسي ها را از چند جزيره ايراني در خليج فارس بيرون كردند و چند پايگاهشان از جمله «باسعيدو» را بستند. ولي در جريان توطئه اشغال نظامي ايران، در آگوست و سپتامبر 1941 (شهريور 1320) به دست انگليسي ها افتادند و با افسرانشان منهدم و یا مصادره شدند.
گفته شده است (شايعه و نه، اثباتا) كه اين ماموريت محرمانه تيمورتاش پس از رنجش او از رضاشاه، درز پيدا كرده بود و انگليسي ها به جزئيات آن پي برده بودند و ....
عكس زير، موسوليني و تيمورتاش را در ملاقات سال 1928 نشان مي دهد كه ديداري عادي و تشريفاتي وانمود شده بود.
[تصویر:  musotamur.jpg]


مقدمه اشغال نظامي ايران که هدف نهايي چرچيل بود

وينستون چرچيل
وينستون چرچيل نخست وزير وقت انگلستان هفتم آوریل 1941 (18 فروردين 1320) دستور انتقال يك لشكر از هندوستان آن کشور (بریتیش ایندیا) را به بصره داد. بهانه اعزام اين لشكر كه عده نفرات آن به چهار هزار تن هم نمي رسيد محافظت از حوزه هاي نفتي بيان شده بود، ولي در واقع، ماموريت اين نيرو اشغال نظامي ايران در فرصت مناسب بود؛ زيرا كه دولت تهران عميقا متمايل به آلمان شده بود و ديكته هاي لندن را مانند گذشته نمي نوشت.
چرچيل از دو جهت هراس داشت؛ يكي سقوط شمال آفريقا و رخنه نيروهاي آلمان به شرق سوئز و ديگري عبور نيروهاي آلماني از قفقاز و سرازير شدن به مناطق نفتي خاورميانه و تصرف همه منطقه با كمك ارتش ايران. چرچيل مي دانست كه تصرف خاورميانه توسط آلمان، بدون كمك ايران امكان پذير نخواهد بود، و به اين دليل ايران را هدف قرار داده بود. چرچیل که در شرایط وقت، جنگ تمام عیار با ایران کاری آسان نمی دانست همزمان با اعزام نیرو به بصره به تطميع و خريد برخي مقامات نظامي و سياسي ايران و اطرافيان رضاشاه دست زده بود تا در اقدام نظامي انگلستان، ارتش ايران كه براي تجهيز آن 20 سال سرمايه گذاري شده بود وارد عمل نشود.
چرچيل در همان زمان در پارلمان انگلستان گفته بود كه بدون موافقت و همراهي ايران، هيچ قدرتي نمي تواند برخاور ميانه و حتي آسياي جنوبي مسلط باشد.
«تاريخ» نشان داد كه چهار ماه و دو هفته بعد (شهريور 1320)، لشكر اعزامي چرچيل از هندوستان، پس از مرخص شدن خائننامه سربازان پادگانهاي ايران، بدون برخورد با مانع چشمگير وارد ايران شد و در اشغال «ايران بي دفاع!» مشاركت جست.
ايران در آوريل 1951 - در ميان ناآرامي، تحريکات و اخطارهاي لندن، علاء رفت و مصدق آمد
حسين علاء
آوريل 1951 (فروردين 1330) در ايران با ناآرامي آغاز شده بود. چون در ماه مارس (اسفند)، قانون ملي شدن نفت به تصويب رسيده بود؛ انگليسي ها با همه توان و امكانات به آغاز و گسترش آن ناآرامي ها كمك كرده بودند، ازجمله با قطع پرداختي به كارگران صنايع نفت در خوزستان، دادن اخطار پشت اخطار به ايران و انتشار شايعات و تحريكات ديگر در سراسر كشور.
در آوريل 1951 انگليسي ها پرداختي كارگران نفت را قطع کرده بودند و اين کارگران به خاطر قطع درآمد و مبهم بودن آينده و وضعيت استخدامي شان بود که در آبادان دست به تظاهرات زده بودند و اين تظاهرات به صورت کاري روزانه درآمده بود. در موارد متعدد ميان اين كارگران و روشنفكران و جوانان (حاميان ملي شدن صنعت نفت) برخورد روي داده بود و ماموران انتظامي مداخله و شماري از دو طرف و عده اي انگليسي را كشته بودند. اين وضعيت دولت حسين علاء را مجبور به اعزام يك هيات عالي نظامي به آبادان کرده بود. اعزام اين هيات و ترميم كابينه هم نتوانست به ناآرامي پايان و دولت علاء را نجات دهد و وي 26 آوريل (ششم ارديبهشت) پس از دريافت يک اخطار سراسر تهديد از دولت لندن جاي خود را به دكتر مصدق داد و از آن پس، وزير دربار شاه شد. دولت لندن در اخطار خود که ششم ارديبهشت توسط سفير اين دولت در تهران به علاء تسليم شده بود براي ايران [اگر از ملي کردن نفت خود منصرف نشود] خط و نشان بسيار کشيده بود.


ترور سرلشکر «فرسيو» رئيس دستگاه قضايي ارتش ـ تشدید عملیات چریکی در تهران

بامداد هجدهم فروردین 1350 (هفتم آوریل 1971) هنگامي كه سرلشكر ضياء فرسيو رئيس وقت دستگاه قضايي ارتش از خانه اش در قلهك عازم محل كار خود بود هدف گلوله قرار گرفت و كشته شد. در اين تيراندازي، فرزند 16 ساله فرسيو كه با خودرو پدر عازم مدرسه بود مجروح گرديد. سه روز پيش از ترور فرسيو، در نزديكي همين محل به سوي نگهبان ورودي كلانتري پليس قلهك تيراندازي مرگ آور شده بود.
در پي ترور فرسيو، گفته شده بود كه وي به دست چريكهاي فدايي كشته شده است. فرسيو درجريان تعقيب قضايي چپگرايان و متهمان رويداد سياهكل خشونت بسيار به خرج داده و آنان را خشمگین و ناراضی تر كرده بود. دولت برای یافتن سر نخ جهت شناخت قاتل و یا قاتلان فرسیو 900 هزار تومان (در آن زمان؛ به ارزش 130 هزار دلار) جایزه نقدی تعیین کرده بود. همان روز (18 فروردین 1350) پرویز ثابتی که رسانه های وقت وی را «مقام امنیتی» می نوشتند در یک برنامه طولانی تلویزیونی، فعالیت های چریکی و بویژه رویداد سیاهکل را (ازدیدگاه دولت) شرح داد. توضیحات پرویز ثابتی و انتشار گزارش ترور فرسیو در روزنامه ها سرآغاز گسترش عملیات چریکی شهری در تهران بود که تا پیروزی انقلاب ادامه یافت. دولت وقت بعدا متوجه شد که اظهارات پرویز ثابتی نتیجه معکوس داشته و باعث گسترش فعالیت های ضد دولتی مسلحانه شده است. دور تازه عملیات چریکی شهری با ترور آمریکاییان بویژه مستشاران نظامی آمریکایی آغاز شده بود. درجریان یکی از این عملیات، اتومبیل حامل مک آرتور سفیر وقت آمریکا در ایران هدف گلوله قرارگرفته و باعث کناره گیری وی از این سمت شده بود.


اعدام امیرعباس هویدا که از جداشدن بحرین حمایت و به روزنامه ها کمک مالی می کرد - ماجراي عبرت آموز جسد هويدا
جسد هويدا در پزشكي قانوني [تصویر:  hoveida4.jpg]
هفدهم فروردین 1358 اميرعباس هویدا که در دهه های 1340 و 1350 سیزده سال نخست وزیر ایران بود در پايان دومين دور محاكمه اش در دادگاه انقلاب اسلامي به اعدام محكوم شد و حكم، دقايقي پس از صدور در محوطه زندان قصر درباره او به اجرا درآمد و تيرباران شد و جسدش به تالار معاینه جهت صدور پروانه دفن در پزشكي قانوني انتقال يافت. هويدا 59 ساله بود. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی، تا چند روز هيچيک از دوستان و بستگان هويدا براي تحويل گرفتن جسد او مراجعه نکرده بود! و این وضعیت سبب شده بود که مسئول پزشکی قانونی تهران به روزنامه ها خبردهد که جسد امیرعباس هویدا روی دست آن سازمان مانده و حتی یک نفر برای انتقال جسد به گورستان مراجعه نکرده است. اين واقعيت عبرت آموز در گزارش روزنامه هاي وقت آمده بود. يكي از اتهامات اصلي هويدا حمايت از استقلال بحرين (طبق قانون مصوّب پارلمان وقت؛ استان چهاردهم ايران) بود كه با اين عمل، سوگند خودرا كه حافظ تماميت ايران باشد نقض كرده و مستوجب مرگ شناخته شده بود. اتهام بزرگ دیگر هویدا، دادن کمک مالی مستمر به روزنامه ها بود که «ژورنالیسم، به عنوان قوه چهارم دمکراسی» آن را اکیدا ممنوع کرده زیرا نه تنها مغایر تفکیک قوا است بلکه روزنامه ای که از دولت کمک بگیرد تسلیم نظر دولت خواهد بود و به «خود ـ سانسوری» روی خواهد آورد که مآلا بزیان جامعه خواهد انجامید. «ژورنالیسم» تنها کمک دولت به نشریات تخصّصی و حزبی را با شرایطی روا داشته است.
نخستين دور محاكمه هويدا 24 اسفند 1357 برگزار شده بود. هويدا باور نمي كرد كه اعدام شود. چند دولت عضو بلوک غرب مهدي بازرگان نخست وزير وقت را تحت فشار قرار داده بودند كه مانع اعدام هويدا شود و به همين سبب شیخ صادق خلخالی در طول دومين دور محاكمه هويدا، تلفن هاي زندان قصر را از كار انداخته بود كه به او تلفن و سفارش نشود.



كارتر و قطع مناسبات آمريكا با ايران


جيمي كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا از حزب دمکرات هفتم آوريل 1980 همه مناسبات آن دولت با ايران را كه هنوز ادامه دارد قطع و ويزاهاي ايرانيان براي ورود به آمريكا حتي كارتهاي سبز ايرانياني را كه در خارج از آمريكا بودند لغو كرد و دستور داد كه تا اطلاع ثانوي به ايرانيان ويزاي ورود به آمريكا داده نشود و دستور ندادن ويزا تا نزديك به يك سال به قوت خود باقي بود. در اين ميان وزارت دفاع آمريكا (با احتياط تمام كه باعث تحريك و مقابله شوروي نشود كه در افغانستان مستقر شده بود) خودرا براي عمليات نظامي خارج كردن اعضاي دستگيرشده سفارت اين كشور در تهران (گروگانها) آماده مي ساخت كه اين عمليات بعدا در صحراي طبس شكست خورد. دولت کارتر قبلا به خليج فارس و آبهاي نزديک به آن، کشتي جنگي فرستاده بود. دولت لندن هم براي نشان دادن حمايت خود از واشنگتن يک ناوشکن وارد خليج فارس کرده و گزارش رسانه ها حکايت از اعلام حمايت دولت استراليا از اين قدرت نمايي دريايي داشت. واشنگتن چندي بعد تحريم اقتصادي را هم بر قطع رابطه افزود كه هرچند وقت يكبار تشديد مي شود و دولت "اوباما" درصدد جهاني کردن اين تحريم است.
كارتر كه در ژانويه 1977با شعار گسترش دمكراسي و رعايت حقوق بشر درجهان زمام امور ايالات متحده را به دست گرفته بود، از زمان روي كار آمدن (به دلايلي) خواهان تعديل اساسي در روش حكومتي شاه بود و بنابراين از منتقدين شاه و معترضين به خودكامگي هاي او حمايت كرد و تا توانست مانع از برخورد شديد شاه نسبت به ملّيون ليبرال شد، ولي برخلاف انتظار كارتر و دستيارانش، اينان در جريان انقلاب و پس از آن [با اينکه دولت موقت را در دست داشتند] نتوانستند ستون قدرت شوند و به تدريج همان قسمت از قدرت را هم كه به چنگ آورده بودند از دست دادند و ....
لینک مرجع